دانلود فایل (تحقیق با موضوع تصویرگری یا تصویرسازی)

پژوهش تصویرگری یا تصویرسازی;پروژه تصویرگری یا تصویرسازی;تحقیق تصویرگری یا تصویرسازی;تصویرگری یا تصویرسازی تصویر گری;گرافیک;مقاله تصویرگری یا تصویرسازی;نمایش اشکال;هنر

پایان نامه تصویرگری یا تصویرسازی پروژه تصویرگری یا تصویرسازی تحقیق تصویرگری یا تصویرسازی تصویرگری یا تصویرسازی تصویر گری گرافیک مقاله تصویرگری یا تصویرسازی نمایش اشکال هنر

توضیحات :

تحقیق با موضوع تصویرگری یا تصویرسازی در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

مقدمه

در گذشته «مصوركردن» محدوده مشخصی نداشت و تخصص در آن دارای ویژگی معینی نبود. هر كس كه دستی به قلم مو داشت می توانست مصور یا تصویرگر باشد و هر هنرمندی مدعی تصویرگری هم بود. طراحان ، حكاكان، نقاشان و مجسمه سازان و غیره ،‌كارشان را مصور كردن و تصویرگری می دانستند، زیرا كه می پنداشتند اثرشان را براساس تصویركردن موضوعی به وجود می آورند. در گذشته هنر گرافیك هم مفهوم و محدوده خاصی نداشت. در غرب، طراحی، نقش اندازی، حكاكی و رسامی فعالیتهائی بود كه گرافیك هم نامیده می شد و در واقع گرافیك بخش كوچكی از هنر نقاشی بود. اما بعدها رشد و وسعت تخصص ها در این تقسیم بندیها تغییرات فوق العاده ای را بوجود آورد و هر كدام از آن فعالیتهای جنبی كوچك گذشته، خود مركز و محور كوشش های خلاقه هنرمندان زیادی شدند. مثلا هنر مصوركردن و تصویرگری برای خود شعبه تخصصی مهمی شد و در خود تقسیمات و تخصص های متعددی را بوجود آورد. در اكثر زبانهای غربی مصور كردن را illustration می گویند كه به زبان ما، می توان آن را تصویرگری و تصویرسازی و هنرمندش را تصویرگر نامید. كار تصویرگری عبارت از تجسم تصویری یك موضوع برای نمایش بهتر فضای مطلب و در نهایت درك بهتر آن است. تصویرسازی و مصوركردن تنها با ابزار طراحی و نقاشی انجام نمی گیرد؛ بلكه امروزه طراحان و تصویرگران از هر طریقی و از امكانات بیانی هر هنر تصویری دیگری برای به تصویركشاندن موضوع، استفاده می كنند از عكاسی ، از مجسمه سازی، نقاشی ، خوشنویسی ، حكاكی ، سینما و … بهره جوئی می كنند زیرا در واقع بیان اجرائی فقط گاهی مرزهای ظریفی را در بیان آنها ایجاد می كند. در واقع می توان گفت كه این جزئیات بیانی بسان گویش های مختلف یك زبان عمل می كنند و در اساس چیزی با دیگری متفاوت نیست.

استفاده از این همه امكانات گوناگون در تصویرگری نتیجتاً سبب تعدد و گوناگونی تخصص ها و روش ها در این هنر شده است و روز به روز نیز بر این انشعابات افزوده می شود و منجر به پیدایش دیدگاهها و شگردهای بدیع و نوظهور می گردد.

بنابراین وقتی به خیل تصویرگران نگاه شود با وجود تنوع بی حد تخصص ها و شیوه ها ، اما همه آنها را می توان در حیط تصویرگری و تصویرسازی دید.

جمعی از آنها به كار تصویرسازی برای «كتاب» مشغولند و كتابها از كتب مربوط به كودكان شروع شده و به كتب همه سنین خوانندگان و همه تنوع موضوعات مورد نظر آنها چون : انواع ادبیات ، هنر،‌علوم ،‌فنون و … ختم می شود كه باز می توان همه این گوناگونی كتب را به دو شیوه تصویرگری یعنی تزئین كتب و یا تصویرسازی برای متن آنها تقسیم كرد و هر یك از این دو شعبه محتاج تخصص و تجربه ای ویژه است.

شاید به ظاهر تصویرسازی برای متن از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. اما می دانیم در هنر تصویرسازی سنتی ما، حاشیه سازی یعنی تذهیب و تشعیرسازی ،‌جائی بسیار والا و ارجمند دارد و هنرمندان برجسته ای به این كار و سایر فنون دیگر مربوط به آن پرداخته و آثاری نفیس و بی بدیل به جای نهاده اند.

با كمی دقت به موضوعات متنوع تصویرگری كه شاید شام لدهها رشته و مطلب جداگانه باشد می توان تا حدودی به اهمیت و لزوم تنوع شیوه بیان آنها پی برد كه مثلاً تفاوت در زیمنه تصویرسازی برای متن یك كتاب پزشكی با تصویرهای فنی یك كتاب مكانیك و تصاویر یك كتاب تاریخی ،‌یك كتاب جغرافیا، یك كتاب سیاحتنامه ،‌یك اثر ادبی ، یك كتاب آموزشی دوران تعلیمات مدرسه ای ،‌یك جزوه ورزشی ، عكاسی ،‌مد و لباس، یك قصه زیبا و لطیف كودكانه ،‌مجموعه اشعار ووو… چه اندازه باید تفاوت داشته باشد.

در زمینه مصور كردن همین مطالب گوناگون وقتی به حیطه روزنامه نگاری وارد شویم، باز فضا و روال كار فرق می كند و همان تفاوتی را پیدا می كند كه در شیوه و سطح توقع نوشتن مطالب برای كتاب و برای مقالات نشریات معمول وجود دارد.

به همان ترتیبی كه نویسنده ای مقاله یا مطلبی را با سطح و توقع خاصی برای روزنامه یا مجله تهیه می كند،‌تصویرگری این مطالب هم همان شأن و لجن موضوع را به خود می گیرد؛ و وقتی ملاحظه كنیم كه حتی شیوه و روال هر نشریه نیز به جای خود در كیفیت نگارش آن مطالب تأثیر می گذارد، طبیعی است كه بر شیوه طراحی و تصویرسازی آن هم تأثیربگذارد. به این معنی كه مصوركردن یك نشریه روزانه با یك نشریه هفتگی تفاوت دارد و اگر هر كدام از این نشریات مدعی راه و رسم خاصی نیز باشند، باز این تفاوت ،‌دگرگونی های دیگری را هم به خود می گیرد و اگر دوباره گوناگونی های موضوعی نشریات را در نظر آوریم می بینیم كه مثلا یك نشریه روزانه سیاسی، یك نشریه هفتگی ورزشی ، یك مجله ادبی ، یك گاهنامه هنری ، یك جزوه حقوقی یا اقتصادی ، اجتماعی ، یا مطلبی مخصوص جوانان ، كودكان ،‌دانشگاهیان ووو … آن چنان لحن ها و شخصیت های متفاوتی دارند كه همانطور كه نمی توان آنها را با یك قلم و شیوه نوشت نباید با یك قلم هم مصور نمود.

علاوه بر موضوعاتی كه تاكنون شمرده و معرفی شد، موضوعات بیشمار دیگری نیز هستند كه برای خواستها و مصارف متعدد اقشار و اهداف بیشماری منتشر می شوند مانند انواع اعلان ها و پوسترها،‌انواع پوشش ها و روی جلدها ،‌انواع جزوات و بروشورها و كاتالوگ ها ،‌انواع برنامه های تلویزیونی ، تابلوهای راهنمائی اماكن و كسبه و ادارات تمبرها و بسته بندی ها ووو… كه هر یك شیوه و لحن و اجرای خاص و مناسب خود را دارند و لاجرم باید در محدوده پهناور تصویرگری انواع هنرمندان تصویرگر با تخصص ها ، شیوه ها و قلم های ویژه و هنرمندانه ای وجود داشته باشند كه البته چنین كثرت تخصص و تنوع متخصص در سایر كشورهای پیشرفته وجود دارد و امری غریب و عجیب نیست فقط متأسفانه چنین طیف گسترده ای از توانائی ها در كشور ما وجود ندارد و دلایل آن ناشی از كمبود آگاهی فنی دوطرف حرفه تصویرگری كه ناشر و تصویرگراست می باشد. وقتی تقاضای روشن و یا روشنگرای وجود نداشته باشد طبیعتاً جواب درست و دقیقی نیز به دنبال ندارد و سطح كار كم و بیش در همان حوالی احتیاجات عمومی و قدیمی باقی می ماند. اما این ماندگاری و درجازدن ، عیب بزرگی است كه ناشی از عدم كوشش و هوشیاری طراحان و مصوران می باشد. وقتی در حیطه كار حد دید و نگرش، محدود و كوتاه باشد، وظیفه طراحان است كه با آشنایی و تسلط و اشرافی كه به حرفه خود دارند،‌باید چشم اندازهای گوناگون كار خود را به خوبی مطرح و معرفی كنند و باعث آموزش آنها شده و در نتیجه سبب ایجادگستردگی بازار كار گردند و از این طریق نه تنها به سفارش دهنده كمك مؤثری در شناخت امكانات می شود بلكه فضای كار و حرفه نیز مطلوبتر شده و زمینه های بیشتر و مناسبتری برای بروز خلاقیت ها بوجود می آید. اما كار خوب و با ارزش را چگونه باید تشخیص داد و ارزیابی كرد.

و…

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 25



دانلود فایل (تحقیق بررسی و اثبات واقع گرایی کمال الدین بهزاد در نمایش معماری مساجد)

مقاله درمورد بررسی و اثبات واقع گرایی کمال الدین بهزاد در نمایش معماری مساجد;واقع گرایی کمال الدین بهزاد در معماریبررسی و اثبات واقع گرایی در نمایش معماری ;مساجد;پروژه دانشجویی بررسی و اثبات واقع گرایی کمال الدین بهزاد;در نمایش معماری مساجد;پژوهش در مورد بررسی و اثبات واقع گرایی کمال الدین بهزاد;در نمایش معماری مساجد

مقاله درمورد بررسی و اثبات واقع گرایی کمال الدین بهزاد در نمایش معماری مساجدواقع گرایی کمال الدین بهزاد در معماریبررسی و اثبات واقع گرایی در نمایش معماری مساجدپروژه دانشجویی بررسی و اثبات واقع گرایی کمال الدین بهزاد در نمایش معماری مساجدپایان نامه در مورد بررسی و اثبات واقع گرایی کمال الدین بهزاد در نمایش معماری مساجدتحقیق درباره بررسی و اثبات واق

توضیحات :

تحقیق بررسی و اثبات واقع گرایی كمال الدین بهزاد در نمایش معماری مساجد در 40 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

مقدمه:

نگارگری یكی از هنرهای درخشان ایرانیان در دوره اسلامی است. نگاره‌های ایران منابعی هستند كه ویژگی های انسانی، اجتماعی و هنرهای ادوار مختلف را از خود بازتاب می دهند و محققان و پژوهشگران می توانند با مطالعه و مراقه در آنها به تشخیص، تبیین و تفسیر این ویژگی ها بپردازند و به كمك داده ها و اطلاعات مكتسب كمبود اطلاعاتی در زمینه های مذكور را جبران نمایند.

یكی از ویژگی های هنری كه در این نگاره ها بازتاب یافته، معماری اسلامی ایران است، نگارگران ادوار مختلف اسلامی ایران- از دوره های سلجوقی تا دوره قاجار در آثار متنوع خود، انواع بناها را به تصویر كشیده اند. نگارنده معتقد است با مطالعه و بررسی بناهای منقوش و تجزیه و تحلیل عناصر تشكیل دهنده آنها (عناصر ساختاری و تزئینی) می توان به نتایجی سودمند در رابطه با معماری هر دوره از ادوار اسلامی رسید. برای مثال می توان به نگاره‌ای از دوره تیموری اشاره نمود كه فضای درونی یك حمام را نشان می دهد. اهمیت این نگاره زمانی آشكار می شود كه بدانیم در میان انواع بناهایی كه از این دوره باقی مانده اند، هیچ حمام پا برجایی شناسائی نشده است و محققان هنر معماری تیموری در مطالعات و بررسی های خود تنها به بقایای ناچیز و مختصر سه دستگاه حمام این دوره استناد می كنند. پر واضح است اگر به این نگاره به عنوان مدرك معتبر و مستند نگریسته شود و داده های استخراج شده از آن با داده‌ها و اطلاعات بقایای حمام های این دوره تركیب و تلفیق گردد، نتایج سودمند و مفید فائده حاصل خواهد شد.

اما متاسفانه تا كنون به این مدارك مهم بهای چندانی داده نشده و در جریان مطالعات و بررسی معماری ادوار مختلف اسلامی، جایگاه شایسته‌ا‌ی حتی به عنوان منابع اطلاعاتی مكمل برای آنها در نظر گرفته نشده است.

این بی توجهی یا دست كم، كم توجهی، عمدتاص ریشه در نوع نگرش محققان غربی هنر اسلامی ایران داشته و متاسفانه در نوع تفكر محققان و پژوهشگران ایرانی نیز ریسه دوانده است. در نظر اغلب محققان غربی، نگارگران ایران همچون دوستان صوفی خود در تلاش بوده اند تا به خاك زمینی تجلی «باغ ملكوتی» بخشند. آنان در پی آن نبودند كه جهان مادی عادی را آنگونه كه به حواس می آمد با همه ناهماهنگی‌ها، درشتی ها و تصادفات نامطبوع آن مجسم كنند. (بوركهارت، ت 13ص44)

به عقیده این محققان “اگر نگارگری به نقاشی كردن واقعیت مشهود بپردازد، تنها با بذله سرایی سست مایه كه هدفی چنین نابخردانه را پیش روی نگارگر می گذارد همراه و همقدم شده است”. (كوركیان، م. وسیكر، پ. 13، ص2)

و متاسفانه این پژوهشگران حكم كلی خود در مورد نگارگری ایران را با این جمله كه «نقاشان ایران، هیچگاه، ممتد رسیدن به واقع گرایی (رئالیسم) را ندارند.» (بینیون، ل. و دیگران. 13 ص25)، صادر كرده اند و با صدور همین حكم كلی راه را بر مطالعات آتی كه به نوعی ریشه در واقع گرایی نگارگری ایران دارد، بسته و یا لااقل بسیار تنگ و باریك كرده اند.

اما به اعتقاد نگارنده بر این نگرش و طرز تفكر محققان غربی هیچ خورده و انتقادی وارد نیست. چرا كه تفسیر این گونه نگاره‌های ایران دقیقاً باب طبع روشنفكران فرامدرن غربی است. آنها كه از فردگرایی جامعه مدرن خود رنج می برند و در چنبره تكنولوژی دچار از خود بیگانگی شده اند، بهشت گمشده را در معنویت های فراموش شده جامعه ماقبل مدرن سراغ می گیرند. از این منظور، بدویت نگاره‌های ایران و عرفان گرایی و صوفی گری نگارگران برای متفكران و محققان غربی ذره‌ای از آن بهشت گمشده به حساب می آید. آنها در مناسبات ما قبل مدرن به دنبال تصویری مثالی و عارفانه از انسان شرقی هستند و كاری با رنج‌ها، مشكلات و دغدغه‌های زمینی او ندارند. بنابراین نبایستی بر نگرش و رویكرد این چنین آنها بر نگاره های ایران خوده و ایراد بگیریم. بیشترین انتقاد متوجه محققان و اندیشمندان شرقی است كه احكام صادر شده از دنیای غرب را ملكه ذهن خویش كرده اند و درون همین نظام فكری وارد شده از غرب حركت می كنند.

اینان نیز به گونه ای دیگر بر احكام صادر شده غربیان مهر تایید می زنند. هر چند در ظاهر تفاوتی بین دیدگاه‌های آنها و محققان غربی وجود دارد اما علی رغم این تفاوت ظاهری، نتیجه یكی است: «فضای مینیاتور فضای عالم مثال است». (نصر، ح. 13. ص16)

درست است كه برخی از نگاره ها به دلیل موضوع های تمثیلی خود، از ذهنیت «به جرات می توان گفت كه هنرمندان اسلامی با تاكید بر اصل عدم رعایت واقع گر این به محتوای غنی از لابه‌لای مضامین مورد نظر دست یافته‌اند». (كاشفی، ج. 13 ص46)

نگارگر ریشه گرفته اند. اما اولاً همه نگاره‌های ایران كه به بستر تمثیل ایجاد نشده‌اند. نگاره های فراوانی وجود دارد كه رویدادهای زمینی چون جنگ، احداث بنا و… را تصویر می كنند. ثانیاً با تجزیه و تحلیل برخی از همین نگاره‌های تمثیلی نیز می توان به اثبات واقع گرایی نگارگر پرداخت.

نگارنده در این پژوهش كوشیده است كه واقع گرایی یكی از تاثیر گذارترین نگارگران ایران، یعنی كمال الدین بهزاد را در نمایش معماری مساجد به اثبات رساند. می توان با استفاده از نتایج این تحقیق و منابع و اطلاعات دیگر معماری تیموریان را بیش از پیش شناخت. انتخاب شدن نگاره‌های بهزاد نیز به این دلیل است: همانطور كه می دانیم دوره بهزاد عصر طلایی نگارگری بود. (بینیون، ن. و دیگران. 132. ص 226)

از این عصر طلایی نگاره های بسیاری باقی مانده كه تاثیر اندیشه و قلم بهزاد در فرآیند آفرینش آنها انكار ناشدنی است.

كمال الدین بهزاد از معدود نگارگرانی بود كه همه نوع بنا را در نگاره های خود به نقش در آورده است. از جمله مسجد كه فضایی قدسی و آسمانی است و بررسی مساجد در نگاره های وی ما را در شناخت بشیتر فضای هنری آن دوره، معماری و روش ترسیم یاری می كند.

از سوی دیگر بعضی پژوهشگران و معتقدند كه بهزاد نقاش فرسك بوده و فقط گاهگاهی به مصور كردن كتاب می پرداخته است. (همان ص 244)

بصورت دوستی این عقیده می‌توان به تبیین رابطه‌ای بین بهزاد، نگارگری و معماری پرداخت. رابطه ای كه مسلماً در روند تأثیر پذیری بهزاد از نیاهای واقعی اطراف در خلق بناهای منقوش، نقش به سزائی داشته است.

برخلاف اغلب محققان هنر نگارگری ایران، تعداد اندكی نیز معتقدتذ هنگامی كه بیننده به نگاره های بهزاد نگاه می‌كند، دیگر با دنیای ابری و پیچیده مواجه نیست بلكه با دنیای واقعی رو به روست كه به طور موقت با وقایع خاص خود در دو زمان برپا شده است. (ص 164 از كتاب دوازده رخ)

فهرست مطالب :

مقدمه:

تاریخچه مختصر دورة تیموری

موضوع نگاره و توصیف كلی آن

شخصیت های نگاره

شخصیت های اصلی

شخصیت های فرعی

ساختار بنا و تزئینات آن :

سر در ورودی

حیاط

كاخ و تزئینات وابسته

موضوع نگاره و توصیف كلی آن

ویژگی های معماری كاخ

ساختار بنا

دیوار و سر در ورودی و تزئینات وابسته

كاخ و تزئینات وابسته

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 40



دانلود فایل (تحقیق نقش تبلیغات و بازاریابی در فروش كالا و یا جلب مشتری)

تحقیق نقش تبلیغات و بازاریابی در فروش كالا و یا جلب مشتری

تحقیق نقش تبلیغات و بازاریابی در فروش كالا و یا جلب مشتری

توضیحات :

تحقیق نقش تبلیغات و بازاریابی در فروش كالا و یا جلب مشتری در 47 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

شیوه های بازاریابی برای فیلم «مارمولك»

معجزه تبلیغات حداقل!

تبلیغات برای فیلم های سینمایی در ایران هنوز از الگوهای چند دهه پیش پیروی
می كند. پاییز گذشته، وقتی برای نخستین نمایش جنان “ارباب حلقه ها 3 : بازگشت پادشگاه ” در نیوزلند،‌ هواپیمایی منقش به تصایر این فیلم به عنوان یك حربه تبلیغاتی نو به پرواز درآمد، چیزی جز افسوس برای طولانی تر شدن فاصله میان ایده های تبلیغاتی سینمای روز جهان با آنچه در ایران با این عنوان خوانده می شود، بر جای نماند. با این مقدمه كوتاه، می توان گفت اطلاع رسانی و تبلیغ فیلم های سینمایی معمولا از مرحله تدارك تولید آغاز می شود و تا اكران عمومی ادامه دارد. اولین مواد تبلیغی، عكس های تست گریم پیش از آغاز فیلمبرداری و سپس عكس هایی از صحنه و پشت صحنه فیلم فیلم ها هستند. به اضافه، فهرستی از عوامل ساخت فیلم و خلاصه داستانی – معمولا چند جمله ای كه خط داستانی فیلم را شرح می دهد در مطبوعات منتشر می شود.

اما وقتی اولین مواد تبلیغی مذكور برای فیلم “مارمولك” دیرتر از عرف در معرض دید قرار گرفت، می شد حدس زد “پرده پوشی و پرهیز از تبلیغ مستقیم “ ایده مورد نظر تهیه كننده فیلم خواهد بود. این حربه ای است كه طی دهه 1990 از دل نظام تولید استودیویی فیلم در آمریكا، “هالیوود”، برآمد و هدف از اجرای آن ایجاد كنجكاوی حداكثر نزد مخاطبان، رساندن آن به یك نقطه اوج و سپس برداشتن فیلترهای اطلاعاتی در زمان مناسب برای ایجاد یك موج عظیم تبلیغاتی بوده است. این شیوه هر چند به شكل گسترده در هالیوود اعمال نمی شود، ولی طی سالهای اخیر در ایران باب شده است. ضمن آن كه انتقال اطلاعات نادرست یا ناكافی درباره مضمون و فضای فیلم برای ایجاد شوك به مخاطبان هنگام نمایش چاشنی آن می شود. این از معدود ایده های تبلیغ روانی است كه سینمای ایران همسو با تحولات جهانی از آن بهره می برد. درباره “مارمولك” هم این حربه به كار رفت. تا زمان نخستین نمایش فیلم در جشنواره فیلم فجر (بهمن ماه 82) اطلاعاتی درباره فرورفتن شخصیت “رضا مارمولك“ (با بازی “پرویز پرستویی”) در كسوت یك رواحنی منتشر نشد و این اتفاق در فیلم چنان شگفت آور بود كه پس از سالها در مقابل سینماهای جشنواره صف های طویل شكل گرفت و كار به اختصاص سانسهای فوق العاده رسی. هوشمندی “منوچهر محمدی” (تهیه كننده و پخش كننده فیلم) آن بود كه اكران نوروزی را برای “مارمولك” در نظر گرفت تا از موج روانی جامعه كه بواسطه انتقال شفاهی و كتبی مضمون فیلم شكل گرفته بود،‌بهره گیرد، اتفاقی كه در سال 1381 برای فیلم “من ،‌ترانه 15 سال دارم” افتاد و علی رغم بی بهره بودن از جذابیب های ظاهری مانند ستاره های مشهور و داستان عامه پسند، این فیلم یه یكی از پرفروش ترین های سال تبدیل شد. در فاصله تقریباً یك ماهه بین پایان جشنواره تا زمان مقرر آغاز اكران، تبلیغ فیزیكی چندانی برای فیلم انجام نشد. نه از آگهی های مطبوعاتی چندانی اثری بود، نه از تبلیغ محیطی مثل بیلبوردها و پانل های تبلیغاتی. در عوض، انتخاب شعار “نوروز جایی نروید … “مارمولك” می آید كه بر معدود آگهی ها و بیلبوردها، با قید امری موجود در خود،‌كنجكاوی مخاطبانی را برانگیخت كه در جریان موج روانی پس از جشنواره قرار نگرفته بودند. با نزدیك شدن زمان اكران ، پخش آنونس های فیلم در سینماها نیز آغاز شد و البته كمتر كسی انتظار داشت فیلمی با موضوع فرورفتن یك سارق در كسوت روحانیت از امكان پخش تیزرهای تلویزیونی بهره مند شود.

بنابراین تهیه كننده فیلم با بهره گیری حداكثر از تبلیغات روانی و حداقل از تبلیغات مستقیم معمول (رسانه ای و محیطی) و با اطمینان از جذابیت شگفت انگیز داستان به استقبال اكران فیلم رفت. جالب است كه پوسترها و پلاكاردهای تبلیغاتی فیلم هم به انتقال نادرست اطلاعات ادامه دادند؛ تصویری از “پرویز پرستویی؛ با گریمی متفاوت از آنچه در اكثر دقایق فیلم می بینیم، در كنار دیواری،‌به رنگ آبی كه سایه یك “مارمولك” بر آن نقشه بسته است، هیچ نشانی از جابه جایی شمایل او از یك دزد سابقه دار به یك رواحنی محبوب نداشت. این حركت، احتمالاً برای جلوگیری از بروز تبلیغات فرامتنی و ثانویه نیز صورت گرفت، چیزی كه در نهایت بروز كرد و به تأخیر در نمایش فیلم انجامید.

یك روز پیش از آغاز اكران “مارمولك” در تهران به توصیه یا دستور نهادی نامعلوم، نمایش فیلم متوقف شد و هر چند این اتفاق با ایام نوروز و تعطیل نشریان همزمان بود، ولی در میان مردم بازتاب وسیعی یافت. حتی چند شبكه ماهواره ای فارسی زبان خبرها و تحلیل هایی – اغلب نادرست – درباره این موضوع به روی آنتن فرستادند و پس از تعطیلات هم نشریات به استقبال این اتفاق رفتند. “مارمولك” ، به هر دلیل، پس از پایان ماه صفر و از دوم اردیبهشت در حالی به نمایش درآمد كه به دلیل فضای روانی مضاعف ایجاد شده، بسیاری از تماشاگران بلیت ها را پیش خرید كرده بودند. این اتفاق كم سابقه این بار باعث شد در هفته اول نمایش، بلیتی در گیشه تعدادی از سینماها در سانس های صبح و بعدازظهر باقی نماند و فروش فیلم در 5 روز نخست به 150 میلیون تومان برسد. همزمان با اكران عمومی فیلم،‌سایت اختصاصی آن هم آغاز به كار كرد تا كاربران به اطلاعات دلخواه درباره فیلم دسترسی داشته باشند. شاید این جملات “منوچهر محمدی” ،‌تهیه كننده فیلم در پاسخ به این سؤال كه چرا “مارمولك” تبلیغات تلویزیونی ندارد، گویای همه چیز باشد: “خودمان درخواست ندادیم، یعنی فیلم را با حداقل تبلیغات،‌اكران كردیم.

سه سال پس از معرفی باستان “باریلا” Barilla به بازار آمریكا در سال 1996 ، این برند به پاستای شماره یك این كشور تبدیل شد.

این دستاورد با در نظر گرفتن رقابت تنگاتنگ بازار پاستا و ماكارانی آمریكا چیز بدی نیست: San Giorgia Muellers Ronzoni و American Beauty پیشتاز پیشین بازار پاستا Ronzoni بود كه به شركت Hershey Foods تعلق داشت. این شركت به رغم ماشین بازاریابی رعب انگیزش حریف “باریلا” نشد. می توان راز موفقیت این پاستا را در تیزرهای 30 ثانیه ای تلویزیونی اش یافت:‌یك زن آمركیایی به یك غریبه ایتالیایی نگاه می كند كه برایش پاستا “باریلا” سرو می كند و در پس زمینه، آواز “آندری بوچلی“ Andrea Bocelli شنیده می شود.

امروزه “باریكا” 17 درصد بازار پاستای خشك آمریكا را در چنگ دارد كه بیش از دوبرابر سهم بازار رقیبش Ronzoni (هفت درصد) است. اكثر آگهی های تلویزیونی می كوشند به منظور ایجاد وفاداری مصرف كنندگان نسبت به محصول،‌با آنها ارتباط صمیمی برقرار كنند.

در نتیجه در اكثر تیزرهای تبلیغاتی نوعی احساس “گرمی و صمیمیت” حس می شود كه هدفش دلباخته كردن مصرف كننده به برند مورد نظر است. این رویكرد هیچ ایرادی ندارد، به شرط آن كه یك عنصر دیگر بیافزایید:‌اعتبار! اعتبار “باریلا” در چیست؟ آن راز در تیزر و روی بسته هایش فاش شده است: پاستای درجه یك ایتالیا!

اگر اعتبار را از تیزر حذف كنید، آنچه باقی می ماند صرفاً تصاویری زیبا، دلفریب و رمانتیك است. اكثر تبلیغات، بخصوص تبلیغات تلویزیونی همین گونه است. سی ثانیه پرهزینه برای ارائه یك پیشنهاد به بیننده تباه می شود، بدون آن كه با ذكر اعتبار برند از مصرف كننده بخواهد این پیشنهاد را جدی بگیرد. آگهی دهندگان اغلب علت و معلول را اشتباه می گیرند. مسلماً هر آگهی دهنده می خواهد كه مصرف كننده شیفته برندش شود و می خواهد ارجحیت و وفاداری برند و سایر خصوصات آبكی دیگر ایجاد كند. این معلولی است كه آگهی دهنده می خواهد پدید آورد، اما علت چیست؟

آنچه عامل ایجاد معلول مورد نظر می شود؛ اشكال اعتبار برند است.

در مورد باریلا. مصرف كنندگان با دیدن آن تیزرها پیش خود فكر می كردند؛ لابد خوب است چون پاستای درجه یك ایتالیاست. نه این كه: لابد خوب است چون شركتش تیزر جالبی پخش كرد.

تقریباً پشت هر برند موفق، جنبه ای از اعتبار محصول و تولید كننده آن نهفته است: اولین برند در یك مقوله ( كوكاكولا (Coca Cola اولین برند در بخشی از مقوله (مرسدس بنز Benz- Mercedes و سایر اتومبیل های گرانقیمت )، نخستین برندی كه مدعی یك خصوصیت خاص شد ( وسایل نقلیه ولوو Volvo و ایمنی )، نخستین برندی كه از سوی یك طرف ثالث متنفذ حمایت شد ( خمیر دندان كرست Crest و انجمن دندانپزشكی آمریكا) یا برندی پیشتاز در كشوری كه در یك مقوله شهره است (باریلا و ایتالیا).

اما پس از آن كه برندها شناخته می شوند، آگهی دهندگان شیفته خود می شوند و اعتبار محصولشان را كنار می گذارند و این اشتباه بزرگی است. اعتبار همان چیزی است كه برند را می سازد و همواره باید در تبلیغات و بازرایابی برند ایفای نقش كند.

چه چیزی برند فدرال اكسپرس Express Federal را جان بخشید؟ این شعار: آنگاه كه مطلقاً و حتماً لازم است چیزی شبانه به دستان برشد. در واقع فدرال اكسپرس اولین پیك مرسولات بود كه خدمات شبانه را ارائه كرد. اكنون وقتی كسی می گوید این بسته را با فدرال اكسپرس به لس آنجلس بفرستید؛ منظورش این است كه این بسته صبح فردا در لس آنجلس است. ولی همانند بسیاری از آگهی دهندگان دیگر. فدرال اكسپرس اعتبارش را از دست داده و دیگر اشاره ای به سرویس شابنه خود نمی كند؛ فقط فهرست بلندی از مضامین فاقد اعتبار ارائه می دهد:

The Worldontime Fed Ex s Relax …it

تبلیغات فدرال اكسپرس باید چه بگوید؟ آنگاه كه مطلقاً و حتماً لازم است چیزی شبانه بدست تان برسد. این مایه اعتبار این شركت است[1].

حواس تان را جمع كنید! پاستای درجه یك ایتالیا شاید به سرنوشت آنگاه كه مطلقاً و حتماً لازم است چیزی شبانه بدست تان برسد دچار شود.

– وسوسه الگانس

روند رو به رشد و توسعه در سیستم های بانكی دنیا، امروزه با سرعتی غیرقابل توصیف، متاثر از متغیرهای گوناگونی به پیش می رود. كاربرد فناوری های جدید و شیوه های مدرن تبلیغاتی و اطلاع رسانی بر سرعت مقوله توسعه خدمات بانكی افزوده است. تغییر و تحول در ساختار عملكردی و خدماتی بانك ها موجب شده كه این موسسات مالی به دنبال مشتری باشند، نه مشتری به دنبال بانك. از این رو سیستم های شناسایی نیازهای مشتری و اطلاع رسانی در بانك ها تبدیل به شریان هایی حیاتی برای بقا و دوام شده است و كارشناسان تبلیغات بانكی معتقدند اطلاع رسانی و تبلیغات در افزایش درآمدها، كاهش هزینه ها، معرفی خدمات و افزایش كارایی و بهره وری سازمانی بانك ها تاثیرات بسیاری داشته است.

مك كورمیك از كارشناسان تبلیغات بانكی اعتقاد دارد عملكرد مالی بازاریابی از ابزارهایی است كه می تواند رشد درآمدهای بانك را افزایش دهد. امروزه با توجه به رقابت بانك های دولتی و خصوصی در جذب سپرده گذاری؛ مقوله تبلیغات و بازاریابی چهره نوینی به خود گرفته است.

مدیریان ناگزیرند در تعیین راهبردها و خظ مشی های بنگاه اقتصادی خود عوامل مهمی نظیر خواسته ها و نیازهای مشتریان و منافع جامعه در كوتاه مدت و بلند مدت را در نظر بگیرند. از این رو آشنایی و تجهیز به علم نوین بازاریابی از اهرم های پایه ای یك بنگاه اقتصادی، بالاخص بانك ها به شمار می رود.

در كشور ما طی سالیان اخیر روندی از تحول در عرصه تبلیغات و اطلاع رسانی بانكی مشاهده می شود. این روند هر چند كمتر متاثر از بررسی و تحقیقات بازریابی علمی است، لیكن نشانگر نظر داشت شناسایی نیازهای مشتریان و ترفندهای تبلیغاتی است.


[1]- مجله دانش تبلیغات

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 47



دانلود فایل (تحقیق کاربردهای گرافیک در تولید و پخش خبر تلویزیون)

پژوهش کاربردهای گرافیک در تولید و پخش خبر تلویزیون;تحقیق کاربردهای گرافیک در تولید و پخش خبر تلویزیون;تعریف خبر از دیدگاه صاحب نظران علوم ارتباطات;تفاوت و تشابه تیتراژ تلویزیونی و تیتراژ سینمایی خبر;خبر در تلویزیون; دانلود تحقیق کاربردهای گرافیک در تولید و پخش خبر تلویزیون; طبقه بندی کپشنها به لحاظ شیوه انتقال به دوربین

پایان نامه كاربردهای گرافیك در تولید و پخش خبر تلویزیون تحقیق كاربردهای گرافیك در تولید و پخش خبر تلویزیون تعریف خبر از دیدگاه صاحب نظران علوم ارتباطات تفاوت و تشابه تیتراژ تلویزیونی و تیتراژ سینمایی خبر خبر در تلویزیون دنلود تحقیق كاربردهای گرافیك در تولید و پخش خبر تلویزیون طبقه‌بندی كپشن‌ها به لحاظ شیوة انتقال به دوربین كاربردهای گرافیك در تولی

توضیحات :

تحقیق كاربردهای گرافیك در تولید و پخش خبر تلویزیون در 143 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

مقدمه

در عصری زندگی می كنیم كه سرعت و تخصص دو شاخص مهم آن است. ریزشدن و خرد شدن تخصص‌های كلان و روزآمد شدن یافته و بافته‌‌های این روزگار دور از انتظار نیست.

گاه این تخصص ها چنان هستند كه اصلاً به حساب نمی‌آیند و از این رو كمتر به آنها پرداخته شده‌اند طراحی گرافیك برای تولید و پخش خبر تلویزیون از جمله این تخصص‌های ظریف و ناپیداست چندان كه گویی اصلاً نیست. پیش از این گرافیك را در دو حوزه «هنر» و «تبلیغات» می‌دانستند و بالطبع افراد شاغل و فعال در آن را به «هنرمند» و یا «تبلیغاتچی» می‌شناختند اما امروزه با گسترده شده كاربردهای این تخصص، تعاریف متفاوتی هم برای آن ساخته و پرداخته شده است. وقتی این روزها صحبت از «گرافیك خبر» در هر سه نوع‌اش(چاپی، تلویزیونی و سایبر) می‌شود،‌ بایستی بدانیم كه گرافیك دیگر صرفاً هنر و یا تبلیغات نیست بلكه مفهوم دیگری را هم در برمی‌گیرد و آن رسانه است. لذا گرافیك خبر تركیبی از «هنر» و «رسانه» است تركیبی كه تفكیك ناپذیراست.

در این پژوهش در ابتدا تعاریفی از خبر و واژه‌های مرتبط با آن را ارائه می نماییم و سپس وارد مقوله گرافیك شده و آنرا در چند پلان معرفی می كنیم: گرافیك به عنوان یكی از هنرهای تجسمی، گرافیك در تلویزیون و گرافیك در تولید و پخش خبر تلویزیون. در انتهای این تحقیق پیشنهادهایی هم ارائه شده تا بتوان بر اساس آنها مشكلات موجود در گرافیك خبر را مرتفع ساخت.

مجموعه‌ای كه در پیش رو دارید، پایان‌‌نامه‌ای برای اخذ درجه كارشناسی ارتباطات با گرایش خبر رادیو و تلویزیون است. عنوان این پایان‌نامه «كاربردهای گرافیك در تولید و پخش خبر تلویزیون» می‌باشد. هر چند این تحقیق خالی از اشكال و ایراد نیست اما امیداوارم گامی در جهت آشنایی بیشتر بحث گرافیك و خبر برای تمامی عزیزانی كه در بخش خبر كار می‌كنند باشد.

در پایان از تمامی اساتید دانشكده صدا و سیما و به خصوص استاد راهنمای محترم و بسیار عزیزم جناب آقای مهدی صادقی كه در این راه بسیار مرا یاری رساند كمال تشكر و قدردانی را دارم.

ماهیت خبر

رسانه‌ها در عملكرد روزانه خود صحنه مناظره بینش‌ها و میدان منازعه كلمات و معانی هستند، برخلاف آنچه ظاهراً به نظر می‌رسد، رسانه‌ها در نقش خبری خود آینه‌ی انعكاس رویدادها و واقعیات دنیای اجتماعی و سیاسی نیستند، بلكه برعكس آفریندة واقعیتهای اجتماعی و سیاسی هستند و به تصورات ما از دنیای اطرافمان هستی می‌بخشند این فرض و پیشنهاد در آغاز عجیب می نماید و ممكن است ما را در شناخت محیط اطراف خود دچار تردید كند. لیكن با اندكی اندیشه می‌توان پی‌برد كه خبر خود واقعیت و خود عینت جهان اطراف ما نیست، بلكه تنها حكایت و روایتی از این واقعیت است.

اینكه آیا واقعیتی خارج از محدوده كلام وجود دارد یا نه، مورد بحث نیست، بلكه این شناخت اساسی كه خبر ساخته و پرداخته ذهن بشر است و این ذهن تنیده در عقاید، آداب و رسوم و هنجارهای فرهنگی است،‌ كلید گشایش راز خبر است. خبر به ما می‌گوید كه به چه چیز خبر فكر كنیم و چگونه به آن بیندیشیم.

علاوه بر این، خبر محصول كار سازمان یافته‌ای است كه سلسله مراتب، ارزشها و هنجارهای تولیدی خود را دارد. خبر از دنیای واقعی برمی‌خیزد، بر اساس ارزشها و هنجارهای فرهنگی و سازمان خبری واقعیت را دگرگون می‌كند و به صورت روایت و داستان به دنیای واقعی باز می‌گردد.

در این فراگرد (مشاهد، بغیر، روایت و اشاعه) خبر به ارزشها و هنجارهایی كه از آنها برخاسته است، حكم طبیعی و عینی می‌بخشد و در گسترها خود آنها را باز تولید كند. به رغم ادعای روشنگری، خبر از آنجا كه باید ساده باشد و در سطح تصورات و ذهنیات مخاطبانش قرار گیرد، از‌ آنجا كه باید به زبان آنان سخن می‌گوید از دیدگاه ایشان دارای معنی باشد، نمی‌تواند فراتر از سطح عمومی مخاطبانش حركت كند . در نتیجه خبر به صورت تأیید كننده و توصیه گر باورهای بیشتر پرداخته مخاطبان عمل می‌كند.

فصل اول :

خبر در تلویزیون

تعریف خبر

ارائه تعریفی جامع و مانع بدون تكیه بر تعاریف پیشین و مراحل تهیه و تنظیم خبر، شكل‌ اصلی محققان، روزنامه‌نگاران و استادان دانشگاهها بوده است. مهمترین اشكالهایی را كه می‌توان رای تعاریف خبر بیان كرد، بدین ترتیب است.

  1. بیشتر تعاریف خبر توصیفی هستند و تنها به وصف یك یا دو خبر اكتفا می‌كنند، مانند:

«خبر گزارش از واقعیت‌هاست اما هر واقعیتی را نمیتوان خبر نامید» در این توصیف ابعاد تازگی، مجاورت، شگفتی و … معقول مانده است.

  1. بعضی تعاریف خبر تمثیلی است مانند : (اگر فردی سگی را گاز بگیرد خبر است)، اما بر عكس، اگرسگی فردی را گاز بگیرد، خبر نیست) این خبر گر چه بعد شگفتی را در خبر روشن می‌كند اما در برابر مثالی دیگر چون خبر «كشتن یك شیر توسط الاغی در باغ وحش تهران) حتی در جنبه‌ تمثیلی‌اش، كاستی‌های فراوان دارد.
  2. بعضی تعاریف خبر به صورت تك بعدی به خبر می‌پردازد، پس از خود جریان غافل مانده اند، پس برای رهایی از این گونه تعاریف محدود و شكننده لازم است به چشم اندازی كلی‌تر از خبر پرداخت.
  3. كاستی مهم دیگر تعاریف خبر، آن است كه هر یك از آنها تنها برای یك یا دو نوع از خبرها كاربرد دارند. در حالیكه در خبرنویسی دانشجویان با ابعادی از خبر آشنا می‌شوند كه لازم است در تعریف خبر بیان شوند.

لذا با این پیش زمینه به تعاریف متعددی كه توسط صاحب نظران دربارة خبر انجام شده است،‌ می‌پردازیم:

تعریف خبر از دیدگاه صاحب نظران علوم ارتباطات:

– خبر، آگاهی. اطلاع، آگهی، وقوف. خبر كلمه‌ی مفردی است كه به مبتدا نسبت داده می‌شود تا با آن كلامی ساخته شود كه چون این كلام به مخاطب القا شد، او از حالت منتظره‌ای كه دارد، در می‌آید و به اصطلاح سكوت او در این مورد جایز باشد. «لغت نامه دهخدا»

– خبر شامل هر عمل و اندیشه‌ای واقعی كه برای عده‌ای كثیر از مخاطبان، جلب توجه كند. «لیل اسپنسر» Lyle spencer

– خبر نقل واقعی و عینی حوادث جاری مهم است كه در روزنامه چاپ می‌شود و مورد توجه خوانندگان قرار می‌گیرد. (س، مولی S-mully)

– خبر، گزارش خلاصه و دقیق یك رویداد است، نه خود رویداد «میچل. دی. چارنلی، استاد دانشگاه سینوتای امریكا)

– خبر عبارت است از، انتشار منظم جریان وقایع و آگاهی‌ها و دانش‌های انسانی و نقل عقاید افكار عمومی است.

«فرناندو- ترو، رئیس و استاد انیستیتوی مطبوعات دانشگاه پاریس»

– خبر آگاهی است كه برای كسی حائز اهمیت باشد، خبرگزاران و از بین رفتنی است به محض اینكه رویداد یا وضعیتی تفهیم شد و تنش برخاسته از آن كاستی گرفت، آگاهی مورد پذیرش به صورت تاریخ در می‌آید، البته در این حال هم می تواند جالب توجه باشد اما دیگر عاجل و مبرم نیست. دیگر خبر نیست. (شیبوتانی)

عناصر خبر در تلویزیون

اعلام در بیان وقایع جالب اجتماعی موقعی به خوبی صورت می گیرد كه عوامل و عناصر مؤثر در ایجاد هر واقعه به طور كامل جستجو و ارائه شود.

به طور كلی هر خبر، هر چند كوچك و كوتاه باشد، باید از لحاظ عوامل و عناصر زیر تكمیل گردد:

– شخص یا اشخاصی كه در واقعه شركت یا مداخله دارند و یا واقعه به نحوی به آنان ارتباط می‌یابد.

  • موضوع و نوع واقعه یعنی آنچه واقعه را تشكیل می‌دهد.
  • علت و انگیزه‌ای كه سبب ایجاد واقعه شده است.
  • چگونگی وقوع كه تربیت و كیفیت واقعه را معلوم می‌نماید.
  • زمان وقوع كه موقعیت واقعه را از نظر تاریخی، روز و ساعت تعیین می‌كند.
  • مكان وقوع كه وضع واقعه را از نظر محل و فاصله آن با جاهای دیگر مشخص می‌سازد.
  • بنابراین اگر ارزشهای خبری به اخبار شكل می‌دهند «عناصر خبری» اخبار را به نمایش می‌گذارند، به طوری كه هر اندازه كه عناصر خبری كامل‌تر باشند، شكل خبر از نظر اطلاعاتی كه باید به مخاطب بدهد جذاب‌تر خواهد بود. عنصرهای تشكیل دهنده عناصر خبری به شرح زیر می‌باشد:

چه كسی (كه) Woh، چه چیزی (چه) What، كجا؟ where، چه وقت، (كی) when، چرا؟ why چطور(چگونه) how .

افزایش غنای خبر با در نظر گرفتن این عناصر است كه میتوان تصویر جامعی از رویداد را به بیننده منتقل كرد.

  1. چه كسی (كه): هر گاه خبری تهیه می‌كنیم، باید عوامل درگیر در ماجرای آن خبر، و در اینجا به طور اخص، فرد یا افراد ماجرا كه در پیدایش و وقوع رویداد نقش داشته‌اند دقیق بشناسیم و آنان را در خبر خود معرفی كنیم.
  2. چه چیزی (چه) این عنصر عمدتاً بر ماهیت رویدادی كه قرار است به خبر تبدیل شود متمركز است. این عنصر و عنصر پیشین( كه) معمولاً از مهم‌ترین عناصر خبری هستند.
  3. كجا؟ : هر رویدادی از وجه مكانی برای خود یك محل وقوع دارد. عنصر كجا از آنجا كه محل رویداد را مشخص می‌سازد از اهمیت برخوردار است اطلاعات مربوط به عنصر كجا به ویژه اگر این عنصر شناخته شده نباشد، باید به طرزی تفصیلی‌تر ارائه شوند مثلاً اگر محل رویداد در كشور كوچك و گمنامی باشد باید به مخاطب توضیحاتی در مورد موقعیت جغرافیایی آن ارائه شود.
  4. چه وقت، كی؟ زمان رویداد برای بینندگان باید ارائه گردد. بیننده باید از زمان وقوع رویداد اطلاع داشته باشد.
  5. چرا و چطور؟ عناصر خبری چرا و چطور جنبه‌های تحلیلی و توصیفی رویدادها را تبیین می‌كنند. این دو عنصر در بسیاری از مواقع با دیدگاههای شخصی خبرنگار- خواسته و ناخواسته آمیخته می‌‌شوند و همه آنچه دربارة بی طرفی خبری، عینی‌گرایی و پرهیز از جانبداری خبری گفته می‌شود از همین دو عنصر سرچشمه می‌گیرند. بطور كلی عنصر چرا و چگونه عمدتا در گزارشها و خبرهای تحلیلی و توصیفی استفاده می‌شود، نكته‌ای كه در اینجا باید متذكر شد این است كه بین عناصر خبری و ارزشهای خبری رابطه مستقیمی به شكل زیر وجود دارد:

چه كسی شهرت

چه چیزی= در برگیری و شگفتن فراوان

كجا= مجاورت

چه وقت= تازگی

و دو عنصر چرا و چطور، ارزش تحلیلی و توصیفی دارند زیرا بیننده نمی‌داند كه رویداد چرا و چطور به تحقق پیوست است.

سبك‌های خبر نویسی:

در خبر 4 قسم سبك خبرنویسی مرسوم است:

  1. سبك هرم وارونه
  2. سبك تاریخی
  3. سبك تاریخی به همراه لید
  4. پایان شگفت انگیز

1- سبك هرم وارونه: چكیده و مهمترین مطلب رویداد، در ابتدای خبر و كم ارزش‌ترین مطلب در انتهای آن قرار می‌گیرد و هر قسمت با توجه به میزان اهمیت آنها از بالا به پایین تنظیم می‌شود. این سبك یكی از كاراترین روش‌ها انتقال اطلاعات است.

2- سبك تاریخی: در این سبك برخلاف سبك هرم وارونه مطالب به همان صورتی كه به لحاظ زمانی تحقق یافته‌اند در قالب خبر ارائه می‌شوند. در این سبك، خبرنگار به داوری نمی‌پردازد و كاری به این ندارد كه كدام خبر یا بخش ماجرا مهم‌تر است تا آن را در پاراگراف نخست خبر ارائه كند. بنابراین برخلاف سبك هرم وارونه، تا حدود زیادی از اعمال نظر خبرنگار جلوگیری می‌شود. و مطالب به طرز كاملتری ارائه می‌گردد.

3- سبك تاریخی همراه با لید: سبك تاریخی همراه با لید تركیبی از سبك هرم وارونه و سبك تاریخی است. در تهیه خبر به صورت سبك تاریخی همراه لید، ابتدا چكیده مهمترین مطلب به صورت «لید» در پاراگراف اول خبر قرار می‌گیرد. سپس ماجرا یا رویداد به آن صورتی كه اتفاق افتاده است به ترتیب زمان وقوع رویداد همانند سبك تاریخی شرح داده می‌شود.

سبك پایان شگفت‌انگیر: سبك پایان شگفت‌انگیز از سبكهای شیرین خبرنویسی است. در این سبك قفل ماجرا در پایان خبر باز می‌شود و مخاطب را شگفت زده می‌كند.

سوگیری های خبری

نقش سوگیری خبری در تغییر فكر و عقیده‌ی مخاطبان می‌تواند طی مدت كم و بیش كوتاهی بسیار چشمگیر باشد به عبارت دیگر سوگیری خبری متناسب با اهداف و سیاست‌های درست یا نادرست دروازه‌بانان خبری می‌تواند افكار عمومی و ایستارهای متفاوت افراد جامعه را به سوی چنان اهدافی سوق دهد.

به تعبیر می‌توانیم بگوییم كه سوگیری خبری، همسو و هم جهت با تبلیغات (منفی یا مثبت) است. نتیجه آن كه همان گونه كه تبلیغات می تواند از جنبه‌های ناآشكار نظارت اجتماعی محسوب شود، سوگیری خبری نیز می‌تواند چنین قدرتی را دارا باشد.

اما این نكته را باید در نظر گرفت، شم سیاسی و اجتماعی دروازه‌بانان خبری پشتوانه‌ای برای بكارگیری صحیح انواع سوگیری باشد. چرا كه انتخاب نامناسب انواع سوگیری در خبر آثار و عواقب فراوانی به بار می‌آورد كه نخستین اثر سوء «از اعتبار ساقط كردن» خبر است.

به عبارت دیگر اگر تصمیم‌گیرندگان و دروازبانان خبری بكارگیری سوگیری‌های خبری را (بنا بر سیاست‌های تعیین شده‌ی داخلی و خارجی) لازم و ضروری می‌دانند، بجاست تا حد امكان از سوگیری لفظی كناره‌گیری كنند و با رعایت قاعده‌ی بی طرفی و واقع نمایی و با در نظر گرفتن اهداف و سیاست‌های خارجی یا داخلی سوگیری در متن خبر را بر سایر انواع سوگیری به ویژه سوگیری لفظی ترجیح دهند.

سوگیری عبارت است از: دیدگاههای پیش نظری یاعاطفی مبتنی بر خرافات، عقاید قالبی و . . . درباره افراد گروهها یا موضوع‌های خاص كه موجب تفسیرهای ذهنی و دور از واقعیت عینی می‌شوند.

سوگیری‌های خبری بر دو نوع است

  1. سرگری در الفاظ: از آنجا كه زبان خبر در رسانه‌های خبری بیشتر از خود رویداد به خبر معنا می‌بخشد، الفاظ و كلماتی كه در متن خبر به كار برده می‌شوند، به قدری حساس و سرنوشت ساز ستند كه زبان خبر بلافاصله پس از گزینش خبر به میان می‌آید، به طوریكه اگر الفاظ در جای خود و به طور دقیق به كار نرود، برداشت‌ها و تعابیر گوناگونی در مخاطبان ایجاد می‌شود. مثال‌های زیر نمونه‌های از سوگیری های خبر هستند.
  • سوء قصد به آزادی= تهدید مطبوعات
  • جنایت منفور= آدم كشی
  • تیراندازی شدید= بمباران
  1. سوگیری در متن خبر: در بعضی خبرها ممكن است به ظاهر هیچ نوع لفظ سوگیرنه‌ای وجود نداشته باشد اما در متن خبر نوعی سوگیری را در ذهن مخاطب ایجاد كند، به طور كلی بیشترین سوگیری‌هایی كه در خبر روزنامه‌ها، نشریات و سایر وسایل ارتباط جمعی به چشم می‌خورند. شش نوع‌اند.

1- سوگیری اسنادی 2- سوگیری وصفی

3- سوگیری قیدی 4- سوگیری متنی

5- سوگیری جمله‌ای 6- سوگیری تصویری

«موضوع‌های خبر در تلویزیون»

موضوعات خبری مورد توجه در سیمای جمهوری اسلامی ایران براساس مطالعه خبرها منتشره از بخش‌های مختلف به طور عمده و بدون رعایت هیچ گونه ترتیبی در عناوین 13 گانه زیر خلاصه می‌شود:

  1. اخبار سیاسی داخلی
  2. اخبار سیاسی خارجی و روابط دیپلماتیك
  3. نظامی، دفاع ، جنگ و خشنونتهای سیاسی
  4. اختبار اقتصادی، تجاری، كارگری، كشاورزی
  5. اخبار پزشكی، بهداشتی
  6. امور آموزشی
  7. اخبار اجتماعی، حوادث و اتفاقات
  8. امور قضایی و حقوق
  9. انرژی، محیط زیست، صرفه‌جویی، حقوق بشر
  10. اخبار ورزشی
  11. اخبار علمی فرهنگی ، هنری، ادبی
  12. امور توسعه
  13. اخبار مذهبی و دینی

فهرست مطالب :

عنوان صفحه

1- مقدمه……………………………………………………………………………………………..

2- فصل اول: خبر در تلویزیون………………………………………………………………………

ماهیت خبر……………………………………………………………………..

تعریف خبر…………………………………………………………………….

عناصر خبر در تلویزیون……………………………………………………

سبكهای خبر نویسی…………………………………………………………

سوگیریهای خبری……………………………………………………………

موضوع‌های خبری در تلویزیون………………………………………….

ویژگی‌های خبر تلویزیون………………………………………………….

3- فصل دوم: گرافیك……………………………………………………………………………

هنرهای تجسمی………………………………………………………………

تعریف گرافیك……………………………………………………………….

تفاوت گرافیك و نقاشی……………………………………………………

الفبای تصویری (خط،‌ نقطه، سطح، حجم، بافت)………………….

رنگ………………………………………………………………………………

نظریات رنگ…………………………………………………………………..

نظریه تشنگی رنگها……………………………………………….

نظریه نسبی گرایی رنگها………………………………………..

نظریه تعامل رنگ و فرم…………………………………………

تركیب بندی……………………………………………………………………

هارمونی…………………………………………………………………………

4- فصل سوم: گرافیك تلویزیونی……………………………………………………………

تعریف ………………………………………………………………………….

تاریخچه ………………………………………………………………………..

تیتراژ……………………………………………………………………………..

كپشن…………………………………………………………………………….

دكور………………………………………………………………………………

آرم استیشن…………………………………………………………………….

گرافیك كلیپ………………………………………………………………….

تفاوت تیتراژ، كلیپ و تیزر………………………………………………..

نشانه و نامواره…………………………………………………………………

5- فصل چهارم: گرافیك در تولید خبر تلویزیونی……………………………………..

گرافیك خبری چیست؟……………………………………………………………

اهداف و كاركرد………………………………………………………………

كپشن‌های ثابت………………………………………………………………..

كپشن‌های متحرك……………………………………………………………

تیتر و سوتیتر…………………………………………………………………..

شناخت حروف……………………………………………………………….

شیوه نمایش خلاصه خبر…………………………………………………………..

آرم استیشن…………………………………………………………………….

استودیو مجازی………………………………………………………………..

اینفوگرافیك و كاربردهای خبری………………………………………………..

6- فصل پنجم: گرافیك در پخش خبر تلویزیونی………………………………………

اهداف و كاركردها……………………………………………………………

ویژگیهای گرافیك در پخش خبر……………………………………….

هویت بصری…………………………………………………………………..

نشانه و نامواره ……………………………………………………………….

آرم استیشن…………………………………………………………………….

سرفصل‌های خبری…………………………………………………………..

اینفوگرافیك……………………………………………………………………

كپشن‌های ثابت و متحرك…………………………………………………

پیج لی آوت (PageLayout)……………………………………………

صفحه آرایی……………………………………………………………………

زیرنویس در پخش خبر……………………………………………………

دكور در پخش خبر………………………………………………………….

طراحی دوباره (Redesign)………………………………………………

7- نتایج و پیشنهادها……………………………………………………………………………..

8- واژه نامه اصطلاحات گرافیكی در خبر

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 143



دانلود فایل (تحقیق هنر سفالگری در دوره سلجوقیان)

تاریخچه ای از سلجوقیان;تاریخچه ای از هنر ایران پیش از سلجوقی;تحقیق هنر سفالگری در دوره سلجوقیان;دنلود مقاله هنر سفالگری در دوره سلجوقیان;سفال;سفال گری;سفال گری در دوره سلجوقی;سفال مازندران;مقاله هنر سفالگری در دوره سلجوقیان نقوش و ظروف سفالهای کردستان هنر سفالگری در دوره سلجوقیان

تاریخچه‌ای از سلجوقیان تاریخچه‌ای از هنر ایران پیش از سلجوقی تحقیق هنر سفالگری در دوره سلجوقیان دنلود مقاله هنر سفالگری در دوره سلجوقیان سفال سفال گری سفال گری در دوره سلجوقی سفال مازندران مقاله هنر سفالگری در دوره سلجوقیان نقوش و ظروف سفالهای كردستان هنر سفالگری در دوره سلجوقیان

توضیحات :

تحقیق هنر سفالگری در دوره سلجوقیان در 27 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

بخشی از متن :

مقدمه‌ای برسفال :

سفال یكی از خلاقیتهای ماندگار انسان از دورة نوسنگی تا دورة معاصر است. با طلوع دین اسلام، هنرهای مختلف به ویژه هنر سفالگری از اهمیت خاصی برخوردار گردید، و سفالگران با ابتكارات جدید، پیروی از شیوه‌های هنری گذشته و سنتهای محلی و الهام از آئین نو، صنعت سفالسازی را در بسیاری از مناطق این سرزمین پهناور به حداعلای شكوفایی رسانیدند.

تكامل هنر سفالگری اسلامی سالهای متمادی به طول انجامید، دراین رهگذر مراكز سفالسازی متعدد هریك با برخورداری از ویژگیهای خاص در اكثر شهرهای ایران پدید آمد. سفالینه های اسلامی متعلق به سده‌های سوم تا هفتم ه . ق غالباً در مراكزی چون كاشان، ری، سلطانیه، جرجان و نیشابور ساخته شد.

خلق الانسان من صلصال كالفخّار

خداوند انسان را از گل كوزه گری آفرید

تاریخچه‌ای از هنر ایران پیش از سلجوقی

ذوق هنری و مایه های نخستین هنردوستی در سرزمین ایران از زمان هخامنشیان و پیش از آن وجود داشته است. حجاریهای غنی و با عظمت و پرشكوه كه قبله گاه خاور باستان است و صنعتگران ماهر احساس زیبائی و نبوغ خود را در بسیاری از هنرها، خاصه ظروف فلزی و گلی نشان داده‌اند.

حجاریهای عظیم كه در سینة كوهها، لحظه‌های طلائی در هنر معماری، پارچه‌های ظریف با نقوش رنگ آمیز، ظروف فلزی برای مجالس، از ویژگیهای هنر ساسانی است.

ظهور اسلام، ارزشهای تازه و حدودی نو بوجود آورد و نبوغ تزئینی ایرانی راه تازه‌ای برای ابراز یافت. گچ بریها و تذهیبهای رنگارنگ پدیدار گشتند، هر خطاطی باعث بوجود آمدن احترام آمیزترین كتابها شد. خط بدوی عرب به ظرافت گرائید و توسعه یافت و اولین پیشرفتهای هنر خط در شهر كوفه انجام گرفت و خط كوفی نامیده شد. در فلزكاری و نقش روی فلز كه سابقة ایران به فلزكاری لرستان می‌رسد، در هر زمانی سبكی نو و حیرت انگیز به وجود آوردند و هنر سفالگری را به كمك نبوغ خود و تجاربی كه از آزمون سبكهای دیگران كسب كردند رونق بخشیدند.

(نظری به هنر ایران. پوپ) ص 26 تا 29)

A.A. POP

تاریخچه‌ای از سلجوقیان

ایران در قرن 5 هجری درخشنده‌ترین عهد تاریخ خود را با سلجوقیان بست. اینان قبایل ترك چادرنشینی بودند كه از جلگه‌های قرقیزستان آمده و با سرعت بسیار جذب فرهنگ و هنر ایران گردیده و بسیاری از عناصر آن را فرا گرفتند. (نظری به هنر ایران پوپ).

آنها نخست در خراسان حكومتی تشكیل دادند (430 هـ . ق) و اندكی بعد با گسترش قلمرو خود، نواحی مركزی ایران را نیز به تصرف در آورد، اصفهان را به پایتختی برگزیدند و از آن زمان، در مقابل خلاقت فاطمیان مصر كه نفوذشان تا بغداد ادامه داشت، به خلق اندیشه و تشكیلات منظمی در عالم اسلام پرداختند. (سفال ایرانی، لیلی رفیعی)

سه پادشاه این دوره، یعنی طغرل بیگ، آلپ ارسلان و ملكشاه سلجوقی دهقانی از طوس، خواجه نظام‌الملك طوسی، طراح بزرگ دولت سلجوقی یاری جستند و نه تنها در تاریخ ایران بلكه در تاریخ جهان اسلام و در سطح وسیعتری در تاریخ آسیا تأثیر بس گسترده‌ای نهادند.

این سلسله بر ایران، عراق، سوریه و آسیای صغیر با دولتهای وابسته به مدت 2 قرن حكمرانی نمودند. (نظری به هنر ایران، پوپ)

در قلمرو ایران زبان پارسی به عنوان زبان ملی و مظهر تمدن درخشان ایرانی، توسط سامانیان احیاء شده بود، به حیات و نفوذ خود ادامه داد. (سنال ایرانی، لیلی رفیعی)

دورة سلجوقی را می‌توان از درخشان ترین دوره‌های هنر اسلامی دانست. چهخ دراین عصر هنرهای مختلف مانند بافندگی فلزكاری، سالفسازی، گچبری و بالاتر از همه معماری به حد اعلای شكوفایی خود رسید.

سلجوقیان به تدریج علاقه مند به هنرهای مختلف گردیده، حمایت آنان، هنرمندان را قادر ساخت كه به توسعه هنر سفالسازی و فلزكاری با شیوه و سبك جدید بپردازند.

تاریخچه‌ای از سلجوقیان

عناصر عمده طرحهای تزئینی گچبرهای دوران سلجوقی، خطوط بی‌انتها و گردش اسلیمی و حروف كوفی، در زمینه تركیبات نباتی است. این نوع زینتها گذشته از گچبری‌ها در مقبرة سلطان سنجر (سدة ششم هجری) در مرو با آجر نیز انجام شده است. در خردگرد خراسان یكی از زیباترین كتیبه‌های كوفی دوره سلجوقی كه نام نظام‌الملك، وزیر اعظم سلطان آلپ ارسلان را دارد و به سالهای 455 تا 485 هجری قمری تعلق دارد در بقایای مدرسه‌ای پیدا شده است.

استعمال دو یا سه سطح مختلف تزئینی، از مختصات برجسته كاری دورة سلجوقی است.

طغرل پادشاه سلجوقی خط نویسی را نزدیكی از مسنوبین راوندی تحصیل كرد و سپس به نوشتن قرآن درسی جزو پرداخت كه صد دینار مغری صرف هر جزو آن شد. چون طغرل خود دراین راه می‌كوشید، مردم را نیز تشویق به خط نویسی می‌كرد. بیشتر خط نویسان این عهد به نوشتن قرآن یا تزئین طاق‌ها و رواق‌های مكانهای مذهبی پرداخته یا بر روی سفال و كاشی عمل می‌كرده‌اند. (سیف الله كامبخش فرد، سفال و سفالگری در ایران از ابتدای نوسنگی تا دوران معاصر).

تاریخچة سلجوقی :

سلجوقیان ساختمانهای خود را با طرحهای برجسته و گچبری‌ها تزئین می‌كردند و دیوارهای اتاقها را با كاشیهای رنگین درخشان می‌پوشاندند.

در ایران رنگ آمیزی از ضروریات است. زیرا كه بیشتر آن سرزمین، بیابان است و گلها و گیاهان در بهار دوران كوتاهی دارند و با فرارسیدن فصل گرما تنها زمین تشنه لب برجای می‌ماند. پس دیوارهای رنگین كاخها و محرابهای مسجدها می توانند جبران بیرنگی‌ها، طبیعت را بكنند و در هر فصلی یادگاری از بهار باشند.[1]

تاریخچه‌ای از سلجوقیان

مهمترین تحول در صنعت سفالسازی در عصر سلجوقی ابداع نوعی خمیر سفید شیشه برای ساخت ظروف سفالین است كه تقریباً شبیه خاك چینی دورة سونگ (Sung) چین بوده كه شهرت فراوانی در سفالسازی كشورهای خاور نزدیك داشته است.

ظروف ساخته شده از این ماده خمیر شیشه بسیار نازك بوده با پوشش لعاب قلیائی، رنگ شفافی به خود گرفته است.

ساخت ظروف یاد شده در شهرهای معروف چوی ری، كاشان جرجان و نیشابور متداول بوده است. (سفال ایرانی، محمد یوسف كیانی).

سفالسازات عهد سلجوقی و جانشین آنها خوارزمشاهیان ظروفی می‌ساختند كه در زمرة بهترین و زیباترین كارهای این صنعت بشمار می‌آیند. بسیاری از طرحها و شیوه‌های دوره‌های قبل را هنرمندان این دوره تكمیل كردند. طرق جدید تزئین از قبیل طرح مشبك، لعاب جلادار، حكاكی و برش و قالبگیری در مراكز مختلف ساخت سفال به كار می‌رفت. ری یكی از مراكز مهم این صنعت است.

پاره سفالهایی از نیشابور به دست آمده است كه بدنة سفید، نازك و سخت، بوم آماده و مناسبی را برای نوشته‌های كوفی و نسخ به طریق مشبك شده است. گاه این ظروف رنگ آبی تند یافته و برجسته كاریهایی در آنها شده است.

تصاویر مرغ و نوشته‌های ساده كوفی در صدراسلام نیز متداول بوده است. نقوش مسلط بر روی ظروف سفالین این دوره، تصاویر ما هم از مینیاتور بوده است. این نقوش، عموماً صحنه‌های مجلس پادشاهان را تصویر كرده است، گاهی هم مضنونهای مشخصی از وقایع مهم تاریخی، بزمها، زندگی عادی مردم و بویژه داستانهای شاهنامه فردوسی منعكس شده است. علاوه براین سفالگران مجالس شكار و سواركاری را به نشانة دلیری نقش می‌كردند. سفالسازی دراین دوره به نهایت پیشرفت از نظر ساخت و طرح رسید كه با حملة مغول اوایل قرن هفتم ه . ق نمونه‌هایی از آن از بین رفت.

مراكز سفالسازی سلجوقی

باید دانست كه امروزه مورخین برای تقسیم بندی سفالهای ایران از روشهای فنی گوناگون استفاده نموده‌اند. یعنی آن را برحسب دوره تقسیم كرده‌اند.

دستة دیگر آن را برحسب مراكز فنی كه احتمال می‌دهند در آنجا ساخته شده‌اند تقسیم نموده‌اند و دسته‌ای دیگر آن را برحسب نوع ساخت طبقه بندی كرده‌اند.

دراین مجال به قصد بررسی نقوش، كه هریك گویای روش خاصی بنابه منطقه ساخت و یا پیدایش خود هستند و این مناطق به شیوة نقش اندازی سبب تقسیمات ما شده‌اند كه شامل مناطقی چون :

– آذربایجان

– كردستان

– مازندران

– ری

– كاشان

– ساوه می باشند.

A Survey of Pershian Art 1

A.A PoP


[1] – تاریخ هنراسلامی – تألیف پرایس، كریستین، ترجمة رجب نیا، مسعود، انتشارات امیركبیر 1355 – ص 61.

فهرست مطالب :

مقدمه‌ای برسفال :

تاریخچه‌ای از هنر ایران پیش از سلجوقی

تاریخچه‌ای از سلجوقیان

تاریخچه‌ای از سلجوقیان

تاریخچة سلجوقی :

تاریخچه‌ای از سلجوقیان

مراكز سفالسازی سلجوقی

نقوش و ظروف سفالهای آذربایجان

سفال‌های آذربایجان

نقوش و ظروف سفالهای كردستان

نقوش و ظروف سفالهای مازندران

نقوش و ظروف سفالهای ری

شیوة مینیاتوری :

سفال كاشان :

ظروف كاشان

نقوش و ظروف سفالهای ساوه

عمده ترین نقوش سفالهای دورة سلجوقی

نقوش انسانی :

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 27



دانلود فایل (تحقیق هنر قلمكاری در ایران)

انجام عملیات چاپ قلمكار; پارچه;چاپ; چاپ رنگ قرمز و طرز تهیه آن; چگونگی تولید قملكار; دانلود تحقیق هنر قلمكاری در ایران; دانلود مقاله هنر قلمكاری در ایران; رنگرزی ظاهری و ثابت كردن رنگ های طبیعی; رنگرزی; قالب; قلمکار; مراحل ساخت قالب; هنر قلمكاری در ایران

انجام عملیات چاپ قلمكار پارچه چاپ چاپ رنگ قرمز و طرز تهیه آن چگونگی تولید قملكار دانلود تحقیق هنر قلمكاری در ایران دانلود مقاله هنر قلمكاری در ایران رنگرزی ظاهری و ثابت كردن رنگ های طبیعی رنگرزی قالب قلمکار مراحل ساخت قالب هنر قلمكاری در ایران

توضیحات :

تحقیق هنر قلمكاری در ایران در 57 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

مقدمه

در طول تاریخ پر حادثه‌ی ایران ، هنر پیوسته بزرگترین افتخار ایرانیان بوده و دستاوردهای هنری، هدیه‌ی دایمی ایرانیان به تاریخ جهان.

ویژگی هنر ایران در اولین نگاه پیوند شكوهمندش با زندگی است و تكیه‌یی مطمئن كه بر تجربیات بشری در رشته های مختلف دارد. به عبارتی صریح تر،‌از قدیم ترین زمان اگر چه هنر امری عادی و معمول بود، ایرانیان برای زیبایی مقیاسی بلند قایل بودند و در طی قرن ها همیشه ذوق و فهمی عامل و استادانه مایه‌ی تعالی و ترقی هنرشان بوده … هنر با زندگیشان پیوند داشته و انواع هنرها نیز در ارتباط با یكدیگر بوده اند. هر هنری از هنر دیگر مشتق می‌شده وعجیب اینكه هنرمندان ایرانی هرگز در بنداسم و عنوان نبوده اند و نگاهی گذرا به بازمانده های هنری ایران زمین بهترین مؤید ایثار نفس و فروتنی هنرمندان ایرانی است و از هر صد اثر باقیمانده، ممكن است تنها یكی امضای به وجود آورنده اش را داشته باشد…[1]

بطور كلی باید گفت آن بخش از هنر ایران كه هنری متعهد و ردمی بود، بخاطر پیوند و آمیختگی محكم و استوارش با زندگی مردم توانست به دور از جنبه های تجاری و بیشتر در صراحت و صداقت رشد كند.

قلمكارسازی از جمله هنرهایی است كه علیرغم پیشینه‌ی دیر و دورش، تا كنون كمتر موضوع یك تحقیق جامع و جدی بوده واگر درباره‌ی سایر رشته های صنایع دستی ایران كم و بیش مآخذی در دسترس عموم هست، پیرامون این “هنر – صنعت” كمتر با نوشته یا كتابی برخورد می كنیم و آنچه كه در كتب مختلف یافت می‌ شود بسیار محدود بوده و به هیچ وجه نمی تواند جوابگوی علاقمندان تحقق پیرامون دست سازهای ایرانی باشد.

قلمكار[2] نوعی از بافته های رنگارنگ و الوان[3] و یا پارچه‌یی ساده و مازو شده از كرباس كتان و غیره است كه بر آن به وسیله‌ی قالب و مهر نقوشی تصویر كرده باشند و آنرا به اشكال پرده، سفره، رومیزی و غیره درآورند[4].

این “هنر – صنعت‌” كه وجه تسمیه اش را از شیوه‌ی تولید آغازین خود وام گرفته و هم اینك به گونه‌یی گسترده در اصفهان و به شكلی محدودتر در مشهد و دامغان هنوز، رونق و رواجی دارد از حدود اوایل قرن هفتم هجری قمری و همزمان با هجوم مغول ها، به ایران راه یافته و در گذشته هایی دور اصفهان، شیراز ، بروجرد، همدان، رشت، كاشان ، نخجوان، یزد، سمنان ، گناباد، نجف آباد و روستاهای فارسان،‌گزیرخوار، خورزوق، برخوار، لنجان سده و … جزو مراكز مهم پارچه های قلمكار به شمار می‌رفته و از نظر اهمیت، پارچه های قلمكار بروجردی در درجه‌ی اول قرار داشته است[5] هم چنین شواهد و مدارك مكتوبی ازج مله نظریه عیسی بهنام در كتاب صنایع دستی ایران وجود دارد كه حاكی از وجود نوعی پارچه‌ی نقاشی شده در قرن پنجم هجری قمری (یازدهم میلادی) است و همین امر باعث شده تا گروهی از سر شتابزدگی سابقه‌ی تولید قلمكار را به روزگار محمود غزنوی برسانند. در حالیكه صحت این مطلب را به دشواری میتوان پذیرفت زیرا استاد معتبرتر گویای آن است كه قلمكاری و نقاشی روی پارچه به شكلی كه امروزه مرسوم است دقیقاً از دوره‌ی مغول ها در ایران متداول شده وعلت نیز آن است كه چون مغول ها خراجگذار دولت چین شمالی بودند، اجباراً به ورود كالاهای چینی از جمله روی خوش نشان دادند و از آنجائیكه پارچه های چینی در مدت كوتاهی توانست در بازارهای ایران فروش فوق العاده‌یی پیدا كرده و مورد توجه مصرف كنندگان ایرانی قرار گیرد، هنرمندان رنگر و نساج از سویی درصدد كسب بازار جدیدی برای فرآورده هایشان برآمدند و از سویی كوشیدند تا توجه خوانین و عمال حكومت را به خود جلب كنند. زیرا بنا به روایت مرتضی راوندی در تاریخ اجتماعی ایران : “طبقه‌ی صنعتگران و پیشه وران در دوران حكومت سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان طبقه‌ی موثر و فعالی در محیط اجتماعی ایران بودند. تاجاییكه قوم خونخوار مغول كه به هیچ چیز پای بند نبودند نسبت به طبقه‌ی هنرمند نظر عنایت داشتند و از كشتن و از بین بردن آنها حتی الامكان خودداری می كردند…” و از عبید زاكانی نقل شده كه : “در تواریخ مغول وارد است كه هلاكوخان را چون بغداد مسخر شد جمعی را كه از شمشیر بازمانده بودند بفرمود تا حاضر گردند حال هر قومی باز پرسید : چون بر احوال مجموع واقف گشت گفت : از محترفه[6] ناگزیر است و ایشان را رخصت داد تا بر سر كار خود رفتند. تجار را مایه فرمود دادن تا از بهر بازرگانی كنند و … “ به همین جهت صنعتگران در صدد ابداع شیوه‌ی جدیدی برای منقوش كردن پارچه و نمایاندن هنر خود برآمدند كه از آنجمله نقاشی روی پارچه های ابریشم یا به اصطلاح پارچه های قلمكار قابل اشاره است.

متأسفانه به دلیل آسیب پذیری نسوج پارچه در برابر عوامل جوی و نیز مصرفی بودن اكثر تولیدات قلمكارسازان ایرانی، در حال حاضر هیچگونه نشانه‌یی از قلمكارهای مربوطه به دوران یاد شده در دست نیست و منهای آن تعداد از پارچه یی كه نزد خانواده های ایرانی حفظ شده یا در موزه های كشور محفوظ است قدیمی ترین قلمكار ابریشمی در مجموعه‌ی بارون ژرم پیشون [7] نگهداری می شود و متعلق به قرن هجدهم میلادی (دوازدهم هجری قمری) است و ظاهراً تعلق به اصفهان دارد. در موزه‌ی متروپولیتن نیز نمونه هایی از قرن نوزدهم میلادی موجود است كه حاصل كار هنرمندان اصفهان، یزد و همدان می‌باشد و گویای اینكه تا حدود دویست سال پیش تولید قلمكار در یزد و اصفهان رواج داشته [8] همچنین مآخذی در دست است كه نشان می‌دهد : قلمكار یزد با پارچه‌ی كرباس درست می‌شده و از حیث لطافت و خوش نمایی به پای قلمكارهای اصفهانی نمی‌رسیده و دارای عرض كمی بوده وغالباً دو پارچه‌ی كم عرض را در كنار هم می‌دوخته اند تا یك قطعه‌ قلمكار به دست آید[9].

تاریخچه

نحوه‌ی ابتدایی تولید قلمكار بدین شكل بوده كه ابتدا با قلم روی پارچه های پنبه‌یی (و احتمالاً ابریشمی) طرح های مورد نظر را نقاشی نموده و سپس با مواد شیمیایی ویژه‌یی نسبت به تثبیت رنگها اقدام میكرده اند. لیكن به دلیل فقدان هماهنگی لازم بین نقوش ونیز از آنجا كه این كار مستلزم صرف وقت فراوانی بود تكامل تدریجی قلمكارسازی باعث شد تا برای دسترسی به تولید بیشتر و نیز ایجاد هماهنگی و یكنواختی نقوش، استفاده از مهره های چوبی جایگزین استفاده از قلم مو شود و جهت فراهم آوردن امكان استفاده‌ی عموم مردم از پارچه های قلمكار تهیه قلمكارهایی بر روی كتان، چلوار، كرباس و سایر انواع پارچه نیز رواج یابد و تحقیقاً میتوان فاصله‌ی اوایل قرن دهم هجری قمری (حدود 1502 میلادی) تا اواسط قرن دوازدهم هجری قمری (حدود 1722 میلادی) را اوج قلمكارسازی و روزگار اعتلای هنر و صنعت قلمكارسازی كشور به حساب آورد. چه آنكه در فاصله‌ی سالهای یاد شده تقریباً اكثر مردم كشور مصرف كننده‌ی پارچه های قلمكار بودند وضمن استفاده از این پارچه جهت تهیه‌ی انواع پوشاك، به عنوان پرده، سفره، مجمعه پوش، سجاده، رویه لحاف، بقچه، سوزنی حمام، قطیفه، رویه‌ی پشتی، دستمال و كتیبه هایی برای تزئین مجالس سوگواری نیز از آن استفاده میكردند و افزون بر این قلمكارهای ایرانی در خارج از كشور نیز خریداران فراوانی داشت.

نقوش این پارچه ها (جز در مواردی كه سفارش دهنده تقاضای نقش خاصی را داشت) بیشتر عبارت بود از نقوش اسلیمی، مناظر شكار و چوگان بازی، مجالس رزمی با الهام از وقایع كربلا و داستانهای حماسی ایران، شمایل هایی از ائمه اطهار و پیشوایان و نیز مناظری كه بیشتر متأثر از اشعار خیام، حافظ، فردوسی، نظامی و … بود و نقش معروف به ترمه‌یی یا بته جقه‌یی در اغلب اینگونه پارچه ها چه در حاشیه و چه در متن به تعداد زیادی یافت می‌شد و در حواشی بسیاری از پارچه ها و به ویژه كتیبه هایی كه خاص مجالس سوگواری تهیه می گردید آیات قرآن و اشعاری به زبان عربی و فارسی با خط كوفی یا نستعلیق به چشم می‌خورد. یكی از این حاشیه ها كه به حاشیه‌ی محتشم شهرت دارد شامل دوازده بیت از اشعار محتشم كاشانی در ذكر وقایع عاشورا و رثای امام سوم شیعیان حضرت حسین بن علی علیه السلام است.

عبدالحسین احسانی در كتابی كه با عنوان مجموعه‌ی قلمكار ایران در سال 1350 انتشار داده مجموعاً 12 طرح مربوط به قبل از سال 907 هجری قمری – 79 طرح مربوط به سالهای 907 تا 1148 قمری – 28 طرح مربوط به سالهای 1148 تا 1214 هجری قمری – 55 طرح مربوط به سال های 1214 تا 1345 هجری قمری و تعداد بسیار محدودی از طرح های مربوط به شصت ساله‌ی اخیر را آورده است در حالیكه علی چیت ساز، یكی از قلمكارسازان ایرانی،‌در تحقیقی كه با عنوان صنعت قلمكار ایران از سوی سازمان صنایع دستی ایران انتشار یافته ضمن اشاره به 334 قالبی كه در حاضر قلمكارسازان ایرانی از آنها استفاده می كنند به نقوش فراوانی كه توسط حاج محمد رضا و حاج تقی اخوان چیت ساز و استاد رحیم بیدادی از روی ضریح ها، كاشی كاری ها و قرائن قلمكار تهیه شده نیز اشاره كرده است كه ارزیابی دقیق این قالب ها و نقوش به خوبی میتواند سیر تحولی و اوج و حضیض های صنعت قلمكارسازی در ایران را به نمایش بگذارد و مددرسان محققان در دسترسی به واقعیات باشد چرا كه متأسفانه در زمینه‌ی قلمكارسازی تا پیش از سال 907 هجری قمری جز آنچه به طور پراكنده در گوشه و كنار كتب و رسالات آمده اطلاعات قابل توجه دیگری در دست نیست.

تولد دوباره قلمكارسازی : “هنر – صنعت ” قلمكارسازی كه گفته شد در طول سالهای 907 تا 1148 هجری قمری به شكوه و بالندگی كافی رسید در فاصله‌ی سالهای 1148 تا 1214 تدریجاً به سوی سیری قهقرایی كشیده شد و سرانجام در فاصله‌ی سالهای 1214 تا 1345 هجری قمری كاملاً سقوط كرد و از میان انبوه قلمكارسازان جز معدودی انگشت شمار باقی نماندند. زیرا به علت ضعف و سستی شاهان قاجار از یك سو و طمع بیش از حد كشورهایی نظیر انگلیس، روسیه ، هلند و هند از سویی دیگر كه هر یك به شكلی سعی در غارت ثروتهای كشوری چون ایران داشتند، به تحریك گروهی از كارگزاران خارجی كه در سازمانهای اقتصادی كشور به كار اشتغال داشتند و طبیعتاً نمی توانستند نیكخواه و دوستدار ایرانیان باشند، سیستم دریافت مالیات از زمین های مزروعی وضع و به مرحله‌ی اجرا گذاشته شد و دریافت مالیات از زمین های كشاورزی به صورت یكی از منابع مهم درامد دولت درآمد و به گونه‌یی كه علی اصغر شمیم نوشته است : دولت طبق فهرست های معین از هر جریب، یعنی هر ده هزار مترمربع زمین كشاورزی مبلغی به نقد ومقداری جنس مالیات می گرفت و چون مودی مالیات، مالك و ارباب بود در برابر سهمی كه به دولت می‌پرداخت هر چه دلش می خواست از برزگر و دهقان می ستاند[10] به طور مثال “سرپرسی سایكس” درباره‌ی یكی از روستاهای خراسان نوشته است كه : مالیات این قریه 86 لیره (حدود پانصد تومان آنروز) است ولی مبلغی كه از كشاورزان كسر میگردد از 140 لیره (حدود هشتصد تومان آنروز) كمتر نیست[11] و این همه در شرایطی اتفاق می افتاد كه به نوشته‌ی علی اصغر شمیم محصولات كشاورزی تقریباً تمام نیازمندیهای زندگی ساده و محقر اكثریت جامعه‌ی ایران را تأمین می كرد و جز در مواردی معدود نیازی به كالاهای بیگانه در پیش نبود و علیرغم اینكه صنایع كشور عموماً دستی بود و ابزارآلات ساده و مختصری در صنعت به كار می رفت و نیروی اساسی مولد عبارت بود از نیروی فكری و قوه‌ی محرك عبارت بود از نیروی جسمی كارگران، معهذا صنایع كوچك رشد و رونقی نسبی داشت و مثلا در زمینه‌ی بافندگی (كه فعلا مورد بحث است) انواع قالی و قالیچه ، انواع پارچه های كرباس ، متقال، شال، برك، زری، تریمه ، مخممل، عبنا و … بافته می شد و مواد اولیه‌ی بافندگی از قبیل پنبه و پشم و ابریشم در داخل كشور تهیه و تمام محصولات این صنایع نیز در ایران به مصرف می رسید و نمد مالی و قلمكارسازی و گیوه كشی و بافت تافته و امثال آن نیز جزو این رشته از صنایع دستی بود[12] ولی بعد از وضع مالیات بر اراضی مزروعی تدریجاً زمینهای كشاورزی فراوانی نكاشته ماند و قهرا كشور از یك سو نیازمند واردات مواد غذایی شد و از سویی دیگر صنعتگرانی كه ادامه‌ی حرفه شان ارتباط با پنبه‌ی تولید داخلی داشت بیكار ماندند و در نتیجه دروازه‌ی بازارهای كشور به روی فرآورده های مختلف خارجی گشوده شد و اگر تا قبل از آن مردم احتیاجاتشان را از داخل كشور تأمین می كردند و جز در مورد نفت و بعضی از انواع ادویه محتاج كشورهای خارجی نبودند تدریجاً به استفاده از فاستونی انگلیسی، كفش ساخته شده از چرم خارجی، سماورگران قیمت روسی، ظروف چینی آلمانی و روسی، انواع قماش لهستانی و اتریشی و بلورآلات ساخت مغرب زمین تشویق شدند و با گسترش این روحیه‌ی مصرف و همپای تضعیف كشاورزی و دامداری كه ناچارا تضعیف صنایع دستی را نیز به دنبال داشت، اجناس مختلف خارجی بازارهای سراسر كشور را انباشت و منسوجات پنبه‌یی ، پارچه های پشمی، بافته های پشم و پنبه‌ی مخلوط، بافته های ابریشم خالص، بافته های ابریشم و پنبه‌ی مخلوط به صورت عمده ترنی واردات ایران درآمد و … طبیعی است كه در چنین شرایطی جایی برای بافنده و قلمكارساز ایرانی باقی نماند و صنعتگران تدریجاً از گردونه‌ی تولید خارج شدند و هر یك از گوشه‌یی فرا رفتند.


[1] – شاهكارهای هنر ایران – تألیف آرتر آبهام پوب

[2] – Blook Printed

[3] – فرهنگ نفیسی – تألیف علی اكبر نفیسی (ناظم الاطباء) جلد چهارم – صفحه‌ی 2703.

[4] – فرهنگ معین، تألیف دكتر محمد معین ، جلد دوم ،‌صفحه 2721.

[5] – ماهنامه هنر و مردم ، شماره 80 ، خردادماه 1348.

[6] – منظور صنعتگران و اهل حرفه است.

[7] – Baron Jermoe Pichon

[8] – برگرفته از كتاب ایرانشهر – جلد دوم – از انتشارات كمیسیون ملی یونسكو.

[9] – همان مأخذ.

[10] – ایران در دوره‌ی سلطنت قاجار – تألیف علی اصغر شمیم.

[11] – تاریخ ایران – تألیف سرپرسی سایكس ، ترجمه سیدمحمدتقی فخر راعی گیلانی ، جلد دوم.

[12] – ایران در دوره سلطنت قاجار ، تألیف علی اصغر شمیم.

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 57



دانلود فایل (تحقیق نگارگری دوره صفوی 27 ص)

تحقیق نگارگری دوره صفوی 27 ص;مقاله نگارگری دوره صفوی ;مقاله نگارگری صفوی ;تحقیق نگارگری صفوی;مقاله نگارگری صفویه

تحقیق نگارگری دورۀ صفوی 27 ص مقاله نگارگری دوره صفوی مقاله نگارگری صفوی تحقیق نگارگری صفوی مقاله نگارگری صفویه

توضیحات :

تحقیق نگارگری دورۀ صفوی 27 ص در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

نگارگری ؛ جریانی در متن فرهنگ ایرانی
دوران رونق هنر در عصر صفویه در دارالسلطنه های شهرهایی چون اصفهان و قزوین و تبریز كه در آن دوران مركزیت به حساب می آمدند، ماجراهایی دارد كه در تاریخ به ثبت رسیده است. اما دوران زوال و پراكندگی هنر و حرمان و دربه دری هنرمندان تحت الحمایه دارالسلطنه های آن دوران، پس از افول عصر صفویه داستان جالب تری دارد كه در نهایت به رهایی موازین هنر از قید دربار و گسترش آن به اعماق جامعه انجامید. پس از افول حكومت صفویه و استقرار سلسله افشاریه و مرگ نادر و ایجاد هرج و مرج در كشور و متعاقب آن به روی كار آمدن كریمخان زند و سلطه آغامحمدخان و استقرار سلسله قاجاریه پس از زوال عصر زندیه؛ نگارگری ایرانی نیز دستخوش تغییرات و تحولاتی در نوع نگاه، مواد و مصالح، رویكردهای اجتماعی و همچنین طرز ارائه و تكنیك می شود.
آن توجه و اهمیتی كه شاهان صفوی برای هنر و هنرمند قائل بودند، از سوی كریمخان زند نسبت به هنرمندان صورت نگرفت، در نتیجه هنرمندان كه حمایت دربار و رونق اقتصادی دوران صفویه را از دست داده بودند، ناگزیر شدند به طبقات پائین تر و برخی اشراف با فرهنگ و به ویژه به سمت طبقات متوسط جامعه گرایش پیدا كنند.
این رویكرد تازه در هنر، ناشی از حضور مخاطبان تازه ای بود كه هنرمندان باید با سطح سلیقه و روحیات آنان خود را هماهنگ سازند.
درست است كه مخاطبان برخاسته از طبقات متوسط شهری توقعات زیباشناسانه نازل تری نسبت به درباریان داشتند، اما این اختلاف سطح، تنها به حذف برخی آرایه ها و تزیینات ظاهری منجر شد. لذا عنصر مردمی و ذوق عامیانه را جایگزین درخشش بصری و ذوق فئودالی پیشین ساخت.
از درون این گرایش تازه كه با روان جمعی توده ها هماهنگ بود و نوعی عامیانگی بی سابقه را به نگارگری ایرانی وارد ساخته بود؛ چیزی به دست آمد كه قرن ها در پشت دیوار دارالسلطنه ها و در درون سینه مردمان عادی حبس شده بود: آن چیز، عشق سوزان مردم به حماسه های ملی در قالب شعر و همچنین ایمان آنان به شور نهفته در فلسفه عاشورا بود.
حالا دیگر، نبض دگرگونی آشكارا در قلب شهرها می تپید. برخی از هنرمندان نیز هم نفس با مردم، گوش به نقل نقالان سپرده و قهوه خانه را به دارالسلطنه ترجیح دادند.
در فرایند عبور از نگارگری عصر صفویه تا دوران قاجاریه، تغییراتی تدریجی در شگردها، ابزار كار و نوع نگاه در نقاشی ایرانی پدید آمد.
نشانه های این تغییرات را می توان در رواج یافتن نوعی شمایل كشی ردیابی كرد كه در دل خود یك هنر قصه گو و روایتگر موسوم به »نقاشی قهوه خانه ای» را پرورانید. نكته حائز اهمیت آنجاست كه به خاطر داشته باشیم كه از صفویه به این سو، نقاشی اروپایی آرام آرام به جامعه ایرانی راه پیدا می كند و هنرمند ایرانی، بی آن كه چشم بسته به پذیرش و تقلید «ایسم»های هنر غربی بپردازد؛ صرفاً از ابزارهای جدیدی مثل رنگ و روغن و بوم بهره گرفت.
اما آنچه را كه با این لوازم وارداتی نقش كرد، از فرهنگ ملی و دینی، از ایمان، احساس و تخیل و ادب و تاریخ خودش سرشار بود. به گواه تاریخ هنر، تا قبل از صفویه در میان نقاشان ما رنگ و روغن و بوم مورد استفاده قرار نمی گرفته است.
سلسله های پادشاهی با غرور ملی و ایمان مردم كاری كرده بودند كه وقتی صحنه برای تركیدن بغض های خفه در سینه ها فراهم شد، جریانی در متن فرهنگ ایرانی پدید آمد كه نظیرش را در هیچ فرهنگی نمی توان سراغ گرفت. بغض تاریخ با صدای خسته نقالان می تركید و دست نقاشان به جای زینت گری پرزرق و برق به نقش كردن ظالمان و اشقیا پرداخت و پاكان روزگار را با چهره های نورانی و روح عدالت جویی در مركز پرده به تصویر كشید. «مقاتل خوانی» كه شیون شیعیان مؤمن بر ستم یزیدیان است از حنجره نقالان و پرده خوانان بر هر كوی و برزنی خوانده می شد. نگارگران نیز به ترسیم این شیون و دادخواهی مؤمنانه می پرداختند.
افشار و زند و قاجار آمدند و رفتند… اما در اعماق فرهنگ این مردمان، مقاتل خوانی و نقالی و نقاشی قهوه خانه ای سربرآورد.
«نگارگران رسمی» كه همواره در قرون و اعصار سر در آستان دارالسلطنه ها داشتند، به تدریج در موج عظیم مردمان با ایمان و ساده ای كه در پشت دیوارهای دارالسطنه ها، قصه ها و غصه ها و رنج ها و آمال و آرزوهای خود را سینه به سینه و با جان سختی حفظ می كردند؛ محو شدند.
مردم كه در بیخ گوش خود و در فضای گرم و صمیمی قهوه خانه، »نگارگران حقیقی» خود را باز می یافتند، چیزی را در گذرگاه ها و كوچه پس كوچه های شهرها به وجود آوردند كه هرگز، حتی تا این لحظه آن طور كه شایسته است، مورد تبلیغ قرار نگرفته است. در حالی كه در اروپای قرن نوزدهم و در شهر پاریس، كافه مولن روژ كه پاتوق رقاصه ها و نقاشان پاریسی بود، به تاریخ مكتوب هنر پیوسته است و همه دانشجویان هنر در همه جای دنیا با این نام و مسائل اطراف آن آشنا هستند.
وقتی كه نقاش هنرمند هموطن ات را نشناسی، آشنایی با »لوترك» نقاش فرانسوی و پاتوق مولن روژ به برگی از خاطرات هنر تبدیل می شود. آشنایی با نقاش قابلی مثل لوترك خیلی هم ضروری است، اما درد اینجاست كه كسی حسین قوللر آغاسی را نمی شناسد.
اینچنین است كه معضلی موسوم به «نوگرایی نسنجیده» پدید می آید. معضلی كه پیامدهای بعدی مثل «سنت گرایی متعصبانه» و «بی ریشگی و بی چهره گی غافلانه» را نیز به دنبال خود می آورد.
هر چه از صفویه دورتر و به قاجاریه نزدیكتر می شویم، روند آشنایی با هنر اروپایی ابعاد فزون تری به خود می گیرد. این آشنایی، بیشتر به یك دیدار می ماند، دیداری كه نخستین نتایج آن به نوعی «تلفیق» می انجامد و نه «تقلید».
تلفیقی كه به علت فقدان عنصر نقد و عامل نگاهدارنده ای چون تاریخ نویسی علمی وتجزیه و تحلیل عوامل فرهنگی؛ سخت شكننده است و هر آن ممكن است به ورطه تقلید بلغزد.
با دقت در این دوران است كه می توان دو رویكرد عمده در نقاشی (قرن نوزدهم میلادی) ایران را به وضوح مشاهده كرد: رویكرد نخست، كه ریشه در اعماق جامعه دارد و به نقاشی قهوه خانه ای مشهور است و با نام حسین قوللر آغاسی مزین است و رویكرد دوم، كه به مراكز رسمی و سطوح بالاتر جامعه نزدیك است و همان جریانی را می سازد كه در رأس آن نام كمال الملك می درخشد.

نگارگری سدهٔ دهم در سایهٔ حكومت صفویان
نگار گری بخارا نمودی شهرستانی داشته است نه شیوه شاهی و درباری و این مطلب از مقایسه نسخهٔ بهارستان بخارا اثر جامی با صحنه های جانوری سرزنده و آزاد دست كه در رنگسایه های متفاوت روی حاشیه های خامه ای نسخه ای از خمسهٔ نظامی اجرا گردیده است ، به تأیید می رسد ؛ و این نسخه ای بود كه میان سالهای ۹۴۵ تا ۹۴۹ در تبریز برای شاه طهماسب دومین پادشاه سلسلهٔ صفوی فراهم آمد .
نسخهٔ بهارستان بخارا ، ریشهٔ استوار در سنتها و روشهای اجرایی متداول در میان نگارگران و استادكاران آخری مكتب هرات می داشته است . بهزاد در میان اینان می درخشیده است ، گرچه درست معلوم نیست كه در زمان سلطه یابی ازبكان و آغاز سلطنت صفویان او در هرات ماند ، یا اینكه چون ازبكان بخارا را در سال ۹۱۳ تصرف كردند به آن شهر رفت .
و…

فهرست مطالب :

نگارگری؛ جریانی در متن فرهنگ ایرانی 1
نگارگری سدۀ دهم در سایه حکومت صفویان 5
تبریز؛ نگارگری صفوی 6
درآمدی بر مکتب نگارگری مشهد در عصر صفوی 10
فرش صفوی، شاهکار هنری 19
مینیاتورهای دوره صفوی الهام بخش قالی های شکارگاهی 20
طرح فرشهای صفوی 23
نتیجه گیری 25
منابع 26

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 27



دانلود فایل (تحقیق نگارگری ایران عصر سلجوقی 40 ص)

تحقیق نگارگری ایران عصر سلجوقی;مقاله نگارگری ;تحقیق نگارگری سلجوقی ;تحقیق در مورد نگارگری سلجوقی ;تحقیق نگارگری ایران عصر سلجوقی

تحقیق نگارگری ایران عصر سلجوقی 40 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات :

تحقیق نگارگری ایران عصر سلجوقی 40 صفحه در قالب Word قابل ویرایش .

بخشی از متن :

تعریفی اجمالی از مینیاتور( نگارگری)

واژه ی مینیاتور که مخفف شده ی کلمه ی فرانسوی مینی موم ناتورال و به معنی طبیعت کوچک و ظریف است و در نیمه ی اوال قرن اخیر و حدودا از دوره ی قاجاریه وارد زبان فارسی شده اصولا به هر نوع پدیده هنری ظریف (به هر شیوه یی که ساخته شده باشد) اطلاق می شود و در ایران برای شناسایی نوعی نقشهایی که دارای سابقه و قدمتی بسیار طولانی است به کار می رود.
این هنر که به اعتقاد اکثر محققان در ایران تولد یافته بعد به چین راه برده و از دوره ی مغولها به صورتی تقریبا تکمیل تربه ایران برگشته و هنرمندان ایرانی تلاش بی شائبه یی را صرف تکمیل و توسعه ی آن کرده اند از جمله هنرهائی است که قابلیت به تصویر در آوردن تمامی طبیعت را در قالبی کوچک دارد. اما نباید چنین پنداشت چون مقیاس تصاویر در مینیاتور سازی بسیار کوچک است بنابراین تنها بخش کوچکی از طبیعت را میتوان در این تابلوها تصویر نمود یا چون الهام بخش مینیاتوریست طبیعت است وی ناچار میباشد فقط مناظری از طبیعت را ترسیم کند. بلکه کوشش در ایجاد و القای هر چه بیشتر زیبایی و تفهیم آن صفت ویژه یی ست که مینیاتور سازی را از سایر انواع نگارگری ایران جدا می کند و مینیاتوریست هنرمندی است که آنچه را خود می اندیشد یا می پندارد که بیننده علاقمند به دیدن آن است تجسم می بخشد و به هیچوجه تابع مقررات و قوانین حاکم بر فضای نقاشی نیست.
مینیاتورهای امروز ایران همان نقاشی کلاسیک اروپا (سبک امیرسیونیسم و به دنبال آن شیوه های مدرن نقاشی اروپائی) است و هرچند گروهی نوشته اند که به هنگام ظهور اسلام ایرانیان در هنر نقاشی دارای سنتی کهن بوده اند. اما هیچ سند معتبری که این ادعا را ثابت کند در دست نیست و اصولا این گونه اظهارنظر کردن بیشتر منطبق بر واقعیت است که مکاتب مینیاتورهای ایرانی از قرون بعد از اسلام آغاز شده و در قرون اولیه ی بعد از ظهور اسلام هنر ایران با ابتکاراتی در خطوط عربی تداوم یافته و بهترین نسخه های قرآن کریم را هنرمندان مبتکر ایرانی نوشته اند و به تزئین و تذهیب مصحف شریف پرداخته و طلاکاری حواشی و سرلوحه ی قرآن و طرحهای اسلیمی و ختایی و گردش های ترکیب بندی آنها را به شیوه ی مخصوصی که امروزه آنرا استیلیزه می نامیم ابداع کردند و در ادامه ی این ابداع و ابتکار نقاشی براساس متن کتب و نوشته ها نیز رواج یافت که مینیاتورهای مکتب بغداد سر آغاز آن است. مکتب بغداد از آن جهت که نوعی نقاشی بدوی است تا حدودی نشان از فقدان مهارت و قدرت هنری سازندگانش دارد و بیشتر در بردارنده ی قصه ها و روایات مذهبی است. هنرمندان مکتب بغداد اکثر ایرانی بوده اند و معمولا نیز به سفارش و دستور روسای قبایل عرب کتب خطی را با ذوق خود تزئین میکردند و روش کار آنها به اکثر نقاط دور و نزدیک ایران راه یافته بود و تا دوران سلجوقیان که نقاشی ایران ترقی محسوسی کرد ادامه یافت.
بعد از حمله ی چنگیز به ایران و از رونق افتادن بغداد کهمرکز تجمع هنرمندان بود و از آنجا که نخستین فرمانروایان مغول در شمال غربی ایران و در تبریز و مراغه مستقر شدند خواه ناخواه هنرمندان در آن منطقه گرد آمدند و به دلیل علاقه و تمایل مغولان به هنر چینی جذب ذوق آزمایی در این زمینه شدند. ناگفته نباید گذاشت که نقاشی به شیه ی چینیها با هجوم مغولان به ایران نیامد بلکه نقاشی ایران سالها قبل از تهاجم چنگیر با اسلوب و روش های هنر چین در شراسر خاورمیانه شهرت و اعتبار داشت و در شاهنامه ی فردوسی نیز به این مطلب اشاره شده و احتمال میرود که ترکان سلجوقی مروج این شیوه در ایران بوده باشند. منتهی ایرانیان شیوه ی نقاشی چینی را با دید خاص هنری خود تلفیق کردند و کاشی هایی که امروزه نمونه هایی از آن در دست است نشان می دهد که سالها پیش از حمله ی مغول به ایران همان سبک و شیوه و رنگ آمیزی و طراحی که بعدها به صورت نقاشی کتب مورد استفاده قرار گرفت در ایران اعمال شده و اگر دست حوادث کتاب خانه های بزرگ ایران را معدوم نکرده بود امروز به راحتی می توانستیم نسخی را که متعلق به دوران پیش از مغول بوده و همان وی÷گی مینیاتورهای مکتب هرات یا مراغه و مکاتب دیگر بعد از مغول را داشته ببینیم.
در ابتدای حمله مغولان به ایران هنر نقاشی به واسطه ی قتل عام هنرمندان رونق خود را از دست داد. ولی بعد از چند سال سران مغول به فکر ترویج هنر افتادند و برای عملی ساختن این منظور عده یی نقاشی چینی را از راه مغولستان به ایران آوردند و کوشیدند تا نقاشی چینی را در ایران رایج سازند و هنرمندان ایرانی اگرچه تحت تاثیر این مساله قرار گرفتند اما برخلاف نقاشان چینی هرگز طبیعت را به عنوان نهایتی از احساسات و عواطف و به گونه یی مجرد و انتزاعی مورد توجه قرار ندادند و بیشتر به اسنان و تفکراتی در حالات انسانی پرداختند و به همین جهت است که کمتر مینیاتور ایرانی را بی صورت و هیات انسانی میتوان یافت. هرگز پیوندهای خود را با شعر فرهنگ و شیوه های تفکر بومی نبریده و افسانه ها اساطیر قهرمانان ملی سنن وشیوه های زندگی ایرانی همواره نمودی آشکار در آثار آنان داشته و این وابستگی به زندگی و اعتقادات ملی تا جایی قوی است که به مینیاتور ایرانی علیرغم پیوندها و نقاط مشترک فراوانش با سایر مکاتب آسیایی (ازجمله شیوه های نقاشی هندی چینی و ژاپنی) وجه ی خاصی می دهد و باعث تمایزش از هنر سایر ملتها و ممالک می شود و این وضعیت تا دوران ایلخانیان و تیموریان ادامه داشت و به قدری مورد توجه بود که یکی از شاهزادگان تیموری به نام بایسنغر میرزا که خطاطط هنرمند بود سرپرستی امور هنری را در شهرت هرات به عهده گرفت.
در آن زمان شهر هرات مرکز تجمع هنرمندان شده بود و معروف است که فقط در یک آموزشکده ی نقاشی شصت استاد به تعلیم هنر جویان و انحام سفارشات محوله اشتغال داشتند. معروفترین استادکاران مکتب هرات کمال الدین بهزاد است که کتاب مصور و معروفی به نام ظفر نامهی تیموری دارد و به جرات می توان آثار وی را از لحاظ حالت چهره ها حرکت قلم انتخاب موضوع و نمایش دادن وقایع سرآمد تمام مینیاتورهایی دانست که قبل یا بعد از او در ایران ساخته شده است.
رویهمرفته آثار مینیاتور ایران در مکتب هرات به علت سابقه ی ممتد و آزادی عمل قابل توجهی که بعد از مکتب بغداد برای هنرمندان به وجود آمد تا حدی پیشرفت نمود که آثار دوره هنر نقاشی و مینیاتور سازی ایران بعد از دوره ی هرات با همان شرایط تکمیل یافته ی خود به عصر صفویان منتقل شد و بعد از آنکه تبریز به عنوان پایتخت انتخاب گردید استاد کمال الدین بهزاد به آنجا دعوت و عهده دار سمت ریاست کتابخانه ی سلطنتی شد و همراه با استاد کاران بزرگ این دوره نظیر آقا میرک سلطان محمد حسین یاکوب وعده یی دیگر کوشید تا این هنر را تعالی و تکامل بخشد.
سبک و مکتب نقاشی دوره صفویه را در یک تقسیم بندی کلی می توان در دو بخش کاملا جدا از هم مورد بررسی قرار دارد.
اول مکتب تبریز که تا وقتی پایتخت به قزوین منتقل شد به همان شیوه یی که ذکر آن گذشت تداوم داشت. مینیاتورهای این دوره همه در یک نوع و از لحاظ ظرافت کاری و حرکت قلم و طرح و رنگ دنباله ی مکتب هرات است و فقط مختصری با آن تفاوت دارد.
دوم مکتب اصفهان که بعد از انتقال پایتخت به اصفهان شکل گرفت و طی آن سبک و شیوه ی کار دچار دگرگونی هایی کاملا چشمگیر شد که نمونه ی بارز و مشخص آن نقوش تزئینی مساجد اصفهان کاخ چهل ستون و عمارت عالی قاپو است
معروفترین نقاش این دوره رضا عباسی است که در زمان شاه عباس دوم صفوی در اصفها میزیست. شاه عباس چون نقش بود وهم اینک نیز نمونه هایی از آثار هنری او در موزه ی گلستان موجود است توجه خاصی به گسترش هنر نقاشی داشت و به دلیل و تشویقی که از هنرمندان به عمل می آورد مینیاتورسازی در دوره ی او از جهت توسعه و قدرت مهارت و سرعت کار نقاشان ترقی فوق العاده یی کرد و هنرمندان توانستند در حدی وسیعتر از مکتبهای هرات تبریز و قزوین باهنر چینی و تاثیر پذیری از آن فاصله بگیرند و اصالت ایرانی به آثارشان بدهند و با ساده کردن نقوش و سرعت عمل بیشتر نقاشی را از روی صفحه ی کاغذ به صورتی دیواری در آورند. اما ذکر این نکته نیز ضروری است که آثار این دوره به هیچ وجه قابل مقایسه با مکتب هرات نیست و از نظر ظرافت ضعیفتر از مکتب هرات است و فقط در آن نقوش تزئینی و گردش های اسلیمی و ختایی و انواع ساقه ها و گلبرگهای بسیار متنوع شده و اشکال آن که قبلا از چند نوع گل و برگ و اسلیمی ریز تجاوز نمیکرد به بیش از پنجاه نوع اسلیمی و گل ابتکاری بالغ گردیده است.

تاریخچه ی نقاشی ایران:
نقاشی ایران فاقد نقاشی هایی با پیشینه كهن است و از این رو اظهار نظر در مورد آن مشكل است. نقاشی صفحات كتاب مانویان تنها نمونه قدیمی نقاشی ایران است. مانویه را می توان مخترع شیوه مینیاتور یا فن تصویر كتب خطی در ایران دانست. شیوه نقاشی پیروان مانی، دنباله یا فن تصویركتب خطی در ایران دانست. شیوه نقاشی پیروان مانی، دنباله هنر ساسانی در رشته نقاشی است. نمونه كتابهای مصور شده دوره ی ساسانی بدست نیامده ولی در منابع كتبی از آن یاده شده است. در ایران نقاشی های دیواری متعلق به پیش از اسلام در كوه خواجه سیستان و بیشاپور پیدا شده است. آثار این دوره بیشتر طراحی و نقوش برجسته روی سنگهاست و طراح نقاشی است كه به كمك مجسمه ساز آن را برجسته كرده است از تكنیك موزاییك كاری نمونه هایی باقی مانده است. اما در این ادوار نقاشی روی بوم یا نقاشی كتاب ( مصور سازی) نمونه ای ندارد. در دوران پیش از مغول نقاشی ایران را می توان فترتی دانست میان شیوع علامتنگاری ساسانی و دوران جدید شكوهمند نقاشی را ادامه ی سنت نقاشی تعدیل شده ی ساسانی دانسته اند و آن را به شیوه ی اكسپرسیونیست هنر ایرانی توصیف كرده اند.
نقاشی ایرانی تا مدتها محدود به مصور ساختن كتابهای طبی و گیاهان دارویی بود. در این جا اگر بدن مریض نمایش داده می شود، بدون رعایت آناتومی و پرسپكتیو است و مسأله نمایش موضوع است حال به هر صورتی كه باشد.
در زمان ایلخانیان ارتباط با كشور چین تأثیرات عمیقی را سبب می شود كه هنر چین بر هنر ایران نهاد، نقاشی چینی به علت سكون و بی تحركی و بدون حالت چهره ها و عدم استفاده از خطوط در چهره برای بیان حالت زمینه مناسبی برای نقاشی ایران در آن روزگار شد و مایه نقاشی ایران گشت. از لحاظ تاریخی مهمترین جریان تكامل نقاشی ایران اقتباس طراحی و رنگ آمیزی و مجلس سازی چینی و تطبیق آن با ادراك خاص هنرمندان ایرانی از فضا و اشكال طبیعی بود. این اقتباس در مدت دو قرن بدست ده ، دوازده نقاش زبر دست تكمیل شد. قدیمی ترین این نقاشان احمد موسی بود كه افسانه های بید پای مضبوط در مرقع اسلامبول را مصور كرده است. این هنرمند گلها و درختها و چمن و پرندگان و جانواران كار استادان چینی را در باغی ایرانی نقش كرده است. پس از او شاگردش « شمس الدین » است. دو استاد بزرگ دیگر « میر احمد باغ شمالی» ( خصوصیات هنر ایرانی را جلوه گر ساخت) و «بهزاد» كه توانست تعادل زنده ی مجلس را به شبیه سازی و تنوع تركیب كند.
قاسم علی « از معاصران بهزاد» است و میر مصور كه مجلس « وزیر و جغد» او در خمسه ی نظامی شاه طهماسب برجسته ترین نمونه ی تناسب رنگ در نقاشی ایرانی است و سلطان محمد كه طراح بسیار چیره دستی است و « شیخ محمد» و « آقا رضا كه در آثارشان برجستگی و ابعاد سه گانه نخستین بار بوسیله ی خطوط ساده جلوه داده می شود و صادقی كه جنبشهای طراحی او به خطاطی قدرت كامل داد و « رضا عباسی » كه در اشكال و صورتهای او گویی همان صور خاص دوره ی ساسانی تجدید شده است از هنرمندان برجسته به شمار می روند.
عامل مهم در شكوفایی نقاشی، پادشاهان تیموری و صفویه هستند كه مراكز مهم هنری در زمان خود تأسیس كرده و هنرمندان را گرد هم آوردند. دوستدار هنر و خود نیز هنرمند بودند. در دوره ی صفویه بر اثر مراوده ی شاه عباس با اروپاییان نفوذ هنر اروپا در ایران شیوع می یابد و در این دوره هنرمندان بیش از پیش به تصویر تك صورت پرداختند و این صورتها در مجموعه های نقاشی و خطاطی یا مرقعات جمع و ضبط می شد. علاقه به تك چهره سازی روی متن صفحه روزافزون بود این دوره بر خلاف عهد تیموریان كه كمال فنی كتاب مطرح بود، علاقه به هنر برای هنر را رواج داد. در این دوران مصور سازی كتاب و رابطه ی نقاشی با ادبیات از بین می رود و هر چه جلوتر می آییم تأثیرات هنر اروپا را واضح تر مشاهده می كنیم. در این دوران رفت و آمد هنرمندان خارجی و ایرانی و خرید تابلوهای اروپایی از طرف پادشاهان صفویه یا هدایای سفرای خارجی برای شاهان صفویه ، گرایشات جدیدی را در هنر نقاشی ایران به وجود آورد. كم كم توسط نقاشی های اروپایی و سفر نقاشان ایرانی به خارج، رعایت آناتومی و پرسپكتیو در نقاشی ایرانی باب می شود اگر چه موضوع و سوژه كار هنوز ایرانیست، گرایش به سوی نقاشی اروپایی به اوج خود رسیده است، اما پایه و اساس آكادمیك ندارد.
كمال الملك نقاشی است كه نقاشی كلاسیك اروپا را عیناً به ایران وارد كرد و مكتب نقاشی اروپایی را به طور آكادمیك و اصولی در ایران پیاده می كند، ولی روحیه مینیاتورریستی خود را حفظ كرده است. پس از آن گرایشهای متفاوتی در نقاشی ایران پدیدار می شود و تحت تأثیر تحولات هنری اروپا قرار می گیرد و این دوران بی هویتی هنر نقاشی و بی تكلیفی نقاشان ایرانی است. در مقابل هجوم و سلطه ی هنر غربی بغضی از هنرمندان به سنتهای گذشته رو می آورند، كه غالب آنها در اصفهان بوده اند. ( خانواده ی امامی- حاجی اسلامیان ) كه ایشان می كوشند تكنیك قدما را با تأثیرات هنر غربی و دست آوردهای آن تلفیق نمایند و به حل مسائل پرسپكتیو و آناتومی كه در نقاشی ایران دید خاص خود را دارد بپردازند . دیدی كه بر اساس جهان بینی و معانی سمبولیك ایرانیان پی ریزی شده و به هیچ وجه نشانه ضعف یا عدم آگاهی ایشان از این مسائل نیست، بلكه « خو است » است.
غیر از تلاشی كه هنرمندان مسلمان برای تزئین كتب دینی به كار می بردند، كتابهای علمی بسیاری در قرون اولیه هجری از یونانی و لاتین به عربی ترجمه شده و از جمله این كتب، منابع علمی پزشكی و دارویی بود كه نسخه های اصلی آنها دارای نقاشی بود و ترسیم مجدد آنها اجتناب ناپذیر بود. معرفی گیاهان دارویی . ترسیم شكل آنها را به همراه داشت و لذا نقاشی بوم جدیدی یافت كه تا قرن ها دوام آورد و عرصه شكل گیری یكی از ارزنده ترین هنرهای ایرانی گردید.
مكتب های مینیاتور
مكتب بغداد ( عباسی)
در قرون اولیه هجری شهر بغداد مركز تولید نسخه های خطی و كتاب آرایی بود. خلفای عباسی از ابتدای شروع خلافتشان هم از نظر سیاسی و هم از نظر هنری به شدت تحت تأثیر ایرانیان بودند. كتابهای الادویه المفرده. مقامات حریری، خواص الادویه ، الجزری، عجایب المخلوقات، كلیله و دمنه و … به این دوران منسوبند و همگی مصورند. سطح تصویر سازی در این كتب چندان بالا نیست. این نكته را نیز باید ذكر كنیم كه مقامات حریری وكلیله و دمنه در آن دوران نقش رمان در عصر حاضر را ایفا می كردند و مردمی كه سواد خواندن داشتند از ان ها استقبال زیادی می كردند. این مكتب كه عناصر هنر شام و بین النهرین و سبك بیزانس در آن به چشم می خورد، هر چند مكتبی تماماً ایرانی نیست اما عمیقاً سرشار از خصلت های ایرانی است و از آن به عنوان نقطه آغازی برای ادامه كار نگارگران ایرانی در دوره ی بعد از اسلام می توان یاد كرد.
مكتب سلجوقی
سلجوقیان در سال 429 هجری به قدرت می رسند و تا پیش از دوره ی مغول یكی از مهم ترین نام ها در تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران به شمار می آیند. هر چند در این دوره از نفوذ ایرانیان در بغداد كاسته شد. اما از سوی دیگر بر استقلال ایران از دستگاه خلافت افزوده شد. مهم ترین تجلی گاه این استقلال ، عرصه فرهنگی است. دانش و فرهنگ ایرانیان در این دوره، سراسر بلاد اسلامی را در می نوردد و خدمات شایان ذكری به مجموعه فرهنگ اسلامی سایر ملل می كند. اطلاعات از كتب خطی این دوران اندك است. در این دوران علاوه بر كتب مصور طبی و طبیعی مثل مفید الخاص، طب جالینوسی و خواص الاشجار، به كتب داستانی مصور، مثل « ورقه و كلشاه» كه یك مثنوی عشقی است و سمك عیار كه داستانی طولانی است ( به نثر) بر می خوریم.
اما در كنار كتاب آرایی، بایدبه نقاشی های به دست آمده روی ظروف سرامیك اشاره كرد. می توان گفت كه بهترین نقاشی های زمان سلجوقیان روی ظروف سفالی آن دوره نقاشی شده. نمونه هایی از این آثار را می توان در موزه آبگینه در تهران مشاهده كرد.
شهرهای ری و كاشان از جمله مراكز عمده تولید ظروف سفالین بوده است و لفظ كاشی نیز كه حتی امروزه در صنعت ساختمان رواج دارد منسوب به شهر كاشان است.

مكتب تبریز (مغول)
مغولان در سال 616 هجری به ایران حمله كردند و بخش مهمی از یادگارهای معنوی ایران را ویران كردند و یا در آتش سوزاندند. آنان به حكومت عباسیان در بغداد نیز پایان بخشیدند و دست به تأسیس دولت هایی در تبریز و مراغه زدند. گروهی از هنرمندان بدین صورت ، جذب آن ناحیه گردیدند و گروهی دیگر به علت مصالحه ای كه بین حاكمان محلی شیراز و مغول ها صورت گرفت به شیراز جذب شدند. یورش مغول ها هر چند در آغاز به مانند سیلی بنیان كن می نمود، اما آنان به سرعت در فرهنگ و مذهب اقوام مغلوب مستحیل گشتند. ایلخانان مغول اسلام پذیرفتند و به توصیه و تشویق وزرای با درایت ایرانی، همچون خواجه نصیر الدین طوسی و خواجه رشید الدین فضل الله ، به توسعه دانش و رونق بخشیدن به هنر همت گماشتند.
استنساخ پی در پی كتب در این دوران موجب پیدایش شیوه ای می گردد كه از لحاظ فنی، از نقاشی های دوره سلجوقی قوی تر است. نكته مشترك در نقاشی های این دوران آن است كه نقش های اصلی با رنگ هایی تیره تر از زمینه كشیده شده اند و به عنوان مثال در ترسیم حد چهره، مشخصاً از خط به جای رنگ استفاده شده است.
در نقاشی های این دوران تأثیر پذیری بسیار از هنر چین و تأثیر پذیری اندك از هنر بیزانس دیده می شود. نوعی گرایش به طبیعت گرایی ملهم از نقاشی چین در آثار این مكتب به چشم می خورد شكل خاص ترسیم كوه ها و ابرها نیز یادآور نقاشی ایرانی در دوره مغول است. عده ای نیز بر این گمانند كه سبك نقاشی چینی مأخوذ از شیوه نقاشی مانی است كه به حیات خود در چین ادامه داده و دوباره به ایران بازگشته است.
هر دو نظر در خور تعمقند، بهتر آن است كه مطلق گرایانه با هیچ كدام برخورد نكنیم و هیچ یك را كاملاً رد یا تأیید نكنیم. شك نیست كه نقاشی های چینی شباهت بی مانندی با نقاشی های مانوی كه در قرن دوم هجری در تورفان یافته شده اند دارند. اما تردیدی هم نباید كرد كه این شیوه مسلماً در چین بدون تغییر هم نمانده و كار هنرمندان چینی فقط تقلید بلافصل از سبك نقاشی مانوی نبوده است. هنری كه قرن ها در سرزمینی ماندگار شود. از ویژگی های فرهنگ آن سرزمین نیز تأثیر می پذیرد.
آثار معروف و شناخته شده ای كه از این دوران می توان نام برد شاهنامه ای است به نام دموت كه شخصی به این اسم آن را خرید و سپس آن را برگ برگ كرد و فروخت. از دیگر آثار مصور این دوره باید از جامع التواریخ (تألیف خواجه رشید الدین فضل الله) و آثار الباقیه (تألیف ابوریحان بیرونی) نام برد. از این دوره به بعد كتابهای خطی مهم ترین بوم نقاشی ایرانی به شمار می آیند.

جلایریان
در حدود اواسط قرن هشتم هجری قدرت ایلخانان مغول به كلی از بین رفت و جلایریان نقش عمده ای در سرنگونی آن ها داشتند. در دوران سلطان احمد جلایر (784-813 هجری) به خاطر علاقه شخصی وی توجه خاصی به كتاب و خطاطی و نقاشی می شد. با اینكه آنها بغداد را پایتخت خود قرار داده بودند. اما كانون فرهنگی تبریز همچنان به دوام خود ادامه می داد و از جمله آثار این كانون، یك ترجمه ایرانی از عجایب المخلوقات است كه سلطان احمد آن را برای كتابخانه ی خود اختصاص داد و از آنجایی كه این كتاب به خط نستعلیق نوشته شده و در آن زمان این خط فقط در تبریز مورد استفاده بوده. می توان آن را بدان ناحیه منسوب دانست. اثر دیگری كه از دوران سلطان احمد جلایر به یادگار مانده. دیوان خواجوی كرمانی است كه جنید آن را مصور كرده است. این اثر را باید پلی دانست كه نقاشی ایرانی را به مكتب شیراز وصل می كند.
مكتب شیراز
شهر شیراز در دوران تاخت و تاز مغولان از امنیت نسبی برخواردار بود. حكمرانان محلی این شهر با مغولان از در سازش در آمدند و این امر موجب گشت كه هنرها در این شهر از شكوفایی بیشتری برخوردار شوند. در كنار ادبیات و نام حافظ، ( برجسته ترین غزلسرای این دوران و تمام تاریخ ادبیات فارسی) ، نقاشی نیز رونقی خاص یافت. آنچه از نقاشی این دوران قابل ذكر است ، تأثیر پذیری كمتر آن نسبت به شیوه های چینی است كه در تبریز رواج داشت . آنچنان كه نقاشی های این دوره با نقاشی های عهد سلجوقی قابل مقایسه است. دقت در ترسیم چهره و اندام انسان در مكتب تبریز كمتر است اما در مكتب شیراز انسان و فضای زندگی او ، بیشتر مورد توجه نقاش واقع شد. این نكته در مقایسه تصاویر شاهنامه ی دموت از مكتب تبریز با شاهنامه های مكتب شیراز به خوبی آشكار می شود. مكتب شیراز منحصر به دوران مغول نیست و حتی در دوران تیموریان نیز دوام می یابد. نقاش این مكتب در آثار خود نوعی گرایش به شیوه های كهن ایرانی نشان می دهند و آثارشان از این جهت یادآور پاره ای ویژگی های دوران ساسانی است. قلم گیری در بیشتر آنها به صورت خطی پر رنگ است و زمینه ی نقاشی با درخت یا با شاخه پر شده است و از این نظر قابل قیاس با نقاشی های مانوی است. یكی از شیوه های اصیل نقش پردازی ایرانی یعنی تقارن كه از عهد هخامنشیان بر هنر ایران سایه گستر بوده ، در آثار این دوران دیده می شود. این مسئله در كتاب خاوران نامه ی مصور ابن حسام قابل رؤیت است. از جمله آثار برجسته ی دیگر این مكتب گلچین اسكندر سلطان است كه برای اسكندر سلطان پسر شاهرخ تهیه شده و نشان دهنده ی تكامل این مكتب است. هر دو كتاب نامبرده در دوره ی تیموری كتابت و نقاشی شده اند و تصاویر آنها حاكی از علاقه ی نقاشان به نشان دادن تأثیرات كارشان از طریق رنگ هستند. رنگ در مكتب شیراز یكی از اركان مهم نقاشی است این دوران تكنیك های پیشرفته تری را در ساخت و كاربرد رنگ ها مورد استفاده قرار داده اند.
مكتب شیراز را می توان پایه ای برای اوج گیری نقاشی ایرانی در مكتب هرات دانست.

مكتب هرات
مكتب نقاشی هرات با دوران تیموریان پیوند خورده است. تیمور در آخرین دهه ی قرن هشتم هجری ایران را تحت سلطه ی خود درآورد و شهر سمرقند را به عنوان پایتخت برگزید. پسر او ، شاهرخ پایتخت را به هرات منتقل كرد و در جبران خرابی های پدر كوشید. هر چند شاهرخ و دیگر پادشاهان تیموری به ترویج هنر و فرهنگ همت گماشتند. اما شكل گیری مكتب هرات را باید مدیون وزیر بافرهنگ سلطان حسین بایقرا، امیر علی شیر نوایی دانست. این امیر و وزیر، هر دو ادیب و دانشمند بودند و ادیبان و شاعران و نویسندگان و هنرمندان را تشویق و تربیت می كردند. عبدالرحمن جامی شاعر نامدار قرن نهم و كمال الدین بهزاد نقاش برجسته مكتب هرات مورد توجه خاص امیر علی شیر بوده اند. بهزاد در نیمه قرن نهم هجری متولد شد و به قولی ، نقاشی را نزد میرك خراسانی در هرات فراگرفت. از نام بهزاد در تمام مأخذ تاریخ نقاشی ایرانی به عنوان مهم ترین نقاش یاد شده است. او نقاشی ایرانی را ( كه بعدها اروپاییان ، مینیاتور نامیدندش) به هنری جهانی مبدل ساخت. در كارهای او كه در اوج نقاشی ایرانی قرار دارد، همانند آثار گذشتگان رعایت قواعد علم مناظر و مرایا ( پرسپكتیو) به چشم نمی خورد. از جهت مقایسه ی تاریخی جالب است بدانیم كه آغاز و انجام دوره ی تیموری در ایران ، با شروع و اوج رنسانس در اروپا همزمان بوده و قواعد پرسپكتیو علمی درهمین دوران در اروپا تدوین می گردد.
از همین دوره است كه وجود امضاء در نقاشی های ایرانی رواج می یابد. البته باید ذكر كنیم كه امضاء در این دوران در محل ناپیدایی در نقاشی گذاشته می شد و این امر به ویژه در آثار بهزاد مشهود است. نباید نا گفته گذاشت كه تعداد نقاشی های با امضاء بهزاد بسیار زیاد است و این موضوع كار شناسایی آثار اصلی را دشوار می كند.
از دیگر ویژگی های آثار این مكتب وجود كوه های مرجانی، درختان پرشكوفه و كاربرد رنگ های شفاف و زیبا از جمله آبی و بنفش و نارنجی اشت. اما آنچه ارمغان بهزاد به نقاشی ایران باید بنامیم نگرش او به حالات طبیعی انسان و در آوردن انسان از حالت اساطیری است. این موضوع از جمله ، در نقاشی معروف مأمون در حمام مصداق می یابد. از نقاشان به نام مكتب هرات می توان از میرك خراسانی و غیاث الدین و امیر شاهی سبزواری نام برد.
مكتب بخارا
با فتح هرات توسط ازبك ها و سپس شكست آنها توسط شاه اسماعیل صفوی ، نقاشان این شهر گروهی به بخارا پایتخت ازبك ها و گروهی به تبریز كوچ كردند . مكتب بخارا كه دنباله رو سبك بهزاد به شمار می آید مكتبی كم دوام بود و تعداد آثار هنرمندان آن بسیار كم است. از هنرمندان به نام این مكتب می توان از محمود مذهب یاد كرد كه در ابتدا تذهیب كار بود و سپس آثاری به تبعیت از سبك بهزاد آفرید. همچنین می توان از عبدالله خراسانی ( عبدالله نقاش) نام برد كه هم به عنوان مذهب و هم مصور ( نقاش) شناخته شده است.
مكتب تبریز ( صفویه)
صفویان یك دوره ی تاریخی از 907 تا 1148 هجری را به خود اختصاص می دهند. با فتح هرات توسط شاه اسماعیل صفوی در 916 هجری، كمال الدین بهزاد به تبریز رفت. انتقال او به تبریز را نباید صرفاً به مثابه یك مسافرت عادی نگریست. او با این سفر و پرورش شاگردانی نامور، مكتب خراسان قدیم را به مكتب اصفهان كه بعد ها در زمان شاه عباس اول پدید می آید پیوند می زند. بهزاد در تبریز منزلتی شایان توجه می یابد و به ریاست كتابخانه ی سلطنتی منصوب می شود.
از معروف ترین شاگردان بهزاد در تبریز می توان از قاسم علی، آقا میرك ، میرزا علی و میر سید علی نام برد. یكی دیگر از نقاشان معروف این مكتب سلطان محمد است كه نقاشی معراج حضرت محمد (ص) را كشیده است. این نقاشی یكی از تصاویر خمسه ی نظامی است كه سلطان محمد آن را مصور كرده است.
نقطه ی پایان مكتب تبریز استاد محمدی یا محمد بك است كه احتمالاً پسر سلطان محمد بود. این نقاش پرتره ای از خود در سن 50 سالگی رسم می كند كه اكنون در موزه ی هنرهای زیبای بوستون موجود است.
نقاشان این مكتب به پیروی از بهزاد نقاشی ایرانی را از قواعد و قوانین سخت و خشك ترسیم خطوط در دوره ی تیموری دور می سازند و به انسان ها آزادی بیشتری برای حركت می بخشند ، بهزاد می كوشد كه به چهره ها از لحاظ روان شناسی، شخصیت ویژه و خاص خود را ببخشد و این خصوصیت دركارهای شاگردانش نیز ادامه می یابد.
بهزاد در سال 942 هجری قمری در تبریز درگذشت. هنگامی كه او چشم از جهان فروبست میكل آنژ 60 ساله بود و 16 سال از مرگ لئوناردو داوینچی می گذشت.

مكتب اصفهان
پایتخت صفویان از تبریز به قزوین و سپس به اصفهان انتقال یافت و این انتقال اخیر، مصادف با آغاز دوره ی پادشاهی شاه عباس اول بود. هنرمندان همراه با شاه عباس راهی اصفهان شدند. نقاشی در دوره ی صفویان از چهار چوب قدیمی كارهای هنرمندان پیشین فراتر رفت. علاوه بر آن نقاشی به صورت تك برگ در كنار نقاشی روی صفحه های كتب خطی، به عنوان یك شاخه ی جدید هنری رواج یافت.
در میان نقاشان مشهور این مكتب به دو نام بر می خوریم كه به هم شبیه اند و غالب محققان را دچار تردید می كننند. « آقا رضا» و «رضا عباسی» از سویی گفته می شود كه این دو امضاء متعلق به یك نفر است و از سوی دیگر عده ای نیز آقا رضا را مقدم بر رضا عباسی دانسته اند. «ارنست كونل» به ظن قاطع معتقد است كه آقا رضا و رضا عباسی هر دو یك تن هستند. از ویژگی های سبك رضا عباسی ، استفاده ی استادانه ی وی از خطوط منحنی است. رنگ های نقاشی های وی شادی افزا هستند و او گاه با استفاده از رنگ های مكمل، استادی بی مانندی در تكمیل تركیب بندی آثار خویش با رنگ، از خود نشان می دهد. در آثار رضا عباسی، چهره ی پسرها از دخترها قابل تفكیك نیست و گاه فقط از روی پوشاك آنان می توان تشخیص داد كه موضوع نقاشی مرد است یا زن. در آثار او عمامه مردان، بزرگ و دارای پر یا گل است. این ویژگی در بیشتر نقاشی های مكتب اصفهان دیده می شود و وجه ممیزه ی این مكتب نسبت به مكتب تبریز به شمار می آید. در مكتب تبریز، دستار و كلاه قزلباش دارای یك برآمدگی است كه تا چندین سانتی متر بالاتر از دستار امتداد می یابد. وجود این برآمدگی ( كه شبیه به تكه چوبی است) یكی از وجوه ممیزه ی مكتب تبریز است.
از نقاشان دیگر مكتب اصفهان می توان از محمد طاهر، محمد محسن و ملك حسن اصفهانی نام برد.

فهرست مطالب :

  • فهرست :
  • تعریفی اجمالی از مینیاتور( نگارگری
  • تاریخچه نقاشی در ایران
  • نگارگری قبل از اسلام
  • نگارگری ایرانی
  • نگارگری مکتب سلجوقی

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 40



دانلود فایل (تحقیق در مورد نگارگری در دوره ساسانیان)

مقاله نگارگری ساسانیان;تحقیق در موره نگارگری ساسانیان;تحقیق در مورد نگارگری;تحقیق ورد نگارگری ساسانیان;نگارگری در دوره ساسانی

تحقیق در مورد نگارگری در دوره ساسانیان در 23 صفحه در قالب Word قابل ویرایش

توضیحات :

تحقیق در مورد نگارگری در دوره ساسانیان در 23 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

دودمان ساسانی از قرن سوم تا میانه قرن هفتم میلادی درایران پادشاهی کردند . اتحاد مجدد ایران باری دیگری از ایالت پارس واقع در جنوب غربی محلی که شهر قدیمی پاسارگاد هخامنشیان قرار داشت آغاز گشت .

ساسان نام « مغی » بود که در معبد الاهه ناهید (آناهیتا) خدمت می کرد . وی به خاندان سلطنتی فارس وابسته بود و مقام مهمی داشت . پسر او پاپک حاکم استخر و دارای لقب پادشاه بود . کار اردشیر نواده ساسان و پسر پاپک که از مساعدت محافل روحانی و بخشی از اعیان برخوردار بود بالا گرفت و به تدریج متصرفات خویش را با تسخیر اراضی مجاور توسعه داد و چنان نیرومند گشت که بزرگترین فرمانروای پارس را شکست داد و سرنگون ساخت .
اردشیر همدان و آذربایجان و گرگان و ابرشهر و مرو را تصرف کرد و متصرفات او تاحدود بلخ و خوارزم رسید و پادشاهان کوشان و توران خود را تابع او خواندند .

به موجب کتیبه سه زبانی شاپور اول شاپور اول در کعبه زردشت ، پارس و خوزستان و بین النهرین و عربستان و ارمنستان و آذربایجان و گرجستان و اران و مازندران و ماد و گرگان و مرو و خراسان و سیستان و بلوچستان و مکران ودره سند و کوشان و سغد و عمان ازجمله متصرفات او بوده است . این متصرفات در زمان خسرو انوشیروان تا سواحل دریای سیاه و شهر انطاکیه و یمن نیز کشیده شد و سوریه و آسیای صغیر در زمان خسروپرویز به تصرف ایران درآمد .

ساسانیان که خود را وارث هخامنشیان می دانستند قدرتی مرکزی ایجاد کردند و زمام اختیار را از دست فئودالها گرفتند و آنها را ودار ساختند که به اوامر حکومت مرکزی گردن نهند .

یین زردشت ، که ظاهرا از اواخر حکومت اشکانیان در سراسر ایران بسط و توسعه یافته بود در آن دوره به صورت دین ملی و رسمی کشور درآمد . در این دوره بسیاری از عناصر یونانی که با محیط اجتماعی ایران سازگاری نداشت طرد گردید و یا رنگ ایرانی به خود گرفت .
برای شناخت و پژوهش درباره نگارگری این دوره همان گونه که پیش از این نیز اشاره شد ، می توان به کتب و سفرنامه ها و خاطرات افرادی که در این دوره مطالبی نوشته اند و یا به آثار باقی مانده از این دوران مراجعه کرد .

درباره نگارگری دوره ساسانی ضمن بررسی کتب تاریخی و جهانگردانی که از ایران پس از تصرف اسلام دیدن کردند ، خصوصا اعراب و عرب زبانانی که اشعاری سروده اند و در آن به نگارگری اشاره داشتند می توان به شاعر سده سوم هجری «ابوعباده بحتری » اشاره کرد .
بحتری در آغاز چکامه خود می گوید : « به دیدار (مداین کسری ) رفتم تا با نگریستن بر آنها عبرت آموزم و بار غمی را که بر دلم نشسته است سبک کنم . پس از آن به توصیف یک تابلو نقاشی که تا روزگار او (270 هـ ) بر دیوار ایوان نگاریده و از آسیب زمانه در امان مانده بود می پردازد . در این تابلو جنگ خسرو اول انوشیروان و سپاهیان پیروزمند ایران نشان داده شده بود که شهر انطاکیه را در شام گرد فرو گرفته اند و خود خسرو فرماندهی سپاه را به دست دارد . نقاشی چنان زیبا و زنده بوده است به گفته بحتری ، گفتی سربازان زنده اند اما چون مردم لال با اشاره سخن می گویند .

اجازه دهید شرح تصویر را از زبان خود بحتری بیاوریم :

آن « ایوان» از شگفت کاری های ملتی با تو سخن می گوید که همین بنا در شگفتی کاری ایشان شکی نمی گذارد چون بر تصویر انطاکیه بنگری خود را در میانه روم و ایران می بینی ، آنجا که مرگ فرو می بارد و انوشیروان زیر درفش کاویان رده ها را می آراید . انوشیروان در جامه سبز و بر سمندی سوار است که گفتی در آب گلرنگ می خرامد مردان جنگی در پیش روی او خاموش و بی صدایند چشم چنین می پندارد که به راستی زنده اند اما چون لالان با اشاره سخن می گویند .

همچنین شعرای دیگری نیز به طرحها و نقشهایی بر دستمالها و پارچه ها و کاسه ها و پیاله و … اشاره کرده اند که از این میان می توان به حسن ابی هانی اهوازی معروف به ابونواس اشاره داشت که در سده دوم هجری می زیسته است .

علی بن حسین مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف به کتبی اشاره می کند که نزد یکی از بزرگان فارس دیده است که در آن رخساره شاهان ساسانی تصویر شده بود وی در صفحه 92 و 93 کتاب یاد شده که در سال 1938 در قاهره چاپ شده است چنین می گوید : به سال 303 هجری در شهر استخر فارس نزد یکی از خاندانهای بزرگ ایرانی کتاب بزرگی دیدم حاوی اگاهیهای بسیاری از دانشهای ایرانیان و سرگذشت شاهان ایشان و ساختمان هایی که هر یک برآورده و جلوه گیریهای که کرده بود ، که هیچ کدام از آنها را در هیچ یک از کتابهای ایرانیان مانند خداینامه و آییننامه و گهنامه و دیگرها ندیده بودم .

در این کتاب از چهره شاهان ایران از دودمان ساسان بیست و هفت رخساره کشیده شده بود ؛ بیست و پنج مرد و دو زن ، رخساره هر کدام از روزی که در گذشته ، پیر یا جوان با زیورها و تاج و خط ریش و ویژگی های رخ کشیده بودند و اینکه اینان چهارصد و سی و سه سال و هفت روز شاهی کرده اند …

در تاریخ کتاب نوشته بود :« نوشته شده ا زچیزهایی که از خزانه شاهان ایران به دست آمده در سال 113 هجری برای هشام بن عبدالملک بن مروان از فارسی به عربی برگردانیده شد .

«نخستین شاه ایشان در آن کتاب اردشیر بود ، جامه روی او سرخ دارای نقش دینارگون ، شلوار آسمانی رنگ و تاجش سبز در زر ، ایستاده ، نیزه ای در دست .

انجامین شاه یزدگرد پور شهریارپور خسرو پرویز بود . جامه رویی سبز نقشدار ، تاجش سرخ ، ایستاده ، نیزه ای در دست و بر شمشیر خود تکیه زده است .

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 23



دانلود فایل (تحقیق نشانه شناسی بازیگر تاویل کنش)

دانلود تحقیق نشانه شناسی بازیگر تکویل کنش;نشانه شناسی بازیگر تکویل کنش

دانلود تحقیق نشانه شناسی بازیگر تأویل كنش 103 صفحه قابل ورایش در قالب Word

توضیحات :

دانلود تحقیق نشانه شناسی بازیگر تأویل كنش 103 صفحه قابل ورایش در قالب Word.

فهرسـت مطالب:
فصل 1: مقدمه نشانه شناسی و خاستگاه فلسفی
1-1 نشانه چیست ؟
1-2 نشانه شناسی
1-3 ساختارگرایی و نشانه شناسی ( دیدگاه سوسور)
1-4 خاستگاه فلسفی
1-5 طبقه‌بندی پیرس
1-6 نشانه‌های طبیعی و نشانه‌های مصنوعی
1-7 هدف نشانه‌ها
1-8 نظریه‌ی نشانه شناسیك

فصل 2: ملاحظات نظری
2-1 در مكتب پراك
2-2 فرایند نشانه شدن ابژه
2-3 Semiotics
2-4 نشانه از دید سوسور
2-5 نشانه از دید پیرس
2-6 تكامل دسته‌بندی پیرس
2-7 دیگر تقسیم‌بندی‌ها
1-2-7 مثلث معنایی آگرن وریچاردز
2-2-7 الگوی متز
3-2-7 الگوی معنایی فرگر
4-2-7 مربع نشانه شناسی گریماس
5-2-7 الگوی كریستال
2-8 دلالت صریح و ضمنی
2-9 روابط همنشینی و جانشینی
2-10 رمزگان
1-2-10 دسته‌بندی ژان پل سیمون
2-2-10 دسته‌بندی امبرتواكوا
3-2-10دسته‌بندی بارت

فصل 3: طبقه‌بندی نظام‌های نشانه‌ای
3-1 طبقه‌بندی كوزان
3-2 طبقه‌بندی اسلین
3-3 پرسشنامه‌ی پاویس

فصل 4: بازیگر
4-1 نشانه‌ای شدن روی صحنه
4-2 روابط مكانی
4-3 بازیگر و شخصیت
4-4 بازیگر پل ساز

فصل 5: كنش
5-1 6عامل سازنده كنش
5-2 الگوی كنشی گرماس
1-5-2 الگوی كنشی گرماس / سجودی
2-5-2 الگوی كنشی گرماس / پرویز
3-5-2 الگوی كنشی گرماس / آلن آستین و جرج ساونا
5-3 اهمیت الگوی كنش و محدودیتها
5-4 انواع كنش از دید كرالام
5-5 كنش گفتار
1-5-5 تفاوت مكالمه‌ی دراماتیك از معادل روزمره
2-5-5 طبقه بندی آستین از كنش‌های غیر بیانی
3-5-5 تئودورف، گزاره و ؟؟؟
5-6 نیت و هدف
5-7 زمان كنش
5-8 حركت و نظام نشانه‌های حركت
1-5-8 اصول حركت
2-5-8 كاركردهای حركت
3-5-8 سیگنال حركتی
4-5-8 سه نوع اصلی صحنه‌ای
5-9 دستگاه مختصات سه بعدی كنش
5-10 الزامات ذهنی كنش

فصل 6: تأویل كنش
6-1 تأویل
6-2 تأویل در مباحث مدرن
6-3 نیت مولف
6-4 گفتگو با متن
1-6-4 سه درجه‌ی معنا
2-6-4 پایگان معانی از نظر دانته
3-6-4 انسجام معنایی
4-6-4 انتقاد به نشانه‌ شناسی – دریدا
6-5 ارتباط رقمی یا قیاسی
1-6-5 عناصر ارتباط كلامی
2-6-5 الگوی ساده‌ی ارتباط تئاتری
6-6 عملیات تفسیری
6-7 تفسیر سه لایه‌ای
6-8 نشانه شناسی لایه‌ای
6-9 لنگر نشانه‌ها
فصل 7: ارزیابی فرضیه و نتیجه‌‌گیری
فهرست منابع

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 103