دانلود فایل (مقاله درباره منطق و فلسفه 24 ص)

تحقیق در مورد منطق و فلسفه 24 ص منطق و فلسفه 24 ص;دانلود تحقیق در مورد منطق و فلسفه 24 ص

مقاله درباره منطق و فلسفه 24 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات :

مقاله درباره منطق و فلسفه 24 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

علم منطق :
یكى از علومى كه از جهان خارج وارد فرهنگ اسلامى شد و پذیرش عمومى یافت و حتى به عنوان مقدمه اى بر علوم دینى جزء علوم دینى قرار گرفت علم منطق است .
علم منطق از متون یونانى ترجمه شد واضح و مدون این علم ارسطاطالیس یونانى است.این علم در میان مسلمین نفوذ و گسترش فوق العاده یافت اضافاتى بر آن شد و به سر حد كمال رسید . بزرگترین منطقهاى ارسطویى كه در میان مسلمین تدوین شد منطق الشفاى بو على سینا است منطق الشفا چندین برابر منطق خود ارسطو است.
تعریف منطق :
منطق < قانون صحیح فكر كردن > است . یعنى قواعد و قوانین منطقى به منزله یك مقیاس و معیار و آلت سنجش است كه هر گاه بخواهیم درباره برخى از موضوعات علمى یا فلسفى تفكر و استدلال كنیم باید استدلال خود را این مقیاسعا و معیارها بسنجیم و ارزیابى كنیم كه بطور غلط نتیجه گیرى نكنیم منطق براى یك عالم و فیلسوف كه از آن استفاده مى كند نظیر شاقول یا طراز است كه بنا از وجود آنها براى ساختمان استفاده مى كند و مىسنجد كه آیا دیئارى كه بالا برده است عمودى است یا نه ؟ و یا آیا سطحی كه چیده است افقى است یا نه؟
فائده منطق :
از تهریفى كه برای منطق ذكر كردیم فایده منطق نیز روشن مى شود معلوم شئ فایده منطق جلوگیرى ذهن است از خطاى در تفكر ؛ تفكر عبارت است از مربوط كردن چند معلوم به یكدیگر براى بدست آوردن معلوم جدید و تبدیل كردن یك مجهول به معلوم . در حقیقت تفكر عبارت است از سیر و حركت ذهن از یك مطلوب مجهول به سوى یك سلسله مقدمات معلوم و سپس حركت از آن مقدمات معلوم به سوى آن مطلوب براى تبدیل آن به معلوم.
ذهن آنكاه كه فكر مىكند و می خواهد از تركیب و مزدوج كردن معلومات خویش مجهولى را تبدیل به معلوم كند باید به آن معلومات شكل نظم و صورت خاص بدهد . یعنى معلومات قبلى ذهن تنها در صئرتى مولد و منتج مىشوند كه شكل و صورت خاصى به آنها داده شود منطق قواعد و قوانین این نظم و شكل را بیان مى كند .

خطاى ذهن :
ذهن آنگاه كه تفكر مى كند و امورى را براى امرى دیگر قرار میدهد ممكن است صحیح عمل كند و ممكن است دچار خطا گردد. منشاء خطا یكى از دو امر ذیل ممكن است باشد :
1- آن مقدماتى كه آنها را پایه قرار داده و معلوم فرض كرده خطا و اشتباه باشد . یعنى مقدماتى كه مصالح استدلال ما را تشكیل مىدهد فاسد باشد.
2- نظم و شكل و صورتى كه به مقدمات داده شده غلط باشد یعنى هر چند مصالح استدلال ما صحیح و درست است ولى شكل استدلال ما غلط است.
خطا سنجى منطق ارسطویى منحصراً مربوط به شكل و صورت استدلال اما سنجش خطاى ماده استدلال از عهده منطق ارسطویى خارج است لهذا منطق ارسطویى را منطق صورت مى نامند .
موضوع منطق :
موضوع علم عبارت است از آن چیزى كه آن علم در اطراف آن بحث مىكند و هر یك از مسائل آن علم را در نظر بگیریم خواهیم دید بیانى است از یكى از احوال و خواص و آثار آن . عبارتى كه منطقیین و فلاسفه در تعریف موضوع علم بكار برده اند اینست : موضوع كل علم هو ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیه یعنى موضوع هر علم آن چیزىاست كه آن علم درباره عوارض ذاتى آن بحث مىكند.
در اینجا دو نظریه است :
1- علت این امر اینست كه مسائل هر علمی بالاخره در اطراف یك حقیقت معینى بحث میكند . مثلا علت هم خانواده بودن مسائل حساب اینست كه همه آنها در اطراف عدد و خواص و آثار اعداد است و علت هم خانوادگی و قرابت مسائل هندسى اینست كه همه آنها در اطراف مقدار مى باشند.
2- نظریه دوم اینست كه پیوند مسائل علوم با یكدیگر ناشى از آثار و فوایدى است كه بر آنها مرتب میشود. فرضا یك عده مسائل در اطراف یك موضوع معین نباشد هر مسئله ای مربوط به موضوع جداگانه ای باشد اگر آن مسائل از لحاظ اثر و فایده و غرضىكه به دانستن آنها تعلق میگیرد وحدت و اشتراك داشته باشند كافى است كه قرابت و هم خانوادگى میان آنها برقرار گردد و ضمناا آنها را از مسائل دیگرى كه علم دیگر بشمار میرود متمایز كند. ولى این نظریه صحیح نیست اینكه یك عده مسائل از لحاظ اثر و فایده و غرضى كه به دانستن آنها تعلق میگیرد وحدت و سنخیت پیدا مى كند ناشى از شباهت ذاتى لأن مسائل بیكدیگر استو شباهت ذاتى آن مسائل بیكدیگر ناشى از اینست كه همه أن مسائل از حالات و عوارض موضوع واحدی می باشند.
كلی و جزیى :
یكی دیگر از بحثهای مقدماتى منطق بحث كلى و جزیى است .تصورات كلى و تصورات جزیى :
تصورات جزیی یك سلسله صورتها است كه جز بر شخص واحد قابل انطباق نیست در مورد مصداق این تصورات كلماتى از قبیل ” چندتا” كدامیك ” معنى ندارد.
ادراك كلى علامت رشد و تكامل انسان در میان جانداران است . راز موفقیت انسان – بر خلاف حیوانات-
به درك قوانین جهان و استخدام آن قوانین و ایجاد صنایع و تشكیل فرهنگ و تمدن ، همه در ادراك كلیات نهفته است .منطق كه ایزار صحیح فكر كردن است هم با سروكار دارد هم با كلى ، ولى بیشتر سرو كارش با كلیات است .

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 24



دانلود فایل (تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى)

مقاله مفهوم شهود در فلسفه ;تحقیق مفهوم شهود در فلسفه اسلامی ;مقاله فلسفه اسلامی و شهود;بررسی فسلفه اسلامی و شهود

فایل تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى در 64 صفحه در قالب Word

توضیحات :

فایل تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى در 64 صفحه در قالب Word.

بخشی از متن :

مقدمه
مفهوم «شهود» (1) را مى‏توان در زمینه‏هاى مختلف بررسى كرد. این مفهوم، در فلسفه جایگاهى رفیع داشته و در تقسیمات اولیه وجود، مباحث علم و عالم و معلوم، شناخت‏شناسى و هستى‏شناسى توسط فلاسفه به مورد بحث گذاشته شده است. (2) همچنین، مفهوم «شهود» در عرفان و تصوف منزلتى بس ارجمند یافته و عرفا مباحثى ارزشمند در خصوص «شهود» و «حضور» از خود بر جاى نهاده‏اند. در مباحث اخلاقى و فلسفه اخلاق هم برخى صاحب‏نظران به این واژه عطف توجه كرده و مكتب شهودگرایى در اخلاق، در اواخر قرن
نوزدهم رونق خاصى یافته است. (3) همین‏طور متكلمان و دین‏شناسان به مناسبت‏هایى مفهوم شهود و پى‏آمدهاى حاصله از آن را مورد مداقه خود قرار داده و در اعتلاى نظر خود به شهود مطلق كه مختص خداى متعال است نائل شده‏اند. (4)
حال با توجه به گستردگى زمینه بحث و كنكاش علمى در این واژه، مناسب است تنها به بحث پیرامون یك جنبه آن اكتفا كرده و در موارد دیگر تنها به اشاره‏اى گذرا بسنده كرد. هرچند به یك معنا، بررسى دقیق و موشكافانه یك مفهوم در یك جنبه خاص مستلزم پرداختن به جنبه‏هاى دیگر است. اما به لحاظ محدودیت این مقاله، تا حد امكان از گستردگى بحث اجتناب خواهد شد. در این نوشتار، جنبه‏هاى عقلى و یا به تعبیر دقیق‏تر جنبه‏هاى فلسفى «شهود ش مورد بررسى قرار گرفته با نگاهى گذرا به سیر تاریخى این بحث و آشنایى با اندیشه‏هاى فلاسفه غربى و اسلامى، به كنكاش در این مبحث‏خواهیم پرداخت. هر چند باید اذعان داشت تتبع عمیق در این بحث از حوصله یك مقاله خارج بوده و نیازمند مبحثى گسترده و فراگیر مى‏باشد. اما این اعتراف نمى‏بایست مانع پرداختن اجتمالى به آن شود. ابتدا، قبل از پرداختن به هرگونه بحثى، به معانى لغوى و اصطلاحى «شهود» نظر مى‏افكنیم.
واژه «شهود»
در بسیارى موارد، واژه «شهود» با واژه «حضور» به یك معنا به كار مى‏رود و بعضا به جاى یكدیگر استعمال مى‏شوند. شهود از ریشه «شهد» مشتق شده كه به معناى حضور مى‏باشد. و حضور از ریشه «حضر» در مقابل غیبت‏به كاكر مى‏رود. (5) هرگاه شهود و حضور به یك معنا گرفته شوند، معناى مقابل این دو غیبت است. اگر شى‏ء از شى‏ء دیگر غایب بود (غیبت فیزیكى یا معنوى) حضور و یا شهودى صورت نمى‏گیرد. و اگر غیبت‏برطرف شد و دو شى‏ء بدون مانع در كنار یكدیگر قرار گرفتند، در این صورت آن دو شى‏ء براى یكدیگر حضور دارند. (6) در لغت معناى دیگرى براى شهود بیان داشته‏اند كه عبارتند از: وجدان، حدس، كشف، اشراق، ادراك، الهام، وجود و مانند آن. (7)
در علوم مختلف عقلى، براى این واژه اصطلاحات متفاوتى وجود دارد. در اصطلاح فلسفى، در بحث معرفت‏شناسى، شهود غالبا به معناى حضور مى‏آید. در تقسیم‏بندى علم، علم شهودى كه همان علم حضورى است در مقابل علم حصولى قرار مى‏گیرد. در این‏گونه علم، معلوم در محضر عالم است و عالم به معلوم شهود دارد. در این صورت مى‏توان گفت عالم و معلوم نسبت‏به یكدیگر حضور یا شهود دارند و اتحاد عالم با معلوم صورت مى‏گیرد. (8)
در اصطلاح عرفانى، واژه شهود معنایى غیر از حضور به خود گرفته است. هر چند در مرحله‏اى كه عارف هب شهود حق نایل مى‏شود، حتما حضور هم صدق خواهد كرد. حضور عرفانى در مقابل غیبت است. شهود عرفانى به معناى كشف و مكاشفه است و در این صورت معنایى مرادف با رؤیت پیدا مى‏كند. (9)
در اصطلاح اخلاقى، شهود بر یك احساس درونى اطلاق مى‏شود. احساسى كه برخاتسه از درون است و هیچ‏گونه تجربه بیرونى در آن دخالت ندارد. این احساس مى‏تواند بین خیر و شر، حسن و قبح تمیز دهد. در این صورت شهود به یك نوع قضاوت درونى بازگشت مى‏كند كه معناى مرادف با وجدان دارد. (10)
در اصطلاح كلامى، شهود دو معناى صاعد و نازل به خود گرفته است. در معناى اولیه، شهود به معناى شهادت در مقابل غیبت است. عالم شهادت كه در اصطلاح دینى آمده، همان عالم حسوسات است كه مشهود انسان قرار مى‏گیرد. در مقابل آن عالم غیب است كه از حوسا ظاهرى انسان غایب مى‏باشد. معناى ثانوى شهود كه معناى صاعد و متعالیه‏اى است، تنها در مورد خداى متعال اطلاق مى‏گردد. به این معنا، تنها خداى متعال شاهد بر همه موجودات بوده و بر همه چیز و همه جا شهود مطلق دارد. (11)
پس از آشنایى كوتاه با معانى و اصطلاحات عقلى مفهوم شهود، ابتدا نظرى اجمالى به اصطلاح عرفانى اخلاقى و كلامى خواهیم انداخت و آن‏گاه اصطلاح فلسفى شهود را بسط بیش‏ترى خواهیم داد.
شهود عرفانى
مفهوم شهود در عرفان و تصوف از مفاهیم اصلى به حساب مى‏آید. شهود و یا مشاهده بر موردى اطلاق مى‏شود كه رؤیتى صورت گیرد. محل این رؤیت قلب بوده و چنین رؤیتى تنها به دلیل توحید یعنى بالحق محقق مى‏شود. با این خصوصیات است كه شهود عرفانى حاصل یم شود. زمانى كه مشاهده صورت گرفت، شاهد در مشهود فانى شده و خودى نمى‏بیند، در این صورت شهود حق بالحق است. این‏گونه شهود به تجلى ذات حق تعلق خواهد گرفت. (12)
شهود واقعى نزد عرفاء، رؤیة حق به حق است. (13) و شهود ذاتى یا مشاهده ذاتیه، شهود حق تعالى است كه حاصل آن یك نوع معرفت‏یقینى خواهد بود كه به «عین الیقین‏» موسوم مى‏گردد. (14)
حضور در اصطلاح عرفانى در مقابل غیبت‏به كار مى‏رود. هر گاه قلب عارف از خلق غایب و به حق حاضر باشد، در این صورت حضور صورت مى‏گیرد. (15) و گاه حضور در مقابل غفلت‏به كار مى‏رود، كه در این صورت به معناى تنبه خاص است. اگر براى عارف تنبهى سبت‏به حق صورت گرفت كه نتیجه این تنبه غیبت از ماسواى حق باشد، در این صورت حضور نزد حق محقق شده است، (16) و به دنبال این حضور و تنبه، عارف مى‏تواند شهودى نسبت‏به حق داشته باشد (اگر اسباب مشاهده را از قبل فراهم ساخته باشد) . در این معنا، حضور مقدمه‏اى براى شهود است. آنچه در قلب حاضر است و ذكر و یاد انسان را به خود مشغول داشته است همان مشهود انسان بوده و عارف شاهد آن است. اگر آنچه كه در قلب غلبه حضورد ارد علم باشد، در این صورت عارف شاهد علم است. و اگر امر غالب وجد باشد، عارف شاهد وجد است، و اگر غالب بر قلب او حق باشد (17) در این صورت عارف به شهود واقعى دست‏یافته و شاهد حق شده است. پس این‏گونه حضور مى‏تواند شرط شهود باشد، همچنین مى‏تواند شرط سماع هم باشد. تا حضورى صورت نگیرد. سمعى در كار نخواهد بود. (18)
در عرفان، اصطلاح كشف گاه به معناى شهود به كار رفته است، اما غالبا عرفا كشف را بر مقامى كه فوق شهود است اطلاق مى‏كنند. تشابه كشف و شهود در این است كه هر دو طریقى براى كسب معرفت‏به حساب مى‏آیند. اما تفاوت آن‏ها از دو جهت است: یكى این‏كه متعلق مكاشفه معانى است ولى متعلق شهود ذوات است. و دیگر این‏كه كشف اتم و اعلى از مشاهده است. لذا مكاشفه یك نوع ادراك معنوى است كه اختصاص به معانى پیدا مى‏كند. (19)
نتیجه آن‏كه بر اساس اصطلاح عرفانى، شهود مى‏تواند طریقى براى كسب معرفت‏باشد و اگر معرفتى از این طریق براى عارف حاصل شد، این معرفت‏یقینى است، زیرا هیچ‏گونه واسطه‏اى در كسب این آگاهى دخالت نداشته عارف مستقیما مشهود را رؤیت مى‏كند.
شهود اخلاقى
شهود اخلاقى به معناى یك احساس درونى است كه انسان توسط این احساس قادر خواهد بود بین خیر و شر ویا حسن و قبح تمایز ببیند. یكى از مسائل مهم فلسفله اخلاق همین نكته است كه آیا تشخیص خیر و شر و یا حسن و قبح بر چه اساسى است؟ آیا مى‏توان وجود نیرویى را در انسان پذیرفت كه خود خوبى‏ها و بدى‏ها از هم متمایز سازد؟ اگر چنین نیروى درونى را بپذیریم، آیا فطرى است‏یا كسبى؟ آیا در تقویت و یا تضعیف این احساس درونى مى‏توان كوشش كرد؟ (20)
این‏ها مسائلى است كه از دیرزمان در فلسفه اخلاق به بحث گذاشته شده و عده‏اى را بر آن داشته است تا در درون انسان به وجود احساسى قایل شوند كه در قضایاى اخلاقى حاكم است هر چند در طول تاریخ بررسى‏هاى حكمت عملى، این احساس و نیروى درونى نام‏هاى متفاوتى به خود گرفته، اما همگى یك معنا را دربرداشته است.
ارسطو و پیروان مشایى وى، نیروى عقل را در این امر حاكم مى‏دانند و تعبیر عقل عملى را به كار گرفته‏اند، عده‏اى دیگر، نیروى وهم را بدین قضاوت گمارده‏اند و برخى از نیرویى غیر از عقل و وهم به نام وجدان و یا ضمیر اخلاقى نام برده‏اند. (21) در اسلام، دو طرز تفكر نسبت‏به حسن و قبح در بین اندیشمندانى كه به این امر پرداخته‏اند، به چشم مى‏خورد. عده‏اى حسن و قبح را عقلى دانسته‏اند، معناى این سخن این است كه عقل را یاراى قضاوت در این میدان مى‏باشد. آنان كه براى عقل چنین توانایى قایل هستند، در این زمینه قایل به شعور اخلاقى شده‏اند كه این تعبیر دیگرى از همان احساس درونى و یا شهود اخلاقى خواهد بود. (22)
شهودگرایى اخلاقى در غرب، طرز تفكرى است مبنى بر این‏كه انسان مى‏تواند خود شهودا خوبى را از بدى متمایز نماید، و این شهود یك احساس درونى است. و بر اساس این احساس، فرد ذاتا بدون اتكاء به خارج و یا داشتن هرگونه تجربه خارجى بین خیر و شر تشخیص خواهد داد. (23)
شهودگرایى اخلاقى معتقد است، ادراك خوبى و بدى و قضایایى از این قبیل بدون واسطه براى انسان حاصل شده و این نوع آگاهى و علم به امور اخلاقى كه خود برخاتسه از یك نوع استعداد خاصى در انسان است، همگى مقدم بر تجربه است. این احساس مقدم بر تجربه به طور شهودى متعلق درك انسان قرار مى‏گیرد. (24)
با توجه به این برداشت‏خاص از مفهوم «شهود» در شهودگرایى اخلاقى، معناى اصطلاحى این واژه بازگشت‏به همان علم شهودى مى‏كند، كه معلوم مشهود بلاواسطه عالم مى‏شود.
شهود كلامى
كاربرد این مفهوم در كلام به وسعت كاربرد آن در فلسفه و عرفان نیست. متكلمین اسلامى و غیراسلامى در چند مورد خاص به این مفهوم تمسك كرده‏اند. یكى از آن موارد، در زمینه حسن و قبح اخلاقى است كه در مبحث قبل بدان اشارت رفت. (25) مورد دیگر، در تمایز بین عالم جسمانى و عالم روحانى و یا به تعبیر متكلمین، عالم شهادت و عالم غیب است. مفهوم شهود یا شهادت در این اصطلاح، معنایى در مقابل غیب داشته و جهان محسوس كه مورد رؤیت‏حسى انسان است عالم شهادت نام گرفته است. در مقابل آن، جهان غیر محسوس و غایب از نظر عالم غیب نامیده شده است. شهود در این معنا همان مشاهده حسى است كه شى‏ء از طریق حواس ظاهرى متعلق شهود انسان واقع مى‏گردد. (26)
مورد دیگرى كه مفهوم شهود به كار گرفته مى‏شود، در مورد ذات بارى تعالى است. خداى متعال نسبت‏به تمامى موجودات (ماسوى الله) شهود داشته و از این‏رو شهادت كامله اختصاص به او پیدا مى‏كند. تمامى مخلوقات در مشهد و مراى حق تعالى است. لذا او شاهد مطلق است و مفهوم شهود محض تنها وى را سزاوار است. (27)
و…
فهرست مطالب

  • مفهوم شهود در فلسفه اسلامى 1
  • مقدمه 1
  • واژه «شهود» 2
  • شهود عرفانى 3
  • شهود اخلاقى 5
  • شهود كلامى 6
  • شهود فلسفى 7
  • مفهوم «شهود» در فلسفه غرب 8
  • سقراط (399 – 469 ق م) 8
  • افلاطون (348 – 427 ق م) 8
  • ارسطو (322 – 384 ق م) 9
  • قرون وسطى (اسكولاستیك) 10
  • دكارت (1596 – 1650 م) 10
  • جان لاك (1632 – 1704 م) 11
  • كانت (1724 – 1804 م) 11
  • فیلسوفان معاصر غربى 12
  • كندى (185 – 260 ه) (775 – 850 م) 13
  • فارابى (258 – 339 ه) (848 – 929 م) 14
  • ابن سینا (370 – 428 ه) (960 – 1018 م) 15
  • شیخ اشراق (549 – 587 ه) (1139 – 1177 م) 16
  • صدرالمتالهین (979 – 1050 ه) (1569 – 1640 م) 17
  • بررسى و نتیجه‏گیرى 19
  • نكته‏هاى قابل تامل: 20
  • تذكر 21
  • مراتب كشف و شهود عرفانى 22
  • 2 . درجات و مراتب مكاشفه 22
  • 2 – 1 . لوایح، لوامع و طوالع 22
  • 2 – 2 . مكاشفه علم، مكاشفه حال و مكاشفه عین 23
  • 2 – 3 . مشاهده معرفت، مشاهده معاینه و مشاهده جمع 24
  • 2 – 4 . معاینه بصر، معاینه قلب و معاینه روح 24
  • 2 – 5 . الهام نبى، الهام عین و الهام تحقیق 25
  • 2 – 6 . كشف نظرى، شهودى، الهامى، روحى، خفى و ذاتى 26
  • 2 – 7 . مكاشفه علمى، حال و وجد 27
  • 2 – 8 . مكاشفه غیب و شهادت 28
  • 2 – 9 . مكاشفه صورى و معنوى 29
  • كشف صورى به لحاظ متعلق سه‏گونه است: 32
  • 2 – 10 . مشاهده فعلى، صفاتى و ذاتى 34
  • 4 . انسان و كشف 40
  • 5 . حالات همراه كشف 47
  • یكم: حیرت 47
  • دوم: سكر 48
  • سوم: ذوق 49
  • چهارم: شوق 50
  • پنجم: وجد 51
  • ششم: عشق 51
  • هفتم: یقین 52
  • كتاب‏نامه 55

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 64



دانلود فایل (پاورپوینت بررسی سكولاریسم)

سكولاریسم;بررسی سكولاریسم;پاورپوینت سكولاریسم;دانلود سكولاریسم;تحقیق سكولاریسم

پاورپوینت سكولاریسم در 6اسلاید زیبا و قابل ویرایش با فرمت pptx

پاورپوینت سكولاریسم در 6اسلاید زیبا و قابل ویرایش با فرمت pptx

سكولاریسم (secularism) :

در لغت : دنیا مداری ، دنیا محوری ،‌ دین گریزی و …

در اصطلاح : نفی همه امور ماورای طبیعت و كاركردهای آن و سامان بخشی به زندگی است فقط از راه ابزارهای مادی ( عقل ابزاری و علوم تجربی ) بدون كمك گرفتن از وحی.

•سكولاریسم :

•به لحاظ فلسفی ← تكیه بر عقل ابزاری و نادیده گرفتن ماورای طبیعت

•به لحاظ سیاسی ← جدایی دین از سیاست

•به لحاظ تربیتی ← كنار نهادن تعالیم دینی از برنامه های آموزشی

زمینه ها و عوامل پیدایش سكولاریسم :

1- متون مقدس و منابع اولیه دینی

اندیشه های تحریف شده در این متون وجود دارد ، مانند :

الف : جدایی دین از سیاست

در متی و لوقا آمده كه حضرت عیسی (ع) در پاسخ به این سوال فریسیان كه آیا جز به دادن به متغیر رواست ، گفت :

مال متغیر را به متغیر ادا كنید و مال خدا را به خدا

در یوحنا ← عیسی در پاسخ پیلاكس كه پرسید آیا تو پادشاه یهود هستی ؟ گفت : اگر پادشاهی من از این جهان می بود خدام من جنگ می كردند تا به یهود تسلیم نشوم پس اكنون پادشاهی من از این جهان نیست.

فرمت فایل: pptx

تعداد صفحات: 6



دانلود فایل (کتاب منطق)

منطق

کتاب منطق

کتاب منطق/سال سوم دبیرستان/رشته های ادبیات و علوم انسانی-علوم و معارف اسلامی/96 صفحه/با سلام و احترام از اینکه فروشگاه ما را برای خرید محصولات خود انتخاب کرده اید از شما سپاس گزاریم”با تشکر”

فرمت فایل: zip

تعداد صفحات: 96



دانلود فایل (کتاب فلسفه (اشنایی با فلسفه اسلامی))

فلسفه

کتاب فلسفه(اشنایی با فلسفه اسلامی)

کتاب فلسفه(اشنایی با فلسفه اسلامی)/ دوره پیش دانشگاهی/ رشته های علوم انسانی-علوم و معارف اسلامی/167 صفحه/با سلام و احترام از اینکه فروشگاه ما را برای خرید محصولات خود انتخاب کرده اید از شما سپاس گزاریم”با تشکر”

فرمت فایل: zip

تعداد صفحات: 167



دانلود فایل (دانلود تحقیق در مورد فلسفه و مسیحیت)

فلسفه;مسیحیت;فلسفه و مسیحیت;تحقیق در مورد فلسفه و مسیحیت;دانلود تحقیق در مورد فلسفه و مسیحیت;مقاله در مورد فلسفه و مسیحیت;دانلود مقاله در مورد فلسفه و مسیحیت;پژوهش در مورد فلسفه و مسیحیت;دانلود پژوهش در مورد فلسفه و مسیحیت;پروژه;پژوهش;مقاله;پایان نامه;تحقیق;دانلود پروژه;دانلود پژوهش;دانلود مقاله;دانلود پایان نامه;دانلود تحقیق

اختلاف نظرها دربارة فلسفه و مسیحیّت و اینكه آیا واقعاً بتوان به معنای اصیل كلمه ،‌از یك فلسفة محض مسیحی صحبت به میان آورد

تحقیق در مورد فلسفه و مسیحیت

اختلاف نظرها دربارة فلسفه و مسیحیّت و اینكه آیا واقعاً بتوان به معنای اصیل كلمه ،‌از یك فلسفة محض مسیحی صحبت به میان آورد ، البته وجود دارد ولی به هر طریق ، جواب اصلی تابع موضع خاّصی است كه شخص ، اتخاد می‌كند . از لحاظ تاریخی ،‌فلسفه از ذات مسیحیت نجوشیده است . بلكه به سبب تقابل آن با افكار غیر مسیحی ، خاصه در جّو فرهنگ یونانی و رومی و بیشتر به منظور حفظ وحدت كلام و تمركز در كلیسای مركزی به وجود آمده و یا بر عكس ،‌به همین سبب طرد و كنار گذاشته شده و احتمالاً اختلاف میان متكلمان بزرگ هم به همین دلیل بوده است . در نتیجه ،‌معقولتر به نظر می‌رسد كه در نزد مسّیحیان ، بیشتر باید از كلام مسیحی صحبت به میان آورده شود نه واقعاً از فلسفه محض مسیحی . از طرف دیگر ،‌البته می‌توان گفت كه در هر صورت نحوه برخورد مسیّحیان با فلسفه‌ةای سنت یونانی ، خاص خود آنها بوده است و آنها به فراخور نیازهای فرهنگی زمانه ـ مثلاً ـ در ابتدا فقط سنّت‌های افلاطونی و افلوطینی توجّه داشته‌اند و فلسفة ارسطویی ـ خاصّه طبّیعیات ارسطو ـ را كاملاً در جهت تزلزل ایمان خود می‌دانسته‌اند و آنگاه قرنها طول كشیده تا از اواخر قرن دوازدهم میلادی به بعد و بالاخره در قرن سیزدهم میلادی ، با آشنایی با فلسفه‌‌های اسلامی ـ خاصّه سنّت ابن سینا ـ به فلسفة مشاء گرایش واقعی پیدا كنند ؛ تا اینكه طوماس قادر شد نهایتاً اعتقادات مسیحی را بر اساس فلسفة مشاء بصورت كلام عقلی و به نحو برهانی بیان كند . شاید بعنوان یك جمع‌بندی كلّی به توان گفت كه اصلاً میان فلسفه و دین بدون اینكه تباین و تضادی باشد نوعی رابطة عموم و خصوص من وجه وجود دارد و احتمالاً به توان همین رابطه را بعینه ، میان وحی و عقل نیز بدست آورد .

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 12



دانلود فایل (دانلود تحقیق در مورد فلسفه اشراق)

فلسفه اشراق;فلسفه;اشراق;علم فلسفه;غلم اشراق;علم فلسفه اشراق;پایان نامه;پژوهش;تحقیق;مقاله;دانلود پایان نامه;دانلود پژوهش;دانلود تحقیق;دانلود مقاله

علم در حوزه های سنتی ایران مقوله متنوع و گسترده ای است سده های نخستین اسلامی مصروف کنکاش، مجادلات و پایه گذاری های کلان علمی شد

تحقیق در مورد فلسفه اشراق

مقدمه
علم در حوزه های سنتی ایران مقوله متنوع و گسترده ای است. سده های نخستین اسلامی مصروف کنکاش، مجادلات و پایه گذاری های کلان علمی شد. حوزه های آموزشی عموما چند منظوره با پرورش علمای جامع الاطراف و مسلط بر اکثر بخش های علمی پایه های ستبر علمی ایران را بنا نهادند.
توجه شدید به علوم عقلی و نقلی از اختصاصات ایران علمی قرون نخستین بود و دست‌اندازی به حوزه های معتبر بیرونی چون یونان و اسکندریه و البته ایران پیش از اسلام و ترجمه و تالیف متون از زبانهای مختلف دوره ای مدرن و کاملا علمی را در تاریخ ایران بنا نهاد.
شیخ شهاب الدین سهروردی یکی از علما و حکما و بزرگ فلسفی ایران است که با آگاهی و مطالعه در شاخه های متفاوت فکری و بدست آوردن درک صحیح از آنها توانست جنبش خاص فکری خود را با نام فلسفه اشراقی بنیان نهد. فلسفه ای که با بهره گیری از نقاط قوت دیگر ایده های فکری گونه ای التقاطی از علم آسمانی و زمینی را به انسان آن روزگار ارائه کرد.
این مقاله به مسئله علم و کیفیت آن و تعریف عالم از دیدگاه شیخ اشراق پرداخته است. پیش از ورود به بخش اصلی مقاله معرفی مختصری از شیخ اشراق و آثار او و نیز مسئله علم در حوزه های آموزشی گذشته می آید و پس از متن مقاله که همراه با مسائل چندی که پیوسته با مبحث اصلی اند می آید به طور مختصر به علومی که در آثار شیخ اشراق به آنها استناد شده پرداخته می شود و در پایان طی بحث کوتاهی به مسئله تاویل پذیری آثار عرفانی شیخ اشراق که البته مسئله تازه و در حقیقت شاخه ای از علم مدرن در خوانش متون است پرداخته می شود
علم اشراقی:
معرفی:
شیخ شهاب الدین ابوالفتوح یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی معروف به شیخ اشراق بنیانگذار رسمی دومین نظام فلسفه اسلامی با نام حکمه الاشراق است. وی در سال 549 در دهکده سهرورد زنجان به دنیا آمد. در مراغه نزد مجد الدین جیلی حکمت و اصول و فقه را آموخت. در اصفهان نزد ظهیر الدین قاری منطق را فرا گرفت. و در ضمن مطالعه فلسفه ابن سینا اندیشه های نوین خود را در باب علم و فلسفه پایه‌ریزی کرد.
پس از پایان تحصیلات رسمی چنانکه رسم روانهای نا آرام و پویا است روی به سلوک جسمی و روحی آورد تا اینکه در حلب ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی شیفته شیخ شد و بنابر درخواست او شیخ اشراق در حلب اقامت گردید.
ذکاوت شیخ اشراق و علم آسمانی او که ظاهرا دلیل برتری او در مناظرات چندی شد که بین او و علمای حلب برگزار شد بر این علما گران آمد و البته برای شیخ نیز گران تر تمام شد.
فرا روی های دیدگاه دینی شیخ که حاصل کشف فضاهای جدیدتر عقلانی به یاری ارتباط دو سویه با مکاشفات ربانی بود. در زمانه شیخ آنقدر سنگین و نابخشودنی بود که شیوخ و فقهای حلب فتوای قتل او را اگر نه از ملک ظاهر از صلاح الدین ایوبی بگیرند. در نتیجه شیخ اشراق در سال 587 به شکلی نامعلوم به سرنوشت شوریدگانی چون عین القضات و حلاج دچار شد.
مقام او چنان بالا بود که فخر رازی که در اصفهان از همدرسان او و از اشعریون و مخالفان سرسخت فلسفه بود پس از مرگ شیخ اشراق تلویحات او را می بوسد و از دیده اشک می ریزد.
ایشان علی رغم جوانی و کوتاهی عمر حدود 50 کتاب به زبانهای عربی و فارسی نوشته اند که بسیاری از آن کتابها موجود است. علاوه بر نثر روان و زیبا و گاهاً شاعرانه وی با ارائه تعریف های جدید و طرح معادلات و مجادلات علمی نو، پویایی اندیشه را تا سالها بعد تضمین کرد تا متاله بزرگ ملاصدرای شیراز در تکوین و تدوین کاملتر اصول فکری، بر پایه های بر نهاده او بایستد.

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 50



دانلود فایل (تحقیق مُثُل افلاطون)

مُثُل افلاطون;افلاطون;فلسفه;پروژه;پژوهش;مقاله;پایان نامه;تحقیق;دانلود پروژه;دانلود پژوهش;دانلود مقاله;دانلود پایان نامه;دانلود تحقیق

برای فلسفه، روزگار درخشانی بود آنگاه که همانند سیمرغ همه مناطق علوم را زیر پر داشت و پرچمدار همه پیشرفت های عقلی وعلمی به شمار می رفت

تحقیق مُثُل افلاطون

مقدمه:
برای فلسفه، روزگار درخشانی بود آنگاه که همانند سیمرغ همه مناطق علوم را زیر پر داشت و پرچمدار همه پیشرفت های عقلی وعلمی به شمار می رفت. در این دوران چه مردان توانمندی چون سقراط درباره فلسفه و حقیقت و حکمت جانسپاری می کردند. در آن روزگار فلسفه همواره خود را به خطر می افکند تا در پرتو رنگارنگ خود، تمام عرصه ها را گرمی و روشنی بخشد.
اما در عصر ما چنین نیست چرا فرزند او یعنی علوم دارایی او را میان خود تقسیم کرده اند و خود او را با ناسپاسی و خشونتی جانفرساتر از بادهای سخت زمستانی از در بیرون رانده اند، همچنانکه فرزندان لیرشاه با او کردند (ویل دورانت، لذات فلسفه، مترجم عباس زریاب ).
درواقع مملکت فلسفه دچار فروپاسی و تجزیه گردید که نتیجه آن ایجاد ملوک طوایفی، و منطقه های جدا از هم می باشد.
چرا این اتفاق افتاد؟ شاید هم علت عزلت گزینی فلسفه این باشد که دیگر آن روح خطرجویی و ماجراجویی سفر به دنیاهای ناشناس را از دست داده و مانند بانوی حصاری در کاخی بلند و دور از هیاهوی زندگی و در پس کوههای مابعداطبیعه در حصاری نشسته و از زندگی این جهان دوری را برگزیده است.
اما با تجزیه و فروپاشی مملکت فلسفه چه بر سر علوم آمد؟ تغییرات عمیق و شگرفی در علوم پدید آمد براساس رویکرد« تجزیه گرایی» یک بینش مکانیستی حاکم شد که دراین رویکرد کلیه امور و پدیده های جهان بعنوان دستگاهی ماشینی نگریسته می شد که برای درک کل دستگاه می بایست کلیه اجزاء و عناصر آن جداجدا مورد مطالعه قرار گیرد. بنابراین بر اساس مکتب تجزیه گرایی، تقسیم هر امر یا پدیده به اجزاء مختلف و بررسی جداگانه این اجزاء و عناصر را تنها شیوه مطلوب علمی در رابطه با درک و شناخت همه امور موجود می پنداشت سهولت کاربرد این روش چه بسا نوعی ساده انگاری را ترویج می نمود.
بر همین اساس رویکردهای استقرایی، وجزنگری حاکم می شد و نتیجه تجزیه گرایی و ساده انگاری، هرج و مرج و آشفتگی بود، گویی زندگی مانندشن های بهم فشرده است که خرد می شود نتیجه دیگر این است که فرهنگ عصر ما سطحی شده است زیرا به لحاظ ماشین توانگر و به لحاظ غایات و مقاصد فقیر می باشد گویی جهان درحالت درهم و برهم و قطعه قطعه شدن است و همه چیز با شتاب و تغییر از نوع هراکلیتوسی است ولی ما در میان امواج هیج لنگرگاه و استقرار پارمیندسی را نمی یابیم.
بی گمان ابزارهای تجسس جزءنگری علوم نتوانسته آن وحدت از دست رفته را احیاء نماید و عکس العمل های آشفته و جدا از هم علوم جایگزین خوبی برای راهبری آگاهانه محسوب نمی شود.
تنها راه نجات جهان امروز رهایی از قید وبند آشفتگی، کثرت و جزء نگری و در نظر آوردن کل می باشد. همه اجزاء می بایست در پرتو کل نگریسته شوند و نگرش فلسفی یعنی دورنمای کل و نظم موزون بین کلیات، غایات و محسوسات می بایست به معرکه های زندگی کشیده شود.
در بُعد مدیریت نیز همه تحولات کسب و کار از قبیل جهانی سازی، انتقال جامعه صنعتی به اطلاعاتی، تحول اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی، تمرکززدایی و …… لازم است تا در دورنمای کل نگریسته شود.
تحلیل مقابله ای جهان مُثُل افلاطون و رویکرد استراتژیک
برای شناخت جوهره استراتژی لازم است تا آن در پرتو دورنمایی بزرگتر مورد بررسی قرار گیرد. برهمین اساس در راستای مطالعه تطبیقی نگرش فلسفی و رویکرد استراتژیک یکی از مفاهیم مهم در نگرش فلسفی نظریه مثل افلاطون است که مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
افلاطون برای تشریح مفاهیم کلی، جهانشمول و لایتغیر که از ثبات پارمیندسی برخوردار است از اصطلاح مثل(Idea ) یا صور(From ) بهره می جوید.
« مقصود او از مُثُل عبارت است از قانون یا قوانینی که غایات مطلوبی دارند و کلی هستند و همچنین در پشت سر حوادث ظاهری و اشیاء جزیی قرار دارند که حواس قادر به درک آنها نیست( ویل دورانت تاریخ فلسفه مترجم: عباس رزیاب، علمی و فرهگی 1379). جهان مُثُل افلاطون مبین کلیات قوانین و غایات جهان اشیاء و جهان محسوس است، حقیقی تر و جاویدان تر از جهان متغیر اشیاء محسوس و پدیدار می باشد. برای مثال می توان گفت که اگر به ساختمانی توجه شود حواس فقط توده ای از آهن، بتن، آجر و ……. را می بیند. در حالی که یک ذهن بصیر( فلسفی – استراتژیک) نظم نادیدنی آن ساختمان را خواهد دید. آن ساختمان از نظر اشیاء جزئی مانند بتون، آجر و….. تغییرپذیر و نابودشدنی است ولی آن نظم نادیدنی و قوانین و غایات پشت سراین ساختمان از ثبات ابدی و ازلی برخوردار است.
از نظر افلاطون دنیا بدون مُثُل( قوانین، کلیات و غایات) مانند توده ای از محسوسات نامنظم و بی معنی خواهد بود، زیر اشیاء و جزئیات وقتی معنی می یابند که تحت کلیات در آیند و اهداف و اغراض آنها کشف شود.
افلاطون عالی ترین شکل تربیت را که ویژه شهریار فیلسوف است همین جستجوی مثل ،کشف صور کلیه و استنتاج اهداف و اغراض جهان محسوس میداند.

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 15



دانلود فایل (اصطلاح فلسفی واقع گرایی در حقوق)

اصطلاح فلسفی; واقع گرایی ; حقوق;واقعیت;هستی شناسی;معرفت شناسی;نامگرایی;نزاع;واقع گرا

اصطلاح «واقع‌گرایی» در فلسفه عام و فلسفه حقوق دارای معانی گوناگون و گاه متعارض است، ‌

اصطلاح «واقع‌گرایی» در فلسفه عام و فلسفه حقوق دارای معانی گوناگون و گاه متعارض است، ‌چندانكه خواننده از معانی متعدد آن به شگفتی می‌آید. برای مثال، مكاتب حقوق طبیعی با تأكید بر حقوق از پیش موجود كه با ابزار عقل كشف می‌شود، در زمره مكاتب واقع‌گرا می‌آید و از سوی دیگر، با اعتقاد به آرمان عدالت كه راهنمایی حقوق را در دست دارد، مكتبی ایده‌آلیستی به شمار می‌رود. معنی واقع‌گرایی در مكتب «واقع‌گرایی آمریكایی» نیز تنها با معنی آن در زبان روزمره قرابت دارد و این مكتب را به اعتبار این كه قواعد حقوقی از پیش موجود را نفی می‌كند، می‌توان در گروه مكاتب نامگرا آورد. از سویی، باید دانست كه مكاتب فكری فلسفه حقوق، در واقع، امتداد مكاتب فلسفی است و به همین دلیل، تشتت و پراكندگی معانی «واقع‌گرایی» از فلسفه عام به فلسفه حقوق نیز كشیده شده است.

در این رساله هدف اعمال اصطلاح فلسفی واقع‌گرایی در زمینه فلسفه حقوق بوده است و تلاش شده تا معانی گوناگون آن تشریح و ابهامی كه از این رهگذر پدید می‌آید، زدوده شود.
به همین دلیل است كه این رساله به صورت مباحثی شگفت‌انگیز و و در عین حال جالب،
جلوه می‌كند.

رساله حاضر به چهار فصل تقسیم گردیده كه از آن میان سه بخش به معانی عمده و مشخص واقع‌گرایی در فلسفه حقوق اختصاص یافته است. فصل نخست و آغازین نیز به مباحث عمده فلسفه عام و فلسفه حقوق همچون هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی می‌پردازد كه دانستن آن برای درك مباحث پیچیده‌تر فصول اصلی لازم است.

فصل دوم به مسأله «كلیات» و اختلافات واقع‌گرایان و نامگرایان در دوران قرون وسطی و تأثیر آن بر فلسفه حقوق می‌پردازد. از دیدگاه واقع‌گرایان، كلیات دارای واقعیت عینی و مابازا خارجی در عالم واقع است، در حالی كه نامگرایان آن را جز نامهای ساخته ذهن كه فاقد هرگونه مابازا در عالم واقع است، ‌نمی‌دانند. نتیجه این اختلاف به طور عمده در مباحث راجع به حقوق طبیعی و اثبات‌گرایی حقوقی پدیدار می‌شود. به همین ترتیب، این بحث در مسایل مربوط به حقوق بشر نیز اهمیت فراوان دارد، چندانكه واقع‌گرایی در تأیید آرمان حقوق بشر نقش اساسی ایفا می‌كند.

در فصل سوم، دیدگاههای واقع‌گرایان و ضد واقع‌گرایان مورد بحث قرار گرفته است. فصل چهارم و آخر نیز به واقع‌گرایی در برابر «ایده‌آلیزم» می‌پردازد. باید دانست كه ایده‌آلیزم گاه در معنای «تصورگرایی» و گاهی دیگر در معنای «آرمان‌گرایی» به كار می‌رود. نامگرایی و
ضد واقع‌گرایی در فصلهای دوم و سوم، در حقیقت نوعی ایده‌آلیزم در معنای نخست است. در فصل پایانی نیز ایده‌آلیزم در معنای دوم مد نظر قرار گرفته است.

از ویژگیهای این رساله پرداختن به دیدگاههای نمایندگان هر یك از مكاتب فلسفی است. همچنین سعی شده تا با وفاداری به عنوان رساله، همه‌جا «واقع‌گرایی» هسته اصلی بحث باشد و چنانكه می‌بینیم این واژه در عناوین تمام فصلها تكرار گردیده است.

فهرست مطالب

چكیده1

دیباچه3

مقدمه5

فصل نخست) حقوق و واقعیت10

بخش نخست) حقوق و هستی‌شناسی10

گفتار نخست) هستی‌شناسی11

گفتار دوم) هستی‌شناسی حقوقی12

بخش دوم) حقوق و معرفت‌شناسی14

گفتار نخست) معرفت‌شناسی14

گفتار دوم) معرفت‌شناسی حقوقی20

بخش سوم)‌حقوق و واقع‌گرایی27

گفتار نخست) واقع‌گرایی28

گفتار دوم) واقع‌گرایی حقوقی34

فصل دوم) از واقع‌گرایی تا نامگرایی38

بخش نخست) واقع‌گرایان و نامگرایان39

گفتار نخست‌) دیدگاهها و ثمره نزاع40

مبحث نخست) دیدگاههای دو گروه40

مبحث دوم) ثمره نزاع42

گفتار دوم) فلاسفه واقع‌گرا و نامگرا46

مبحث نخست) سقراط، افلاطون و ارسطو47

مبحث دوم) جان دانز اسكاتوس و ویلیام اوكامی51

مبحث سوم) توماس هابز و دیوید هیوم53

مبحث ششم) هانس وایهینگر59

بخش دوم) مفهوم‌گرایی و نقد دیدگاهها61

گفتار نخست) مفاهیم حقوقی: بازگشت به بحث واقع‌گرایی و نامگرایی62

مبحث نخست) نقد واقع‌گرایان65

مبحث دوم) نقد نامگرایان69

گفتار دوم) فواید و محدودیتهای مفاهیم حقوقی72

مبحث نخست) فواید مفاهیم حقوقی72

مبحث دوم) محدودیتهای مفاهیم حقوقی73

مبحث نخست) دیدگاههای مكتب مفهوم‌گرا75

مبحث دوم) تلاشهای هوفلد75

مبحث سوم) جایگاه فعلی و نقد مكتب مفهوم‌گرا77

بخش سوم) حقوق آمریكا، اسكاندیناوی و ایران78

گفتار نخست) حقوق آمریكا78

مبحث نخست) فلسفه حقوق79

مبحث دوم) رویه قضایی87

گفتار دوم) حقوق كشورهای اسكاندیناوی90

مبحث نخست) واقعیت و مفاهیم حقوق92

مبحث دوم) ارزش‌شناسی مكتب واقع‌گرایی اسكاندیناوی97

گفتار سوم) حقوق ایران103

مبحث نخست) واقع‌گرایی103

مبحث دوم) نامگرایی108

فصل سوم) از واقع‌گرایی تا ضد واقع‌گرایی110

بخش نخست) واقع‌گرایان و ضد واقع‌گرایان112

گفتار نخست) دیدگاههای دو گروه112

مبحث نخست) در فلسفه علوم114

مبحث دوم) در فلسفه اخلاق119

مبحث سوم) در فلسفه حقوق121

گفتار دوم) ثمره نزاع و نقد دیدگاهها125

گفتار سوم) فلاسفه واقع‌گرا129

مبحث نخست) مایكل مور129

مبحث سوم) رونالد دوركین:137

بخش دوم) ‌واقع‌گرایی و ضد واقع‌گرایی: فلسفه كانت139

گفتار نخست) دیدگاههای كانت140

گفتار دوم) ثمره دیدگاه كانت143

گفتار سوم)‌ كانت و انقلاب در معرفت‌شناسی144

گفتار چهارم) موافقان و مخالفان دیدگاههای كانت146

بخش سوم) اصول فقه اسلام147

گفتار نخست) حسن و قبح ذاتی148

گفتار دوم) تخطئه و تصویب150

بخش چهارم) واقع‌گرایی، ضد واقع‌گرایی و نامگرایی152

گفتار نخست) واقع‌گرایی152

گفتار دوم) نامگرایی154

گفتار سوم) ضد واقع‌گرایی154

فصل چهارم ) از واقع‌گرایی تا آرمان‌گرایی156

بخش نخست )‌ سابقه تقسیم‌بندی و معانی ایده‌آلیزم حقوقی157

گفتار نخست ) سابقه تقسیم‌بندی158

گفتار دوم ) معانی ایده‌آلیزم حقوقی161

بخش دوم ) ریشه‌های فلسفی بحث164

گفتار نخست ) در فلسفه عمومی164

گفتار دوم ) در فلسفه حقوق167

بخش سوم ) مكاتب واقع‌گرا و ارزشگرا169

گفتار نخست) مكاتب واقعگرا170

گفتار دوم) مكاتب ارزشگرا176

– حقوق طبیعی نومدرسی179

– فلسفه حقوقی لئون دوگی180

– مكاتب دیگر180

نتیجه‌گیری:181

منابع

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 199