دانلود فایل (مبانی نظری پیشینه تحقیق جهت گیری مذهبی)

مبانی نظری پیشینه تحقیق جهت گیری مذهبی; مبانی نظری جهت گیری مذهبی ; پیشینه تحقیق جهت گیری مذهبی ; دانلود رایگان مبانی نظری جهت گیری مذهبی ; مبانی نظری

مبانی نظری پیشینه تحقیق جهت گیری مذهبی مبانی نظری جهت گیری مذهبی پیشینه تحقیق جهت گیری مذهبی دانلود رایگان مبانی نظری جهت گیری مذهبی مبانی نظری

توضیحات :

مبانی نظری پیشینه تحقیق جهت گیری مذهبی در 23 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

فهرست مطالب:

جهت گیری مذهبی

2-4-1- سرمایه مذهبی

2-4-2- سرمایه مذهبی و ایمان

2-4-3- خودفزایندگی و استهلاك سرمایه مذهبی

2-4-4- مرور دیدگاه چند روانشناس در مورد دین

2-6- پیشینه تجربی تحقیق

2-6-1- تحقیقات انجام گرفته در خارج از کشور

2-6-2- تحقیقات انجام گرفته در داخل کشور

منابع و مآخذ

بخشی از متن :

جهت گیری مذهبی

طی سالیان طولانی برخی اندیشمندان مذهب را عامل عقب‌ماندگی جوامع تلقی می‌کردند، اما در گذر زمان مشخص شد که نه تنها مذهب الهی عامل عقب‌ماندگی نیست بلکه می‌تواند عامل پیشرفت جوامع نیز باشد. در این زمینه و با این ادعا این پرسش مطرح می‌شود که آیا مذهب می‌تواند به‌عنوان یک عامل محرک مانند سرمایه فیزیکی بر توسعه و حتی تولید توزیع و مصرف اثر مثبت داشته باشد؟ در این‌جا سعی شده است مذهب از بعد اثرگذاری بر این عوامل و پدیده‌ها به عنوان سرمایه مذهبی تعریف شود. در اینجا یادآور می‌شویم که منظور ما از مذهب، انحراف‌های ایجاد شده در بعضی مقاطع زمانی برای بهره‌برداری سیاسی استحکام حکومت و یا خام کردن مردم جامعه همچون دوران پس از اوج‌گیری حکومت عباسیان و پس از آن عثمانی‌ها و یا صفویان و چرخش مسیر تبلیغات آموزه‌های مذهبی به سمت حفظ منافع حاکمان نیست بلکه مذهبی واقعی و خالص که همراه آموزه‌های پیش‌برنده در جامعه مطرح است.

2-4-1- سرمایه مذهبی

در ابتدای این بحث این نکته را یادآور می‌شویم که منظور ما از مذهب تحریف‌های موجود در مذاهب و یا انحراف‌های ایجاد شده در بعضی مقاطع زمانی برای بهره‌برداری سیاسی استحکام حکومت و یا خام کردن مردم جامعه همچون دوران پس از اوج‌گیری حکومت عباسیان و پس از آن عثمانی‌ها و یا صفویان و چرخش مسیر تبلیغات آموزه‌های مذهبی به سمت حفظ منافع حاکمان نیست بلکه مذهبی که همراه آموزه‌های پیش‌برنده در جامعه (مانند صدر اسلام و حتی چند قرن اول اسلام) مطرح است. بر این اساس سرمایه مذهبی به مجموعه نهادها عملكردها،‌ تجربه‌ها،‌ اعتقادات، باورها،‌ ارزش‌ها، دانش، قوانین و مقررات،‌ نمادها و واقعیت‌های محیطی فیزیكی و غیر فیزیكی و مانند آن در جامعه می‌گوییم كه از وجود مذهب و ایمان مذهبی نشأت گرفته باشد. سرمایه مذهبی را به دو بخش سرمایه مذهبی فردی و سرمایه مذهبی اجتماعی تفكیك می‌كنیم. سرمایه مذهبی در این قالب تعریف و تشریح مناسب‌تری پیدا می‌كند. سرمایه مذهبی فردی: به مجموعه مذهب انتخابی و اعتقادات، باورها، دانش، تجربه‌ها،‌ ارزش‌ها و عادت‌های حاصل از ایمان مذهبی و یا درباره مذهب نزد فرد، سرمایه مذهبی فردی می‌گوییم. به عبارت دیگر به عناصر مذهبی شكل‌دهنده و ساختار بخش رفتارهای فرد، سرمایه مذهبی فردی می‌گوییم كه این عناصر به‌طور خلاصه عبارت‌اند از: کیفیت مذهب انتخابی فرد، اعتقادات، باورها، دانش، هنجارها، تجربه‌ها و عادت‌های مذهبی فردی. در اثرگذاری این سرمایه، نقش اساسی را عمق و گستردگی هریك از عناصر شكل‌دهنده آن ایفا می‌كنند كه محور و پایه این عمق ایمان مذهبی فرد است. پس از بیان سرمایه مذهبی اجتماعی به این موضوع اشاره می‌كنیم. سرمایه مذهبی اجتماعی: به مجموعه نهادها، عملكردها، قوانین و مقررات، ارزش‌ها، اعتقادات، باورها، هنجارها، دانش، نمادها و سمبل‌های برخواسته و شكل‌دهنده ساختار مذهبی جامعه، سرمایه مذهبی اجتماعی می‌گوییم. به عبارت دیگر می‌توان گفت مجموعه عناصر شكل‌دهنده ساختار مذهبی هر جامعه سرمایه مذهبی آن جامعه است كه این عناصر عبارت‌اند از:

كیفیت مذهب حاكم در جامعه (اصول اعتقادی و قوت، دقت و صحت آن).

نهادهای مذهبی جامعه.

عملكردهای مذهبی نهادهای اجتماعی.

قوانین و مقررات مذهبی حاکم در جامعه.

اعتقادات،‌ باورها، ارزش‌ها و هنجارهای مذهبی جامعه.

دانش و مهارت‌های مذهبی جامعه.

فضاها، نمادها و سمبل‌های مذهبی جامعه.

و مانند این‌ها.

2-4-2- سرمایه مذهبی و ایمان

ایمان به منزله تصدیق قلبی با رسوخ در عمق وجود انسان‌ها باعث فراگیر شدن اثر مذهب و آموزه‌های آن در همه رفتارهای انسان می‌شود، از این‌رو می‌توان ایمان را مایه و نهاد اصلی سرمایه مذهبی فردی دانست. البته ایمان با اثرگذاری فزاینده بر سرمایه مذهبی فردی، ساختار سرمایه مذهبی اجتماعی را نیز شكل می‌دهد و آن را تقویت می‌كند. در باره اثرگذاری ایمان بر رفتارها مباحث مفصلی وجود دارد و در این مقاله فرصت بحث آن نیست. (از جمله رجوع شود به عزتی، 1384) با این وجود به‌طور خلاصه می‌توان گفت وجود ایمان به خدا، جهان پس از مرگ، رسالت و هدایت الهی، معنویت و فرشتگان موجب می‌شود ساختارهای اعتقادی، عاطفی و عملكردی افراد به شدت تحت تأثیر قرار گیرد و بر آن اساس رفتار افراد به‌صورت مورد نظر مذهب شكل بگیرد. این شكل‌گیری ساختارهای رفتاری تشکیل سرمایه است و حاصل همان سرمایه‌ای است كه سرمایه مذهبی فردی می‌نامیم. با این وجود این ساختارها می‌تواند بدون وجود ایمان نیز به صورت مذهبی شکل بگیرد. این شکل‌گیری می‌تواند بدون وجود ایمان فردی از طریق نهادهای اجتماعی عادت‌ها و هنجارهای فردی و اجتماعی و مانند آن شکل بگیرد. از این‌رو اثر ایمان و سرمایه مذهبی دو اثر جداگانه است اما این دو عامل بر یکدیگر مؤثر هستند. به همین صورت می‌توان گفت ایمان از طریق شكل‌دهی سرمایه مذهبی فردی بر سرمایه مذهبی اجتماعی و ساختار بخشی آن اثر مبنایی و پایه‌ای دارد، زیرا رفتارها، عملكردها، نهادها و مانند این‌ها در اجتماع توسط افراد شكل می‌گیرد. البته بسیاری از عناصر شكل‌دهنده ساختار سرمایه مذهبی اجتماعی حاصل سرمایه مذهبی گذشتگان و ویژگی‌های تاریخی و محیطی جوامع در گذشته و امروز است. با این وجود اثرگذاری این ویژگی‌ها نیز با تقویت ایمان مذهبی ـ كه خود می‌تواند از ابعادی تحت تأثیر سرمایه مذهبی باشد ـ افزایش می‌یابد. (برای توضیح بیشتر درباره ایمان به عزتی 1381 مراجعه كنید). اثرگذاری هریك از این‌ها به عمق نفوذ آن‌ها در جامعه، گستردگی كمی و كیفی آن‌ها، عملكرد و جایگاه صحیح و مناسب آن‌ها نزد مردم، دقت صحت و فایده معنوی آن‌ها مقبولیت آن‌ها نزد افراد جامعه و نظیر آن بستگی دارد. مذهب یك عامل محرك و برانگیزاننده كیفیت و كمیت اعمال و رفتارها و نتایج آن‌ها است. این عامل می‌تواند امید بخش، سوق‌دهنده به جلو،‌ موجب رشد و پیشرفت، تحرك، ایجاد تحول، بهبود بهره‌وری و تولید، افزایش سرمایه‌گذاری، ایجاد الگوی مصرف و پس‌انداز خاص و مانند این‌ها شود. بر این اساس می‌توان مذهب را یك عامل مؤثر بر متغیرهای فردی و اجتماعی دانست و گفت مذهب یک عامل محرك رو به جلو است. این عملكرد و اثرگذاری مانند عملکرد سرمایه فیزیکی است. از این‌رو مذهب را سرمایه تلقی می‌كنیم. این سرمایه می‌تواند درون یك فرد یا یك جامعه انباشته شود. در هر دو حالت این سرمایه قابل كاهش و افزایش است. در ادامه منابع ایجاد وگسترش این سرمایه را بیان می‌كنیم.

2-4-3- خودفزایندگی و استهلاك سرمایه مذهبی

سرمایه مذهبی فردی و اجتماعی خودفزایندگی دارد. همچنین سرمایه مذهبی موجب افزایش در ایمان افراد می‌شود و نیز از طریق تقویت سرمایه‌های مذهبی فردی باعث افزایش توان ایجاد سرمایه مذهبی اجتماعی می‌شود. ایمان و سرمایه مذهبی فردی باعث افزایش ایجاد (تولید) سرمایه مذهبی فردی و اجتماعی جدید می‌شود.

سرمایه مذهبی می‌تواند استهلاك نیز داشته باشد كه بخشی از استهلاك می‌تواند از طریق خودبازسازی درونی (خودفزایندگی) جبران شود. بخشی از آن نیز نیازمند صرف سرمایه انسانی و سرمایه فیزیكی است.

استهلاك سرمایه مذهبی به معنی كاهش هنجارها، ارزش‌ها، نمادها، سمبل‌ها، مكان‌ها و … مذهبی به صورت مادی یا معنوی و به صورت كمی یا كیفی است. وجود خودفزایندگی و استهلاک از این نوع در سرمایه مذهبی نیز یک وجه تمایز آن با سرمایه اجتماعی است.

2-4-4- مرور دیدگاه چند روانشناس در مورد دین

در مقاله حاضر دیدگاه نظریه پردازانی که در زمینه‌ی روان شناسی دین نطریه ی خاصی را به طور مستقل ارائه کرده‌اند مورد توجه قرار گرفته است. ابتدا نظریه ویلیام جیمز (۱۹۰۱) پیرامون تجربیات دینی که به صورت گزارش‌های افراد مختلف ارائه شده مطرح و نهایتاً نظریه ناهشیار به عنوان منبعی برای تجربیات جذبه، عرفان، اشراق و هرگونه تجربیاتی که نوعی ارزش معنوی دارد ارائه شده است.

در مقالة حاضر دیدگاه نظریه پردازانی که در زمینة روان شناسی دین نظریة خاصی را به طور مستقل ارائه کرده‌اند مورد توجه قرار گرفته است. ابتدا نظریه ویلیام جیمز (۱۹۰۱) پیرامون تجربیات دینی که به صورت گزارش‌های افراد مختلف ارائه شده مطرح و نهایتاً نظریة ناهشیار به عنوان منبعی برای تجربیات جذبه، عرفان، اشراق و هرگونه تجربیاتی که نوعی ارزش معنوی دارد ارائه شده است. سپس نظریة گوردون آلپورت (۱۹۵۰) در خصوص جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی و تفاوت‌های هریک با دیگری مطرح شده است. در ادامه نظریه اریکسون (۱۹۶۸) در خصوص ایمان به عنوان یک نیاز حیاتی انسان بزرگسال که تحول یافتة ظرفیت اعتماد کودک به جهان و مادر است مورد بررسی قرار گرفته است. مفهوم دیگری که از سوی اریکسن مطرح شده «هویت» و «بحران هویت» است. این مفاهیم که در بحث شکل گیری شخصیت فرد مطرح می‌شود با دینداری

ارتباط پیدا کرده است. همین ارتباط باعث شده است تا برخی از روان شناسان مانند جیمز مارشیا (۱۹۸۰) و آدامز (۱۹۸۹) گرایش به دین را به عنوان بخشی از هویت فرد در نظر بگیرند. در خاتمه نظریه فولر و لوین (۱۹۸۰) کاملاً توضیح داده شده است. طبق این نظریه ایمان طی شش مرحله تکامل می‌یابد. این مراحل از کودکی و نوجوانی آغاز شده و تا میانسالی تحول می‌یابد.

علم روان شناسی طی یک قرن گذشته نسبت به پدیدة مذهب موضع گیری‌های بسیار متفاوتی داشته است. اگر چه ویلیام جیمز و استانلی هال به عنوان متقدمین روان شناسی در آمریکا نسبت به مطالعة دین توجه خاصی داشتند اما روند مطالعات روان شناسی در غرب و خصوصاً آمریکا حاکی از عدم توسعة رغبت‌های متقدمین توسط متاخرین است. ویلیام جیمز (۱۹۰۲) در کتاب گونه‌های تجربة دینی خود که شامل بیست سخنرانی وی است به بررسی انواع تجربیات دینی پرداخته است. وی ضمن استناد به تجربیات شخصی افراد در حالات جذبه، خلسه و احساس حضور نزد پروردگار به مسئله وحدت وجود که از مباحث اساسی در فلسفه و عرفان است توجه می‌کند. دامنة مطالعات ویلیام جیمز در زمینة تجربیات دینی از کشور آمریکا فراتر رفته و فرهنگ شرق را نیز در بر می‌گیرد. این بررسی‌ها شامل سرگذشت غزالی و اشاره به اشعار شبستری در گلشن راز نیز می‌شود. حاصل این مطالعات منجر به ارائه یک فرضیة اساسی در زمینه روان شناسی دین می‌شود. جیمز می‌گوید:

به هنگامی که مسئله تصوف، عرفان، دعا و نیایش را مورد مطالعه قرار داده بودیم ملاحظه کردیم که در زندگی مذهبی نقش عمده را فیض نهایی که از قسمت ناهشیار ما می‌رسد بازی می‌کنند. بنابراین من فرضیه خود را اینطور قرار می‌دهم: این حقیقت برتر که ما در تجربیات دینی با آن ارتباط پیدا می‌کنیم، بیرون از حدود وجود فردی ما هرچه می‌خواهد باشد، درون حدود وجود ما، دنبالة ضمیر ناهشیار ما از اوست. وقتی که ما به این نحو پایة فرضیة خود را بر روی امری که مورد قبول دانشمندان روان شناس است قرار می‌دهیم، با علوم امروزی تماس خود را حفظ کرده‌ایم؛ حال آنکه علمای علم کلام چنین تماسی را ندارند. (ویلیام جیمز، 1936).

ریچارد گورساچ (1988) که به بررسی تاریخچة روان شناسی دین پرداخته است معتقد است که از دهة ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ در زمینه روان شناسی دین مطالعه مهمی انجام نشده است. البته گوردون آلپورت از سال ۱۹۵۰ در زمینة روان شناسی دین کتاب فرد و دینش را تالیف کرد که بایستی حرکت او را در این زمینه حائز اهمیت دانست. هنر آلپورت این بود که به عنوان یک روان شناس اجتماعی با ارائه نظریة جهت گیری درونی و بیرونی نسبت به دین در انسان توانست مطالعات روان شناسی اجتماعی در زمینة تعصبات نژادی را با در نظر گرفتن جهت گیری مذهبی فرد مورد مطالعه قرار دهد. تقسیم بندی آلپورت در خصوص جهت گیری مذهبی فرد توانسته است توجه زیادی را طی سالیان اخیر به خود معطوف دارد و در مطالعاتی که عامل مذهب مورد توجه روان شناسان باشد به عنوان یک نظریه کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. آلپورت برحسب جهت گیری دینی افراد، آن‌ها را با دو جهت گیری دینی درونی و بیرونی تقسیم بندی کرد. از نظر آلپورت افراد مذهبی با جهت گیری درونی ضمن درونی سازی ارزش‌های دینی، مذهب را به مثابه هدف در نظر می‌گیرند. در حالیکه افراد با جهت گیری بیرونی، دین را صرفاً وسیله ای برای نیل به اهداف دیگر در نظر می‌گیرند (آلپورت، ۱۹۶۷).

یکی دیگر از روان شناسانی که در زمینة روان شناسی دین نظریه ای راهگشا مطرح کرده است اریک اریکسون است. اریکسون که یک نو فرویدی است نسبت به دین موضع گیری مثبتی دارد. وی معتقد است بین نهادهای اجتماعی به وجود آمده در طول تاریخ زندگی انسان و نیازهای روان شناختی او ارتباط وجود دارد. به نظر اریکسن دین به عنوان یک نهاد اجتماعی در طول تاریخ در خدمت ارضأ «اعتماد اساسی» بشر بوده است. اریکسن بر خلاف فروید دین را به عنوان بازگشت به دورة کودکی ندانسته و آن را برای تامین نیاز اعتماد اساسی بشر ضروری می‌داند. اریکسون اولین مرحلة تحول » من» را به عنوان » اعتماد» در برابر «عدم اعتماد» نامیده و معتقد است که کودک در اولین مرحله از تحول شخصیت خود به تدریج جهان خارج و مادر را به عنوان پدیده ای قابل اعتماد درک می‌کند. وی معتقد است » اعتماد» در دوران کودکی پایه ظرفیت » ایمان» در بزرگسالی را فراهم می‌کند. ایمان به عنوان یک نیاز حیاتی، انسان را به سوی پذیرش دین سوق می‌دهد. مفهوم هویت که توسط اریکسن مطرح شد از سوی جیمزمارشیا در یک الگوی چهار وضیعتی هویت توسعه یافت. این چهار وضعیت عبارت‌اند از: هویت یافتگی، بحران زدگی، دنباله روی و آشفتگی. هریک از چهار وضعیت هویتی تعریف شده از سوی مارشیا در تجدید نظرهای بعدی با توجه به دو بعد عقیدتی و بین شخصی تفکیک شد. (اریکسون، ۱۹۶8).

پیشرفت‌های بدست آمده در حوزة تحول قضاوت اخلاقی و نیز مسلح شدن روان شناسی به روش بررسی تحولی مفاهیم و سازه‌های روان شناختی به مطالعات روان شناسی دین نیز کمک شایانی کرده است. فولر و لوین (۱۹۸۰) در زمینة بررسی ایمان به ارائه نظریه ای تحولی شامل شش مرحله پرداخته‌اند. این نظریه که از برخی جهات به نظریة قضاوت اخلاقی کلبرگ شباهت دارد، می‌تواند در مطالعة ارتباط دین با متغیرهای دیگر با توجه به مراحل مختلف ایمان و سطح بندی افراد در مراحل مختلف آن کمک شایانی نماید. از نظر فولر ولوین (۱۹۸۰) ایمان مذهبی برای افراد در سنین مختلف دارای ساختار متفاوتی است. این دو نظریه پرداز ساختار ایمان را مجموعه ای از باورها می‌دانند که در هر مرحله تعیین کنندة چگونگی عملیات ذهنی در استدلال یا قضاوت دربارة موضوعات مورد توجه در حیطة دین است. به طور خلاصه شش مرحلة ایمان از نظر فولر ولوین (1980) به ترتیب زیر است:

مرحله اول ایمان شهودی فرافکنی:

در این مرحله ایمان بیانگر ابراز آرزوهای کودک است. کودکان در سن ۳ تا ۷ سالگی دارای جهت گیری خیالبافانه و تقلیدی هستند، ولی محتوای فکر آن‌ها دارای الگوهای نسبتاً سیال است. در مرحلة اول فولر همانند مرحلة اول قضاوت اخلاقی کلبرگ کودک کاملاً خود میان بین بوده و در عین حال در خصوص تابوهای موجود در جامعه نسبت به برخی از اعمال کاملاً آگاهی دارد.

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 23


مطالب تصادفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *