دانلود فایل (مبانی نظری تحقیق اعتیاد)

مبانی نظری تحقیق اعتیاد

مبانی نظری تحقیق اعتیاد

توضیحات :

مبانی نظری تحقیق اعتیاد در 49 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

  1. اعتیاد

اعتیاد کلمه ای است عربی از ریشه عاد و به معنای چیزی را به عادت پذیرفتن و به چیزی و خوگرفتن (باوی، 1388). در چند دهه اول قرن بیستم، واژه اعتیاد به مواد شیمیایی به حالتی خاص اطلاق می شد که در اثر مصرف مواد به وجود می آمد. در سال 1931 میلادی واژه های عادت دارویی و اعتیاد دارویی به وسیله تاتوم و سیورز به عنوان واژه های جایگزین برای اعتیاد مطرح شد(گلپرور و همکاران، 1382).

تعریفی که تاتوم و سیورز از فرد معتاد و اعتیاد دارویی نمودند، عبارتند بود از:«معتاد فردی است که ماده شیمیایی خاصی را مصرف نموه و بدان وابستگی بدنی یا جسمی پیدا کند»

در سال 1964 میلادی، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد، دیگر جنبه علمی ندارد و وابستگی دارویی را به جای آن توصیه نمود(، گلپرور و همکاران، 1382؛ باوی، 1388).

از نظر سازمان بهداشت جهانی وابستگی به مواد نشانگانی است که با یک الگوی رفتاری خاص آشکار می شود. با مصرف برخی ا داروها مانند، داروهای روان گردان، الگویی از رفتارهای ویژه بر رفتارهایی که قبلا ارزش بیشتری داشته اند، ارجحیت می یابند. نشانگان مورد نظر به معنی وابستگی مطلق نیست. بلکه پدیده کیفی است که به درجات مختلف، متجلی می شود(باوی، 1388).

  1. انواع وابستگی به مواد:

وابستگی به مواد به دو صورت، وابستگی جسمی و وابستگی روانی می باشد:

وابستگی جسمی: به دو شکل صورت می پذیرد:

الف) تحمل: عبارت است از نیاز به مقادیر فزاینده ای از مواد، برای رسیدن به حالت مسمومیت (یا آثار مطلوب) و یا کاهش بارز اثر مواد، با مصرف مداوم مقدار ثابتی از آن.

ب) علایم ترک: تغییر رفتاری ناسازگارانه، توام با علائم فیزیولوژیکی و شناختی است که بر اثر کاهش ماده مورد نظر در خون یا بافت های کسی که قبلا مقدار زیادی از آن را برای مدت طولانی مصرف کرده است، دیده می شود. پس از بروز نشانه های ناخوشایند ترک مصرف، شخص ممکن است برای اجتناب یا رهایی از نشانه ها دوباره به مصرف دارو روی می آورد(باوی، 1388).

وابستگی روانی: بعضی از افراد همراه با وابستگی جسمانی، الگویی از مصرف اجباری را نشان می دهند و برخی دیگر، بدون علائم وابستگی جسمانی، علائم وابستگی روانی (اشتیاق و ولع مصرف) را نشان می دهند. که در این صورت احتمال دارد که شخص:

الف) برای قطع ماده یا کنترل آن به طور مداوم تمایل نشان دهند.

ب)شخص ممکن است برای تهیه ماده مورد نظر، مصرف آن یا رهایی از عوارض آن، وقت زیادی را صرف می کند.

ج) در برخی از موارد وابستگی به مواد، همه فعالیت های روزمره شخص بر ماده مورد نظر متمرکز شده و احتمال دارد، فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی و تفریحی وی به دلیل مصرف مواد به شدت مختل شده یا کاهش یابد(باوی، 1388).

  1. اختلالات مرتبط با مواد بر طبق DSM-5

اختلالات مرتبط با مواد 10 طبقه مجزای داروها را در بر می گیرند: الکل؛ کافئین؛حشیش؛ مواد توهم زا؛ مواد استنشاقی؛ مواد شبه افیونی؛ داورهای آرامبخش، خواب آور، و ضد اضطراب؛ مواد محرک؛ توتون؛ و مواد دیگر(یا نامشخص). این طبقه کاملا مجزا هستند. تمام داروهایی که بیش از حد مصرف شوند از نظر فعال سازی مستقیم سیستم پاداش مغز مشترک هستند، که در تقویت رفتارها و تولید خاطرات مشارکت دارند. آنها به قدری سیستم پاداش را فعال می کنند که از فعالیت های عادی غفلت می شود. داروهایی که سوئ مصرف می شوند به جای اینکه از طریق رفتارهای انطباقی به فعال سازی سیستم پاداش دست یابند، مستقیما گذرگاه های پاداش را فعال می کنند. مکانیزم های دارویی که هر طبقه از داروها به وسیله آنها پاداش را تولید می کنند متفاوت هستند، اما داروهایی که معمولا این سیستم را فعال کرده و احساسات لذت ایجاد می کنند، اغلب نشه آور نامیده می شوند. به علاوه، افرادی که خویشتن داری کمی دارند برای مبتلا شدن به اختلالات مصرف مواد خیلی مستعد باشند، بدین معنی که منشا اختلالات مصرف مواد در برخی افراد را مدت ها قبل از شروع عملی مصرف مواد، می توان در رفتارها پیدا کرد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

اختلالات مرتبط با مواد به دو گروه تقسیم شده اند: اختلالات مصرف مواد و اختلالات ناشی از مواد. اختلالات زیر را می توان با عنوان ناشی از مواد طبقه بندی کرد: مسمومیت، ترک، و اختلالات روانی دیگر ناشی از مواد / دارو (اختلالات روان پریشی، دوقطبی و اختلال مربوط، اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی، وسواس فکری-عملی و اختلال مربوط، اختلال خواب، کژکاری جنسی، دلیریوم، و اختلالات عصبی-شناختی) (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

  1. اختلالات مصرف مواد بر طبق DSM-V

ویژگی اصلی اختلال مصرف مواد مجموعه ای از نشانه های شناختی، رفتاری، و فیزیولوژیکی است که نشان می دهد فرد با وجود مشکلات قابل ملاحظه مرتبط با مواد، مصرف مواد را ادامه می دهد.

ویژگی مهم اختلالات مصرف مواد تغییر اساسی در مدارهای مغزی است که امکان دارد بعد از مسمومیت زایی ادامه یابد، مخصوصا در افرادی که به اختلالات شدید مبتلا هستند. تاثیرات رفتاری این تغییرات مغزی ممکن است در برگشت های مکرر و اشتیاق شدید به دارو در مواقعی که افراد با محرکهای مرتبط با دارو مواجه می شوند، آشکار شوند. این تاثیرات مداوم دارو ممکن است در اثر روش های درمانی بلندمدت بهبود یابند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

در مجموع، تشخیص اختلال مصرف مواد بر الگوی بیمارگون رفتارهای مرتبط با مصرف مواد استوار است. برای کمک به سازمان دهی، معیارملاک های A را می توان متناسب با دسته بندی کلی کنترل معیوب، اختلال اجتماعی، مصرف مخاطره آمیز، و ملاک های دارویی در نظر گرفت. کنترل معیوب در مورد مصرف مواد، اولین دسته بندی ملاک هاست. امکان دارد فرد ماده ای را با مقادیر بیشتر، طی مدت طولانی تر از آنچه در آغاز در نطر داشته است مصرف کند. امکان دارد فرد تمایل مداومی را به کاهش دادن یا تنظیم کردن مصرف مواد ابراز کند و بگوید تلاش های ناموفق متعددی را برای کاهش دادن یا تنظیم کردن مصرف مواد ابراز کند و بگوید تلاش های ناموفق متعددی را برای کاهش دادن یا قطع مصرف به خرج داده است. ممکن است فرد وقت زیادی را صرف بدست آوردن مواد، یا بهبود یافتن از تاثیرات آن کند. در برخی از موارد اختلالات مصرف مواد شدیدتر، تقریبا تمام فعالیت های روزانه فرد بر محور مواد می چرخد. اشتیاق با میل شدید به دارو آشکار می شود که ممکن است در هر زمانی روی دهد، اما زمانی احتمال آن بیشتر است که فرد در محیط طبیعی باشد که قبلا دارو را بدست می آورده یا مصرف می کرده است. همچنین معلوم شده است که اشتیاق شرطی شدن کلاسیک را شامل می شود و با فعال سازی ساختارهای پاداش خاص در مغز ارتباط دارد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

اختلال اجتماعی دومین دسته بندی ملاک هاست. مصرف مواد عود کننده ممکن است به ناتوانی در برآوردن تعهدات نقش عمده در محل کار، مدرسه یا خانه منجر شود. امکان دارد فرد با وجود داشتن مشکلات اجتماعی یا میان فردی مداوم یا مکرر که در اثر تاثیرات مواد ایجاد و تشدید می شوند به مصرف مواد ادامه دهد. فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی، یا تفریحی ممکن است به علت مصرف مواد رها شوند یا کاهش یابند. امکان دارد فرد از فعالیت های خانوادگی و سرگرمی ه به منظور مصرف مواد کناره گیری کند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

مصرف مخاطره آمیز مواد سومین دسته بندی ملاک ها ست. این ممکن است شکل مصرف عود کننده در موقعیت هایی را به خود بگیرد که از لحاظ جسمانی خطرناک هستند. امکان دارد فرد با وجود آگاهی از اینکه مشکلات جسمانی یا روانی مداوم یا عود کننده ای دارد که احتمالا ناشی از مواد هستند یا توسط مواد تشدید می شوند، به مصرف آن ادامه می دهد.

ملاک های دارویی آخرین دسته بندی هستند. تحمل یا نیاز به افزایش قابل ملاحظه مقدار مواد برای دستیابی به تاثیر مطلوب یا کاهش چشمگیر تاثیر هنگامی که مقدار معمول مصرف شده است، مشخص می شود. اینکه تحمل تا چه اندازه ای ایجاد شود در بین افراد مختلف و در بین مواد گوناگون بسیار تفاوت دارد و ممکن است انواع تاثیرات دستگاه عصبی مرکزی را در بر داشته باشد. ترک نشانگانی است که زمانی روی می دهد که غلظت مواد در خون یا بافت در فردی که مصرف مواد زیاد و طولانی مدت داشته باشد، کاهش می یابد. فرد بعد از ایجاد نشانه های ترک، احتمالا برای کاهش دادن نشانه ها، مواد را مصرف می کند. نشانه ترک در بین طبقات مواد بسیار متفاوت هستند و برای این طبقات دارویی، مجموعه ملاک های جداگانه ای برای ترک ارایه شده اند. علایم فیزیولوژیکی ترک محسوس که به راحتی اندازه گیری می شوند در مورد الکل، مواد شبه افیونی، داروههای آرامبخش، خواب آور، و ضد اضطراب رایج هستند. علایم و نشانه های ترک در مورد مواد محرک (آمفتامین ها و کوکائین)، به علاوه توتون و حشیش، اغلب وجود دارند، ولی ممکن است کمتر اشکار باشند. بعد از مصرف مکرر فن سایکلیدین، مواد توهم زای دیگر، و مواد استنشاقی، نشانه های ترک قابل ملاحظه ای در انسان ها ثابت نشده است(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

  1. اختلالات ناشی از مواد بر طبق DSM-5

طبقه کلی اختلالات ناشی از مواد، مسمومیت، ترک، و اختلالات روانی دیگر ناشی از مواد / داروها را شامل می شود(مثل اختلال روان پریشی ناشی از مواد/دارو، اختلال افسردگی ناشی از مواد).

  1. مسمومیت و ترک مواد

ویژگی اصلی، ایجاد نشانگان برگشت پذیر خاص مواد به علت مصرف اخیر مواد است(ملاکA). تغییرات رفتاری یا روان شناختی مشکل آفرین مرتبط با مسمومیت که اهمیت بالینی دارند (مثل ستیزه جویی، تغییر پذیری خلق، قضاوت معیوب) ناشی از تاثیرات فیزیولوژیکی و مواد بر دستگاه عصبی مرکزی است و مدت کوتاهی بعد از مصرف مواد ایجاد می شود (ملاکB). این نشانه ها ناشی از بیماری جسمانی دیگر نیستند و با اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی شوند (ملاکD). مسمومیت با مواد در بین کسانی که به اختلال مصرف مواد مبتلا هستند شایع است، اما غالبا در افراد بدون اختلال مصرف مواد نیز روی می دهد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

رایج ترین تغییرات در رابطه با مسمومیت، عبارتند از اختلالات ادراک، بیداری، توجه و تفکرف قضاوت، رفتار روانی-حرکتی، و رفتار میان فردی. مسمومیت های کوتاه مدت یا «حاد» ممکن است علایم و نشانه های متفاوت با مسمومیت های مستمر یا «مزمن» داشته باشند.

ویژگی اصلی ترک، ایجاد تغییر رفتاری مشکل آفرین خاص مواد، همراه با همایند های فیزیولوژیکی و شناختی که ناشی از توقف، یا کاهش مصرف مواد زیاد و طولانی است (ملاکA). این نشانگان خاص مواد موجب ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در زمینه اجتماعی، شغلی، یا زمینه های مهم دیگر عملکرد می شود(ملاک C). نشانه ها ناشی از بیماری جسمتنی دیگر نیستند و با اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی شوند (ملاکD). ترک معمولا ، اما نه همیشه با اختلال مصرف مواد ارتباط دارد. اغلب افرادی که ترک کرده اند میل شدیدی به مصرف دوباره مواد یا کاهش دادن نشانه ها دارند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

  1. اختلالات روانی ناشی از مواد

اختلالات روانی ناشی از مواد ، مجموعه نشانگان بالقوه شدید، معمولا موقتی، اما گاهی مداوم دستگاه عصبی مرکزی هستند که در زمینه تاثیرات موادی که سوء مصرف می شوند، داروها یا مواد سمی متعددی ایجاد می شوند. این اختلالات از اختلالات مصرف مواد متمایز شده اند، که در آنها مجموعه ای از نشانه های شناختی، رفتاری، و فیزیولوژیکی به رغم مشکلات قابل ملاحظه مرتبط با مواد مشارکت دارند. اختلالات روانی ناشی از مواد/دارو ممکن است بوسیله 10 طبقه مواد یا انواع زیاد دارو های دیگر که در درمان پزشکی استفاده می شوند و اختلالات مصرف مواد را به وجود می آورند، ایجاد شوند. تمام اختلالات ناشی از مواد/دارو ویژگی های مشترکی دارند. تشخیص دادن این ویژگی های مشترک برای کمک به شناسایی این اختلالات اهمیت دارد. این ویژگی ها به صورت زیر شرح داده شده اند: (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393)

  1. اختلال، جلوه بیمارگون قابل ملاحظه بالینی اختلال روانی مربوط را نشان می دهد.
  2. شواهدی از سابقه، معاینه بدنی، یا نتایج آزمایشگاهی درباره هر دو مورد زیر وجود دارد:
  1. اختلال ظرف مدت 1 ماه مسمومیت یا ترک مواد یا مصرف دارو ایجاد شده است؛ و
  2. مواد/داروی درگیر توانایی ایجاد کردن اختلال روانی را دارد.
  1. اختلال با اختلال روانی مستقل بهتر توجیه نمی شود (یعنی، اختلالی که ناشی از مواد- یا دارو نیست). چنین شواهدی از اختلال روانی مستقل می تواند شامل موارد زیر باشد:
  1. اختلال قبل از مسمومیت شدید یا ترک یا مصرف کردن دارو ادامه یافته است. این ملاک در مورد اختلالات عصبی- شناختی از مواد یا اختلال ادراک باقیمانده از مواد توهم زا، که بعد از توقف مسمومیت حاد یا ترک ادامه می یابد کاربرد ندارد.
  1. اختلال منحصرا در طول دوره دلیریوم روی نمی دهد.
  2. اختلال موجب ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی، شغلی، یا زمینه های مهم دیگر عملکرد می شود.
    1. ویژگی ها

در مورد طبقات موادی که توانایی ایجادکردن اختلالات روانی ناشی از مواد که ارتباط بالینی دارند، می توان نتیجه گیری کلی کرد. به طور کلی، داروهای آرامبخش تر (داروهای آرامبخش، خواب آور، یا ضد اضطراب، و الکل) می توانند اختلالات افسردگی برجسته و قابل ملاحظه بالینی هنگام مسمومیت ایجاد کنند، در حالی که اختلالات اضطرابی در طول مجموعه نشانگان ترک ناشی از این مواد مشاهده می شوند. همچنین، در مدت مسمومیت، مواد تحریک کننده تر (مثل آمفتامین و کوکائین) احتمالا با اختلالات روان پریشی ناشی از مواد و اختلالات اضطرابی ناشی از مواد ارتباط دارند، به طوری که دوره های افسردگی اساسی ناشی از مواد هنگام ترک مشاهده می شوند. داروهای آرامبخش تر و تحریک کننده تر احتمالا اختلالات خواب و جنسی قابل ملاحظه، ولی موقتی ایجاد می کنند. به طور کلی، برای اینکه یک اختلال روانی ناشی از مواد به حساب آید باید شواهدی وجود داشته باشد مبنی بر اینکه آن اختلال با بیماری روانی مستقل بهتر توجیه نمی شوند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

  1. اختلالات مرتبط با مواد شبه افیونی[1]

در سراسر جهان بیش از 20 داروی مجزا کاربرد بالینی دارند. در کشورهای توسعه یافته بیشترین داروی افیونی که مورد سوء مصرف و وابستگی قرار می گیرند هروئین است. مواد افیونی دست کم از 3500 سال پیش و اکثرا به شکل تریاک به کار رفته اند. نخستین بار مرفین در سال 1832 از تزیاک جدا شدند. در قرن بیستم مورفین خالص و کدئین به تدریج در مصارف پزشکی جایگزین تریاک خام شدند، هر چند مصرف غیر طبی تریاک هنوز در برخی نقاط دنیا ادامه دارد(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمه رضاعی، 1391).

در جدول زیر فهرست مواد افیونی مختلف که کاربرد درمانی در ایالات متحده دارند(به استثنای هروئین)، ارائه شده است.


[1] Opioid-related disorder

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 49


مطالب تصادفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *